پنجشنبه هفته گذشته، جمعی از فرهنگیان اصفهانی با تجمع در مقابل آموزشوپرورش، خواستار پیگیری مطالبات صنفی خود شدند. آنها در این تجمع که پنجمین اعتراض معلمان از ابتدای سال تاکنون به شمار میآید، به عملکرد مجلس درخصوص لایحه رتبهبندی معلمان که مدتهاست به طول انجامیده انتقاد کردند و خواستار همسانسازی حقوق فرهنگیان و پرداخت بهموقع پاداش پایان خدمت، جذب نیروی جدید برای کمشدن فشار کاری بر معلمان و رسیدگی به وضعیت حقوق و وضعیت استخدامی سرایداران شدند. این معلمها با دردستداشتن پلاکاردهایی که روی آن شعارهایی همچون «معلم بیدار است، از تبعیض بیزار است» و… مدعی شدند تا احقاق حق و حقوقشان دست از اعتراض برنمیدارند.
«ما خیلی پر دردیم آقا!» گفتوگوی من و معلمی که سیسال در مدارس غیرانتفاعی اصفهان تدریس کرده و همواره از یک سوم بیمه و حقوق اداره کار برخوردار بوده، با این جمله آغاز میشود! او، مُصر است که از مطالبات معلمان مدارس غیرانتفاعی بگوید؛ زیرا نمیخواهد معلمهای جوان به سرنوشت او دچار شوند، بلکه میخواهد «آینه عبرت» آنها باشد! او معلمی است که در سالهای مختلف به عنوان معلم برتر در شهر اصفهان انتخاب شده اما سی سال است که سالی چهار ماه حقوق نمیگیرد؛ سیسال است که سالی چهارماه هزینه بیمهاش را خودش میپردازد، سی سال است که در آرزوی استخدام رسمی میسوزد و سی سال است که هیچ مزایایی از وزارت آموزش و پرورش دریافت نمیکند؛ اما طی این سی سال، همچنان استوار به راه و هدف خود، تدریس کرده است.
آموزشوپرورش به عنوان بزرگترین نهاد خدماتیاجرایی کشور که بیشترین تعداد اربابرجوع (دانش آموز و اولیا) و کارمند را در میان وزارتخانهها داراست، از دیرباز با مشکلات اقتصادی روبهرو بوده و به نظر میرسد این مشکل از دولتی به دولت دیگر منتقل شده و به معضلی عادی تبدیل شده است؛ به نحوی که گامی در جهت رفع این معضل برداشته نمیشود. وقتی به بودجه آموزش و پرورش نگاهی میاندازیم و از سوی دیگر اهمیت و حجم بالای مسئولیتی که بر دوش این وزارتخانه است را بررسی میکنیم، بی اختیار به یاد ضرب المثل «دوصد من استخوان خواهد که یکمن بار بردارد » میافتیم! به هر حال در این فرصت اندک، راهکارهایی عملی برای برونرفت از این چالش و زخم کهنه تقدیم حضور میشود.