پشت آن دیوارهای بلند و نفوذناپذیر، آن طرف در آهنی و دراز و طویل، توی بندهای چند متری و کبره بسته که سهم هر کدام از ساکنانش تنها یک تختخواب فرسوده و زهواردررفته است و در و دیوارش پُر است از یادگاریها و ردپاهایی از زندانیان قدیمی؛ همانها که بخت با آنها یار بوده و از زندان رهایی یافتند تا تولدی دوباره را رقم بزنند و زندگی نویی را شروع کنند یا آنها که دنیا چندان به کامشان نبود و سرنوشت برایشان «زیر تیغ» بودن را نوشته، آدمهایی پشت میلههای سیاه و چرکین محصور شدهاند که همه از آنها واهمه دارند و فرار میکنند؛ مجرمانی که خواسته یا ناخواسته اقدام به قتل کردهاند و «همین قاتل» بودنشان مو بر تن آدم سیخ میکند و از آنها چهرهای سنگدل و بیرحم یا حتی جانی میسازد که کسی چشم دیدنشان را ندارد؛ آدمهایی مثل منصور، بهرام و مسعود و… هزاران قاتل دیگر که وقتی از داستان زندگیشان حرف میزنند، رگ «غیرت»شان بالا میزند و متورم میشود. همانها که سالهاست «آن تو» روزگار میگذرانند و به ظن خود برای دفاع و حفظ «ناموس» به آدمکشی تن دادهاند؛ همسر، دختر، خواهر، همسایه، دوست، غریبه و آشنا. فرقی نمیکند؛ هر که واژه «ناموس» را نشانه گرفته و بـاعثوبانی «بیآبرویی» باشد و مردِ داستان را «بیغیرت» جلوه دهد، سزاوار مرگ است.
جایی نوشته بودم که تصورم از زندگی این است که انگار سالها در استخر بودهام؛ در یک مسابقه شنا. قانون مهم شنا را هم که میدانید؟ هرچه بیشتر دستوپا بزنی، بیشتر فرو میروی، آب میخوری یا غرق میشوی یا دیرتر به خط هدف میرسی. قانون مهم شنا این است که آرام باشید، دست از تقلا بردارید و مسیر را بروید. بدون شالاپشلوپکردن درون آب! نوشتم و معتقد بودم که سالها بهاشتباه تقلا کردهام و هر بار غرقتر شدم؛ اما فکر میکنم بهتازگی در رینگ بوکس هستم و به نظرم درستترین جای دنیا برای من همینجاست.
برخلاف آنچه تصور میشود که زنان در برخی امور قابلیت ندارند یا نسبت به مردان قابلیت کمتری دارند، از آغاز حرکتهای حقطلبانه زنان و نگاه ویژه به آنان، زنان ثابت کردهاند اگر فرصت در اختیار داشته باشند، میتوانند جهان را مکان زیباتری برای حیات انسانی کنند. در خصوص حضور زنان در ورزش زورخانهای گمان میرفت که با دریافت فتاوی مختلف از سوی مراجع عظام، بخش عظیمی از موانع پیش رو در افکار عمومی برداشته شود و زنان بتوانند پس از قرنها در این رشته ورزشی ملی و مذهبی، خودی نشان دهند؛ اما پس از انتشار فتاوی مراجع عظام بهجای آنکه مسئولان دستبهکار ایجاد فرصت شوند، نبود ساختار و بستر مناسب، ملاحظات فرهنگی، موضوع اشاعه سلامتی از طریق اجرای این رشته، عرف جامعه و دیدگاه نهادهای فرهنگی بهانه تازهای شد برای هر آنچه مانع حضور زنان در گود زورخانه بود.
آمارها میگویند 97درصد طلاقهای رایج کشور «توافقی» است. این پدیده که به دنبال گذر از دالان پیچاپیچ طلاقهای سنتی و پایین آمدن آستانه تحمل زوجها ایجادشده، حاصل نوع رفتار توأمان پخته و ناپخته زن و مرد در شناخت الگووارهای ذهنی و واقعی زناشویی است. گفته میشود طلاق توافقی در روزگار حال نشان از نوعی عقلانیت در خروج از خشونت و رفتارهای پرخطر در حریم خانواده نیز دارد. یک جامعهشناس پدیده طلاق را فسخ قرارداد رابطه جنسی تعریف میکند، همانگونه که ازدواج را قراردادی میان دونفر بهمنظور التذاذ جنسی میداند.
صبوری، غصهخوردن، اخمکردن، دادزدن، ترککردن محیط، برگرداندن صورت، بیمحلی، صحبتکردن، برافروخته شدن صورت، قهر کردن یا حتی آسیبزدن به خود و دیگران. این واکنشها شما را یاد چه چیزی میاندازد؟ مطمئنا ذهن همه شما به سمت عصبانیت رفت. درست است! بهخاطر اینکه تمام این حالات را همهمان تجربه کردهایم و میکنیم، خیلی خوب با آن آشنایی داریم؛ اما تابهحال شده است که گوشهای بنشینید و درباره واکنشهای هیجانی که از خود بروز میدهید، فکر کنید؟
لورا مالوی بهدنبال این بود که کجا و چگونه، فیلم با بهرهگیری از الگوهای از پیش موجودِ شیفتگی در سوژه فردی و صورتبندیهای اجتماعی شکلدهنده آن، جاذبه بیشتری پیدا میکند. تئوریهای مبتنی بر روانکاوی در دست او سلاحی سیاسی است که نشان میدهد چگونه ناخودآگاه جامعه مردسالار به شکل فیلم ساختار میدهد و سینما چگونه نگاه خیره مردانه را تولید و بازتولید میکند.
«کار فرهنگی نان و آب ندارد.» این جمله را اهالی فرهنگ و رسانه شاید بارها و حتی از زبان همصنفیهای قدیمی خود که توانستند از رسانه پل بسازند و به اهداف خود برسند، شنیده باشند. خبرنگاری و روزنامهنگاری در ایران درآمد ندارد و همین امر باعث میشود تنها افرادی در آن بمانند که به این حرفه عشق میورزند و برای گذران امور زندگی چندان روی آن حساب نمیکنند؛ خبرنگارانی که بهرغم داشتن شرایط مالی بد، حاضر به خبرفروشی و دیگر کارهایی که برخلاف رسالتشان است نیستند و به همین میزان اندک درآمد قناعت کردهاند.
دوباره بدون اخطار قبلی، ایستگاههای دوچرخهسواری بانوان اصفهانی در خیابان حافظ، میدان انقلاب و دروازه دولت پلمب شد، پلمبی که البته جستوجوی خبرنگار اصفهانزیبا برای یافتن مرجع صدور دستورش فعلا ناکام ماند.این منع بیمتولی، بسیار خبرساز و پرحاشیه شده و در روزهای گذشته بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی یافته است.
بخش روانپزشکی کودک و نوجوان بیمارستان «الزهرا» از اسفند سال گذشته تاکنون تعطیلشده است و بیمار نمیپذیرد. اسفندماه گذشته بود که بخشهای مختلفی از بیمارستانها به دلیل شیوع ویروس کرونا تعطیل و بیماران آن نیز به سبب بحرانی بودن وضعیت، مرخص و راهی خانه شدند. در اواخر فروردینماه و بعد از بهبود نسبی بیماری کووید 19، بخشهای بستری بیمارستانها یکییکی و بنا بر اولویت، فعالیت خود را دوباره از سر گرفتند و اقدام به پذیرش و بستری بیمار کردند؛ این در حالی است که بخش روانپزشکی کودک و نوجوان بیمارستان «الزهرا»، تنها مرکز بستری کودکان و نوجوان در اصفهان (و البته از استانهای دیگر مثل چهارمحال و بختیاری و یزد) که از اختلالات روانی رنج میبرند، همچنان تعطیل است و غیرفعال بودن آن، بیماران و خانوادههای زیادی را سرگردان کرده است.
یک ماه مانده به عید از آسایشگاه تماس گرفتند و به خواهر مهتاب گفتند خواهرشان نیاز به درمان دارد. ریههای مهتاب چهلوششساله، معلول جسمی و حرکتی عفونت کرده بود. این اولینبار نبود؛ در تمام دهسالی که مهتاب در آسایشگاه خیریهای زیر نظر بهزیستی زندگی میکند، بارها ریههایش عفونت کرده و برای درمان به مرخصی رفته […]
جسد قاضی متهم به فساد مالی که بر اساس حکم دادگاهی در رومانی بهصورت موقت و مشروط آزاد بود، روز جمعه در بیرون هتل محل اقامت وی پیدا شد. به گزارش «تابناک»، بنابر ادعای برخی رسانههای بیگانه، جسد حجت الاسلام غلامرضا منصوری در حالی در بیرون محل اقامتش در هتلی در رومانی پیدا شده که […]
عکسها خاموشاند و آوا ندارند؛ وگرنه میشد از لابهلای تکتک آنها صدای ضجه و فریادهای خفه شده، رنجها و مصیبتهای ناتمام و غم و اندوه سالهای متمادی را شنید. عکسها یادآور اتفاقی تلخ و شوم هستند و تکتکشان خشونت علیه زنان را روایت میکنند؛ خشونتی به نام اسیدپاشی که در سالهای اخیر قربانیان زیادی گرفته […]