اگرچه شهر اصفهان سالهاست براساس مصوبات قانونی با این پدیده خداحافظی کرده و دیگر بهندرت میتوان بساط دستفروشی را در گوشه و کنار آن مشاهده کرد، در شهرهای زیادی همچون زنجان، قزوین، شیراز و… دستفروشی همچنان مرسوم است.
آنچه در ادامه میخوانید، مروری بر روند ساختوسازهای شهری در بافتهای تاریخی و نمونه موردی آن گذر چهارباغ عباسی طی سالهای اخیر در گفتوگو با «محمود درویش» از معماران و شهرسازان پیشکسوت اصفهان است.
گاهی اوقات رویدادهایی که در یک منطقه برگزار یا مقرراتی که وضع میشود، بهیکباره تغییرمسیر محسوسی را به جامعه محلی و بومی تحمیل کرده و آنها را در مسیر طبیعی زندگیشان تا اندازهای دچار سردرگمی میکند.
«دومین کنفرانس بینالمللی عمران، معماری و فناوری اطلاعات در زندگی شهری» در تاریخ ۲۷ آبان ۱۴۰۲ توسط شبکه دانشگاههای مجازی جهان اسلام از سوی دانشگاه بینالمللی ابنسینا گرجستان برگزار میشود.
اینکه رویدادهای شهری چه نقشی در شکلدهی به فضای عمومی و فرهنگی شهر دارند و چقدر باید برای آنها در روند اداره شهر سهمی در نظر گرفت، موضوعی است که از سوی پژوهشگران حوزه شهری موردتوجه قرار میگیرد.
اگر از شما بپرسند شهری که در آن زندگی میکنید «چه رنگی است؟»، چه میگویید؟! اصلا همین اصفهان خودمان. تابهحال فکر کردهاید اصفهان چه رنگی است؟ یا مثلا دقت کردهاید که وقتی به اصفهان فکر میکنید، تصوری که از آن در ذهنتان شکل میگیرد، چه رنگی دارد؟
جایگاه خیابان تا آنجا در ساختارهای شهری اهمیت دارد که قادر است نقشی اثرگذار در شکلدهی به خاطرات جمعی شهروندان ایفا کند و در ذهن مردم، نام خود را به نام یک شهر گره بزند؛ تا آنجا که به گفته «جین جیکوبز» روزنامهنگار، نویسنده و کنشگر حوزه مطالعات شهری، «فکر کردن به شهر یعنی به تصویر درآوردن خیابانهای آن».
چه میشود که یک خیابان میتواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟
خیابان میرفندرسکی، یکی از خیابانهای قدیمی اصفهان محسوب میشود. نه به قدمت خیابانهای تاریخی، ولی لااقل به قدمت کارخانه بافناز که در سال 1329 در نبش این خیابان و چهارباغبالا بنا شد.
بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاقها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدمهای شهرنشین است.
به گواه تاریخ، مردمان دو سرزمین ایران و افغانستان فارغ از مرزهای جغرافیایی در روزگاری هر دو مردمان یک سرزمین واحد به نام ایران بودهاند و امروز هم تنها روی نقشه به دو پاره «ما» و «آنها» تقسیم شدهاند.
در این گزارش از طیف متنوعی از شهروندان خواستهام تا آنچه از اصفهانِ سالها و دهههای قبل به خاطر دارند را روایت کنند، تا شاید بتوانیم مروری هرچند مختصر بر تاریخ شفاهی این شهر و تحولاتی که طی چند دهه اخیر از حیث فیزیکی و اجتماعی در آن رخداده، داشته باشیم.