«جان ایران» به یاد سرلشکر شهید حاج عباس نیلفروشان و با هدف بزرگداشت مقام این فرمانده ارشد جبهه مقاومت، با حضور خانواده، دوستان و همرزمان این فرمانده برگزار شد؛ آیینی که در آن روایتهای صمیمی و متفاوت از زندگی، شخصیت و نقشآفرینی او در دفاع مقدس و مقاومت منطقهای بیان شد.
سوت آغاز تجاوز ناعادلانه رژیم بعثی به خاک ایرانمان که به صدا درآمد، خیلی زود خاکریزها با دست خالی بنا شد. صحنه اصلی میدان جنگ، جنوب بود و غرب هم حسابی ناامن و البته که سایه بمباران روی شهرها. نبض وطن تند شد و ضربان قلب مردم تندتر. هرکسی دلش با وطن بود و کاری از دستش برمیآمد، آمد به میدان.
آیین اختتامیه «اولین رویداد ملی شهدا در نگاه نسل نو» با رویکرد هوش مصنوعی، با حضور مسئولان کشوری و استانی، خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران، نخبگان علمی و فرهنگی و اقشار مختلف مردم در سالن اجلاس اصفهان برگزار شد.
۵ آبان ۱۳۶۱، روزی بود که اصفهان دیگر شبیه هیچ روزی نشد. روز بدرقه ۳۷۰ شهید، روزی که غسالخانهها پر از تابوت شدند،
آبانماه ۱۳۶۱، یکی از مهمترین و پرحادثهترین فصلهای تقویم دفاع مقدس ملت ایران است؛ ماهی که با آرامش نسبی در خطوط مقدم آغاز شد، اما با آغاز عملیات گسترده «محرم» به نقطه عطفی در تاریخ جنگ تحمیلی تبدیل شد.
در میدان امام اصفهان، جایی که تاریخ همیشه نفس میکشد، سیزده آبان و همزمان با روز دانشآموز، بزرگترین روزنامه دیواری کشور رونمایی شد.
در روزهایی که خاطرهنویسی و روایتهای شخصی بیش از پیش جای خود را در ادبیات معاصر باز کردهاند، برخی چهرهها هستند که نه فقط با قلم، بلکه با زیست خود، تاریخ را زنده نگه میدارند.
در تقویم روزها، گاهی تاریخ با خون نوشته میشود و در جنگ ۱۲ روزه، صفحهای از این تاریخ با نام دانشآموزان شهید ورق خورد. کودکانی که هنوز مشق شبشان تمام نشده بود، هنوز زنگ تفریح را با خنده آغاز میکردند، هنوز رویای بزرگ شدن در دل داشتند…
در تقویم روزها، گاهی تاریخ با خون نوشته میشود و در جنگ ۱۲ روزه، صفحهای از این تاریخ با نام دانشآموزان شهید ورق خورد. کودکانی که هنوز مشق شبشان تمام نشده بود، هنوز زنگ تفریح را با خنده آغاز میکردند، هنوز رویای بزرگ شدن در دل داشتند… اما گلوله، صبر نمیکند.
نکته حائز اهمیت در این تصاویر، موضعگیری رزمندگان ایرانی در سوی دیگر رودخانه خرمشهر است که از پشت دیوارهای مخروبه، یا حتی با حفر تونل، تا ساحل رودخانه جلو میرفتند و به سمت دشمن تیراندازی میکردند
در اتاقی ساده، با دیوارهایی سفید و سکوتی سنگین، دختری نشسته است؛ زخمی از جنگ، اما ایستاده بر قله ایمان.
در دل خیابان عباسآباد، جایی که امروز تنها درختی سرو از گذشتهای پرشور باقی مانده، روزگاری خانهای بود که سنگر بینام ایمان شد. خانهای که پیش از آن، نماد نفوذ فرهنگی بیگانه بود، اما پس از انقلاب، به نقطه آغاز تربیت نسل مقاومت بدل شد.