وقتی به کانال مدرسه فلسطین مراجعه کنیم، میبینیم اولین پیام در تاریخ دی ۱۴۰۲ نوشته شده است؛ مدرسهای که توسط عدهای از معلمان دلسوخته از مصائب غزه آغاز به کار کرده و در همین مدت کوتاه، توانسته است تعداد زیادی راوی مقاومت تربیت کند.
دکتر سیدعباس فروتن دانشجوی رزمندهای است که حضور در خط مقدم جبهه را مهمتر از کلاس درس میدانست.
«بچهها به صف شدهاند: یک، دو، سه؛ یکی رفت. رفت که رفت. یک، دو، یکی دیگه هم. یک، یکی دیگه هم.» همه حرفها ریخته توی این شهر. یک نوار باریک روی نقشهای بزرگ، خیلی وقت است که شده شهر قصهها؛ شهر قصههای خاکستری، شهری پر از بازیهای ناتمام.
نقطه شروع فعالیتش میشود «سیمان سپاهان»؛ آنهم درست در زمانی که اوضاع کارخانه به خاطر رفتن آمریکاییها و آلبانیها درهم شده بود و موتور حرکت کارخانه خاموش! گروهکهای منافقین هم درست در همان روزها پایگاههای خود را در کارخانه جاسازی و تشکیلات متعددی آنجا شکل داده بودند.
زمانی که جنگ آغاز شد، چیزی به اسم تغذیه یا بهتر بگوییم واحد و قسمت تغذیه در مناطق عملیاتی وجود نداشت.
یک محقق و نویسنده حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس اظهار کرد: صحبتم را با جملهای از آقای علیرضا کمری، نویسنده و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس شروع میکنم.
«فرهنگ ایثار و شهادت باید در جامعه رواج پیدا کند و همه مسئولان بهصورت ویژه باید به این فرهنگ و اجرای الزامات آن در جامعه توجه داشته باشند»؛ این را محمد انصاریپور، سرپرست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان در آخرین نشست سال 1403 با خبرنگاران و اصحاب رسانه گفت …
زمستان که خیز برمیدارد برای نفسهای آخر، سرعت انجام کارها میرود بالا. انگار دکمه دور تند را زدهاند و حتی مجالی نیست برای یک نفس تازه.
تمام این چند ماه حتی یک کلمه هم ننوشتم. یعنی راستش را بخواهید اصلا نتوانستم بنویسم.
ساعت حوالی ده صبح است که در چهاردیواری خانه قدیمی پدر شهید محمدرضا امینی نشستهایم …
تاریخ مقاومت در خاورمیانه، نامهای بزرگی از رهبران تأثیرگذار را در خود جای داده است؛ اما معدود رهبرانی هستند که نهتنها جریانهای مقاومت را رهبری کردهاند؛ بلکه مسیر تحولات منطقه را تغییر دادهاند.
پس از سیلابی از غم و انبوهی از غبار مرگ و ویرانی، بعد از ماهها سوز دل، آه بر جان نشسته و اشک غلتان هزارانهزار کودک بیپناه، اینک ناقوس جنگ به خموشی گراییده تا اندک مهلتی فراهم آید تا مگر آغوش گرمی، یتیمی را نوازش کند و یا نسیمی از میانه دالانهای ویران شهر، موی شهید درخونتپیدهای را شانه زند.