اصفهان عزیز ما، نمونه بارز شهری است که در آن، هر چهار آئین در کنار هم زندگی میکنند. در این شهر، زرتشتیان آزادانه در آتشکده خود رسومشان را اجرا میکنند. مسلمانان در مسجد، ارمنیهای مسیحی در کلیسا و یهودیان در کنیسههایشان عبادت میکنند.
خیلی وقت است که اصفهان را به شهر ادیان میشناسند و این به طور ویژه از زمان حکومت شیعی شاه عباس صفوی آغاز شد. وقتی این شهر شهروندان زرتشتی، کلیمی و مسلمان داشت و ارمنیان مسیحی هم به شهروندیاش درآمدند.
امروز اگر سرتاسر این سرزمین پهناور را بگردید به اندازه انگشتان دست نیز نمیتوان عصارخانه بسامانی یافت؛ اما این صنعت در تاریخ ایران زمین سابقهای دیرینه داشته است.
درست کنار بازار هنر در خیابان چهارباغ عباسی، مدرسه سیصد ساله چهارباغ را میبینید که در فهرست آثار ملی هم ثبت شده است.
علی قلی آقا یکی از بزرگان درباره دو پادشاه آخر سلسله صفوی بود که طبق رسم زمانه خود، اقدام به ساخت بازارچه، حمام، چهارسوق، سرا و مسجدی به نام خودش کرد؛ بناهایی که حالا در محلهای به نام علی قلی آقا در مرکز شهر اصفهان هنوز بعد از سه قرن و نیم، پابرجا ایستادهاند و ساکنان و گردشگران بسیاری به خود دیدهاند.
در خانه شیخ الاسلام که پای میگذارید، طرح خانه های قدیمی با معماری صفوی بهخوبی نمایان می شود. از ضلع غربی ساختمان که واردحیاطی مشجر می شویم، گویی بخشی از بهشت دراینجا نهفته است.
این توصیف ملال آوری است از گردشگاهی که روزگاری زیباترین و مشهورترین گردشگاه آسیا بوده. گردشگاهی شاهانه که پاتوق اصلی مردم عادی شهر بوده است. اصفهانی ها در آن روزهایشان را به شب می رسانده اند و شبهای چهارباغ را تا صبح به خوشی می گذرانده اند. در کنار حوض هایش خاطره بازی ها می کرده اند و زیر سایه سار درختانش،گرمای ظهر تابستان را به خنکای عصر می رسانده اند.
«زاینده رود» را قلب شهر اصفهان مینامند؛ رودی که طی دهههای اخیر مرارتها کشیده، مرده و زنده شده و از رود «زاینده»زندگی به رود گاهی«زنده» تقلیل درجه داده است. زاینده رود فراتر از یک جاذبه گردشگری است.
منار ساربان، زیباترین و بلندترین منار تاریخی اصفهان و دارای تزئینات آجر و کاشی است؛ اما به نظر میرسد که هنوز جایگاه تاریخی و ارزشهای معماری این سازه به درستی معرفی نشده و شایسته توجه و معرفی بیشتر برای گردشگران است.
منارجنبان را میتوانیم غربیترین جاذبه تاریخی برای گردشگران اصفهان و معروفترین منار جنبان جهان بنامیم؛ بنایی که به نسبت بقیه جاذبههای مهم تاریخی اصفهان دورتر از مرکز شهر است؛ اما خیلی از تورهای گردشگری خارجی اصفهان حتما دیدنش را دربرنامهشان میگنجانند؛ بنایی که در ابتدا مقبره زاهد همعصر ایلخانیان بوده و حالا بیش از همه به خاطر منارهایش معروف است، چرا که با تکان دادن یکی، دیگری نیز به لرزش در میآید.
همانندِ بسیاری از گورستان های تاریخی جهان، پیدایشِ این گورستان نیز چندان روشن نیست؛ اما به گواهیِ سنگِ آرامگاه ها و اشیای کشف شده، پیشینه گورستان را می توان قرن های چهار و پنج هجری قمری دانست. همچنین وجودِ آرامگاهِ «یوشع»، در بخش شرقی گورستان (تکیه لسان الارض)، می تواند سابقه گورستان را به پیش از اسلام بازگرداند.
سی و سه پل، حالا بعد از چهار قرن، از پلی در «ورودی شهر»، به پلی در «قلب شهر» تبدیل شده است؛ جایی که مردم اصفهان کمتر دیگر برای «عبور و مرور» و بیشتر برای «تفرج و خیالبافی» میشناسندش.