قبل از انقلاب و در نتیجه اصلاحات ارضی و رشد صنعتیشدن اصفهان، شهرکهای خانه اصفهان و ملکشهر و شهرهای شاهینشهر و فولادشهر برای اسکان جمعیت مازاد مهاجر ایجاد شدند و بعد از انقلاب نیز دو شهر مجلسی و بهارستان به وجود آمدند؛ اما سؤال اصلی این است که احداث شهرهای جدید در ایران چقدر موفق بوده و چه تأثیری بر کلانشهر اصفهان بهعنوان شهر مادر داشته است؟
در دهه پنجاه مدیران شهری اصفهان بر اساس طرح جامع ارگانیک، تصمیم گرفتند شمال شهر را به شهرکسازی و اسکان سرریز جمعیت اختصاص دهند.
چراغراهنمایی عبور دوچرخهها سبز شد. با اسکوتر برقیاش از چهارراه رد شد و رسید به گذر حافظ.
چترم را میبندم و سرم را رو به آسمان میگیرم. دهانم را باز میکنم. چند دانه برف روی زبانم میافتد، خنک میشوم و میخندم. لحظهای رد نشده که یک دانه هم ناغافل خودش را میکوبد توی عدسی چشمم. چشمم میسوزد.
کلمه تونل مشترک تأسیسات شهری سال 72 در قالب قانون موجودیت پیدا کرد و در سال 84 آییننامه اجرایی قانون احداث تونل مشترک تأسیسات شهری، در هیئتوزیران دولت ابلاغ شد.
در دهه 40 کشور شرایط ویژهای را تجربه کرد. در این دهه در شهر اصفهان هم تغییرات کم نبود.
در دنیای امروز، با رشد سریع جمعیت و توسعه شهری، نیاز به طراحی و اجرای پروژههای شهری بهگونهای که نهتنها به نیازهای اقتصادی پاسخ دهد، بلکه به ابعاد فرهنگی و زیستمحیطی نیز توجه کند، بیشازپیش احساس میشود.
سالهاست مدیران شهرداری بر برونسپاری و چالاک کردن بدنه این نهاد تأکید میکنند و برای خدماتدهی بهتر به مردم و البته کاهش مراجعات به شهرداری طرحی را عملی کرد که منجر به راهاندازی باجهای در دفاتر پیشخوان دولت شد، تا مردم خدماتشان در حوزه شهرسازی را سریعتر دریافت کنند.
نسل بشر بهعنوان یکی از اجتماعیترین نوع گونهها در جهان حاضر شاخته میشود. گذر از دوران ابتدایی و بدوی و انتخاب سبک زندگی یکجانشینی توسط انسان، سبب شد نیاز به برقراری تماس با اجتماعات دورتر به دلایل تجاری، سیاسی و شخصی بیشتر احساس شود و در نتیجه باعث بهوجود آمدن راههای ارتباطی گوناگون در طول تاریخ شد.
برنامهریزی بهعنوان یکی از ارکان اساسی مدیریت، در طول تاریخ دستخوش تغییر و تحولات زیادی بوده است. با پیشرفت فناوری، تغییرات اجتماعی و اقتصادی و نیازهای متغیر سازمانها، روشهای برنامهریزی نیز بهطور مداوم تحولیافتهاند.
شهرداری اصفهان در روزهای اول شروع کارش با تأکید شهردار، پروژهای را کلید زد که محلههای کمتردیدهشده در محور توجه قرار گرفت و میز محلات تشکیل شد.
مرضیه در را باز میکند و مینشیند توی ماشین؛ آرام و شل. بدون اینکه نگاهم کند، سلام میکند. «میم» سلامش را درست ادا نمیکند.