چه میشود که یک خیابان میتواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟
خیابان میرفندرسکی، یکی از خیابانهای قدیمی اصفهان محسوب میشود. نه به قدمت خیابانهای تاریخی، ولی لااقل به قدمت کارخانه بافناز که در سال 1329 در نبش این خیابان و چهارباغبالا بنا شد.
بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاقها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدمهای شهرنشین است.
به گواه تاریخ، مردمان دو سرزمین ایران و افغانستان فارغ از مرزهای جغرافیایی در روزگاری هر دو مردمان یک سرزمین واحد به نام ایران بودهاند و امروز هم تنها روی نقشه به دو پاره «ما» و «آنها» تقسیم شدهاند.
در این گزارش از طیف متنوعی از شهروندان خواستهام تا آنچه از اصفهانِ سالها و دهههای قبل به خاطر دارند را روایت کنند، تا شاید بتوانیم مروری هرچند مختصر بر تاریخ شفاهی این شهر و تحولاتی که طی چند دهه اخیر از حیث فیزیکی و اجتماعی در آن رخداده، داشته باشیم.
تعاریف متعددی درباره «شهر سالم» و مؤلفههای آن شکل گرفته تا به دنبال آن الگو و ساختاری برای تأمین سلامت شهرها ارائه شود و در دسترس مدیران شهری قرار گیرد؛ ساختاری که در آن نه فقط متولیان و مدیران شهر بلکه شهروندان نیز سهم قابل توجهی دارند.
محله ابر از سمت شرق با میدان اریسون، از جنوب با بلوار جی غربی و خیابان اریسون و از غرب با خیابان اللهاکبر محدود شده و با محلههای تالار، بوزان، شهید رجائی، کنگاز و سلطانآباد مجاورت دارد.
اکنون هویت چهارباغ مخدوش شده و شهرداری در قبال آن مسئول است؛ همانطور که در برابر کالبد آن مسئول است و این مسئله مهمی است. سلب مسئولیت از شهرداری و ارجاع مسائل چهارباغ به مردم بهمثابه پاککردن صورتمسئله است.
«چهارباغ»! همین واژه ساده که در ظاهر یکی دو معنا بیشتر نمیشود از دل آن بیرون کشید، برای مردم یک شهر و چه بسا یک سرزمین دارای معانی متعددی است.
یک شهروند یا جهانگردی که از مسجد بی نظیر شیخ لطفالله بازدید میکند و بهره روحی از زیباترین مسجد جهان در قرن یازدهم میبرد، وقتی با مجسمههای عجیبغریب سطح شهر مواجه میشود، چه توجیهی میتواند او را آرام کند!؟
«آب» نهتنها عنصری حیاتی در زندگی روزمره بشر به شمار میرود، بلکه قادر است نقشی اثرگذار در آرایش و ساختار شهری ایفا کند و یکی از اجزای شهر مانند دیوارها و ساختمانها محسوب شود.
یکی از شاخصههای مهم و قابل توجه در زندگی آدمی «مرگ» است و در طول تاریخ هر قوم، قبیله، گروه یا بهتر است بگوییم هر ملتی با این پدیده ملموس و غیرقابل تفکیک از زندگی به نحوی متفاوت برخورد کردهاند.