به گزارش اصفهان زیبا؛ سلام، قربان شکل ماهتان بروم. اسمتان که جوانه میزند کنج لبم، همه من میشود حرم، میشود ایوان، میشود گنبد طلایی، میشود کبوتر، میشود گندم، میشود سیل اشکهای مانده پشت سد دل و میشود مشهد… . من فدای مهربانیهایتان بروم که تمامی ندارد. چقدر هرچه که منسوب به شماست قشنگ است، طراوت دارد، دل آدم را صیقلی میکند و چشمها را درخشان. میدانید آقاجان؟
این چند روز یکور دلمان کنجی از حرم را پیدا کرده و خودش را گره زده به پنجره فولاد شما و یکور دیگر دلمان سمت صحن امام حسن مجتبی(ع) است؛ آنهم درست توی چایخانه حرم. آخر رفقای شهید حاجحسین خرازی لباس خادمی به تن کرده و آمدهاند چایخانه حرم تا زائران را دعوت کنند به یک استکان چایی که میهمان شما باشند و بنشینند زیر سایه مهرتان و چایی، نوش جان کنند.
امام رضا (ع) جان، راستش ما اصفهانیها بچههای لشکر 14 امام حسین (ع) را خیلی دوست داریم. اینها همان مردانی هستند که یک روز لباس خاکی به تن کردند و رفتند تا غباری از این خاک زیر پای بعثیها جا نماند. بله آقاجان، همانها حالا آمدهاند تا غبار خستگی از تن زوار شما بردارند.
موی سرشان سفید شده است. خط افتاده روی چهرههایشان و چشمهایشان نشسته به گود. هرازگاهی دستهایشان کمی میلرزد، گهگاه رد ترکشها امضایی شده و نشسته در گوشهای از تنشان. صدایشان، پیچک میشود و میپیچد توی هوا، لابهلای صدای استکان و نعلبکیهایی که به هم میخورد.
شستهشدن ظروف و ریختن چایی توی استکانهای شیشهای هم میشود یک قطعه شنیدنی. آقای خوب همه ما، حال رفقای حاجحسین اینجا و درست در این جغرافیای دوستداشتنی خیلی خوب است.
لابد از چند روز پیش که شما طلبیدید و پای سند خادمیشان را امضا زدید، به قدر یک تلفن و یک پیام به رفقا و فامیل و همسایهها گفتند که میآیند خدمت شما. شاید سر مزار حاجحسین و بقیه هم رفتهاند و مثل قدیمها با حسین خرازی هماهنگ کردهاند این مأموریت جدیدشان را. لابد کلی التماس دعا، ما را یادت نرود، سلام برسان، بگو آقا ما را هم دعوت کنند، گرفته و ریختهاند توی صندوق دلشان که به وقت و به غایت موقع خادمی سر بچرخانند سمت حرم و یکییکی پیغامها را برسانند به آقا. لطف شما هم که زیاد و نگاه به گنبدتان طغیان به پا میکند در تن و صیقل میدهد جان را. چه حرفها که به یاد رفقای شهیدشان شُره کرد و ریخت.
چه واژهها که تَرک برداشت، درست زمانی که یاد آنهایی افتادند که برنگشتند. آقاجان! نگفته شما همه را میدانید؛ اما بگذارید پای جوانی و خامی من. لطفا هوای بچههای لشکر 14 امام حسین (ع) را خیلی داشته باشید. آقاجان، اینها خیلی مَردند!



