رفلکسولوژی طبی است که در آن با ماساژ و اعمال فشار بر نقاط خاصی از بدن مثل دست یا پا و حتی گوش میتوان بر سایر قسمتهای بدن اثرات درمانی گذاشت؛ اثراتی که گاه بهطور معجزهآسایی باعث بهبود فرد میشود. جالب است بدانید چندین نقطه خاص عصبی به نام رفلکس در سراسر پا، دست و گوش وجود دارد که با سیستمها و ارگانهای مختلف بدن در ارتباط است.
در میان همه خبرهای دردناک از محیطزیست و حیاتوحش، اما یک موضوع طی سالهای اخیر مرهمی بر آشفتگی محیطزیست در استان بوده است. «جمعیت حیاتوحش چه در مناطق چهارگانه محیطزیست و چه در مناطق آزاد روند رو به رشدی را طی میکند». آنطور که محمد صادقی، فعال برجسته حیاتوحش، میگوید: جمعیتهای حیاتوحش چه در ایران و چه در استان اصفهان نوسانهای زیادی را طی کرده است؛ اما در استان اصفهان رشد خوبی داشته که نتیجه حفاظت خوب بوده است.
تعویق بیتعویق! وزیر علوم که چندی پیش به جمع خبرنگاران آمده بود تابه سوالات آنها راجع به برگزاری آزمون سراسری پاسخ دهد، با گفتن اینکه «ما فقط سه ساعت از وقت دانشآموزان را میخواهیم که آنها در فضایی با استاندارد بالا حضورداشته باشند؛ در این سه ساعت همه موارد برای داوطلبان رعایت شده است.» خیال همه را راحت کرد و آب پاکی را ریخت روی دست دانشآموزانی که بعد از یک سال تحصیلی نیمبند، قرار است تا اواخر مرداد در آزمون سراسری شرکت کنند و آیندهشان را رقم بزنند. خیال دانشآموزان و خانوادههای آنها، اما همانند وزیر علوم راحت نیست!
«بنویس حق طلاق میدید به زنهاتون بعد اسم خودتون رو هم گذاشتید مرد؟ ایموجی هم نذار»! اگر از اهالی شبکههای اجتماعی باشید، احتمالا داستان این توییت به گوشتان خورده است.
بتی فریدان، در کتاب «راز ورزی زنانه»، به رسانهها و همدستان دیگرشان، ازجمله چیزی که امروزه در ادبیات تخصصی به آن گفتمان پزشکی و گفتمان روانشناسی مرسوم میگوییم، از یک منظر مهم میتازد. صحبت اصلی فریدان در آن کتاب بر سر آن است که تمامی اینها که نامشان برده شد، با استفاده از قدرتی که دارند، شمایلی از زن آرمانی تصویر میکنند که کاملاً منطبق با الگوی مرسوم از زن ایدئال است، زنی کاملا در خدمت امیال مردانه (در تمام سطوح ساختاری).
بیشترین استفادهای که ما از تقویمهای در دسترسمان میکنیم، این است که بگردیم و روزهای تعطیلی را که در طول آن سال وجود دارند، بشماریم. نهایتش گاهگاهی هم دور تاریخهای مهم خط میکشیم تا یادمان نرود در فلان روز امتحان داریم، فلان تاریخ تولد دوستمان است و در آخر آن هفته قرار است به مسافرت برویم. چیزی که دراینبین از دستمان در میرود مناسبتهای کوچک و بزرگ ایرانی و جهانی است، مناسبتهایی که حتی ممکن است تلویزیون و دیگر رسانهها هم یادشان برود درباره آن صحبت کنند؛ مثلا میدانستید که 18 تیر روز ملی ادبیات کودکونوجوان است؟
بگذارید از تکرار مکررات در مورد قتلهایی که اصطلاحا به آنها قتل ناموسی گفته میشود، بگذریم و یک راست برویم سر اصل مطلبی که قرار است بیان شود. در روزها و هفتههای گذشته آنچنان بازار تحلیلهای مربوط به این قتلها داغ بود (حداقل تا پیش از مبحث نژادپرستی در آمریکا که مدتی جای قبلی را گرفت و البته بعد از آن دو مرتبه قتلهای دیگری خبری شد) که هر فردی با تخصص و بدون تخصص به تحلیل مسئله پرداخت.
امروزه با گسترش فرهنگ مدرن در جوامع مختلف، شاهد تقبیح اشکال مختلف بروز خشونت هستیم. در جامعه نوین، دولتها بهعنوان تنها نهادهای مجاز به استفاده از خشونت قانونی و مشروع، از طریق نهادهای قانونگذار و مجریان آن، استفاده از خشونت در جامعه را محدود میکنند و نهادهای مدنی همواره خوشنت غیرقانونی و نامشروع را تقبیح و در تعارض با اشکال مختلف مدنیت قرار میدهند؛ اما این تغییرات که متأثر از گسترش فرهنگ مدرن در قسمتهای مختلف جهان است بر اثر نفوذ و گسترش رسانهها در میان فرهنگهای مختلف اتفاق افتاده است.
در بیابانهای حصه واحههایی از بیخانمانی به شکل سنگرهای زیرزمینی وجود دارد، سقفشان از حلبی و پارچه و تکههای کوچک و بزرگ سنگ و بلوک است؛ سنگری که مشخص نیست در برابر که و چه گرفتهشده، واحهای که نمیدانی رؤیایی از سرپناه است یا نه؛ بیشتر به گور دخمهای از سر درماندگی میماند که در آن آدمیانی بریده از هرجا مثل اللهکرم و ماهسلطان و شیرمحمد و گلمبر گرد هم آمدهاند. آنها حتی در لوله هم زندگی نمیکنند تا خبرش به اینجاوآنجا درز کند.
بازتاب خبر قتل فجیع رومینا اشرفی، دختر نوجوان تالشی، در شبکههای اجتماعی مردم ایران را در شوک فرو برد. این عمل که به گفته موافقان و مخالفان عملی غیرانسانی تلقی شد، به ناگاه تلنگری بود برای توجه دوباره خانوادهها به رابطه با فرزندانشان. در این میان رسانهها و شبکههای اجتماعی شهر اصفهان نیز مستثنا نبودند. شایعات، واقعیات، اظهارنظرها، بحثها و جدلهای بسیاری بین کاربران در شبکههای اجتماعی و میان مردم و خانوادهها در کوچه و بازار و در خانهها درگرفت: عدهای خواستار اشد مجازات برای عاملان این فاجعه شدند و عدهای دیگر با استناد به قوانین مجازات اسلامی حق را به ولی دم دادند و برخی دستگاه قضا و قوانین آن را انعطافناپذیر قلمداد کردند.
زنگ هشدار دوباره به صدا درآمده و دلهره و اضطراب به جان مردم دویده است. عضو کمیته کشوری کرونا میگوید تاکنون 18میلیون نفر در کشور به بیماری کووید19 مبتلا شدهاند. روزانه نزدیک به 100نفر نیز در بیمارستانهای اصفهان پذیرش میشوند و 9شهرستان این استان در مرز هشدار قرارگرفته و از امروز هم بنا به دستور دولت و بهمنظور جلوگیری از سیر صعودی آمار مبتلایان به ویروس کرونا، زدن ماسک در مکانهای عمومی اجباری شده است؛ اجباری که با تأخیر آغاز شد و البته هنوز سازوکار دقیق آن مشخص نشده است.
شاید این از ویژگیهای زیستن در دوران جدید باشد که به اقتضای سرعت بیشتر وقوع رخدادها و دسترسی افزون به آنچه رخ میدهد، آنچه ملتهبمان میسازد را به طرفهالعینی از پیش چشممان برمیدارد. نهایتا جای زخمی میماند کهنه که گهگاه رخداد مشابهی خراشی بر خراش میافزاید. بازشدن زخمها چیزی نیست که کسی تمایلی به آن داشته باشد.