در سایهسار خاطرهانگیز انقلاب اسلامی ایران، نام بسیاری از بزرگان و مجاهدانی میدرخشد که در طول دههها، بیادعا و صادقانه، سنگرهای فرهنگی، فکری و اجتماعی را حفظ کردند. یکی از این چهرههای ماندگار، حاجاحمد زمانی است.
زمانی که سودآوری زیاد به انباشت سرمایه منجر شود، باید سیستم خود را بازتولید کند و به همین منظور، باید خود را «توسعه» دهد. بر همین اساس مفهوم «توسعه» پا به عرصه تاریخ اجتماعی و سیاسی جامعه میگذارد.
یکی از پیامدهای اشغال ایران به دست متفقین، سقوط رضاشاه و بهقدرترسیدن فرزندش محمدرضا بود. در همان ساعتی که ایران مورد حمله نیروهای شوروی و انگلستان قرار گرفت، اسمیرنف، سفیر شوروی و سر ریدر بولارد، وزیرمختار انگلستان، حسنعلی منصور نخستوزیر ایران را از جریان حمله مطلع کردند.
تاریخ سیاسی معاصر ما صرفا در تحولات عظیم به چهرههای مشهور خلاصه نمیشود و سوژههای مختلفی در این سیر تاریخی وجود دارند که پرداختن به آن شاید بخشی از اطلاعات لازم برای تحلیل تاریخی را تکمیل کند. سرنوشت کاترین عدل، بهمن حجت کاشانی، علی پاتریک و خسرو جهانبانی قصه جالبی از درون خاندان پهلوی است که نگاهی به آن میتواند تضاد عقیدتی درون دربار را بازتر کند. داستان ما در بهار سال ۱۳۵۴ تمام میشود؛ در شهرستان خرمدره در استان زنجان. البته کمی آنطرفتر؛ جایی که حالا حاشیه شهر است و روزگاری روستایی بود بهنام «اللهده». روستایی که توسط این خانواده ساخته شد؛ «بهمن حجت کاشانی» و همسرش «کاترین عدل». کسانی که دل از زندگی مرفه کندند تا برای خود یک جامعه ایدئال درست کنند. قبل از آنکه به روستای آنها و ماجراهای خونینی که در آن رخ داد برسیم، بهتر است با این زن و شوهر آشنا شویم.
سیام خرداد 1360 آغاز رویدادهای خونینی در تاریخ سیاسی معاصر پس از انقلاب است که صرفاً یک روز عادی با چند تظاهرات جستهوگریخته نبود و تأثیرات آن تا سالها بعد ادامه داشت. واقعهای که برخی آن را ادامه اتفاقات 14 اسفند 59 دانشگاه تهران تحلیل میکنند. سازمان مجاهدین خلق که از ابتدای پیروزی انقلاب ادعای به دست گرفتن عمده نهادهای قدرت را داشت خود را مدعی اصلی میدانست و باتکیهبر بدنه جوان و احساسی خود سعی در اعمال قدرت در سطح جامعه میکرد. اعمال قدرتی که در همراهی با بنیصدر عمق خود را نشان داد.
تاریخ معاصر سیاسی ایران رویدادهای مهمی درون خود جای داده است که بعضا باعث تغییر روند اساسی در جریانات سیاسی شدهاند و تأثیر آنها هنوز نیز ادامه دارد؛ به خصوص سالهای 57 تا 60 که سطح تنش و درگیری در راستای قدرتطلبی نیروهای مختلف به اوج رسیده بود و روایات متناقضی از آن به گوش میرسد. یکی از راههای شناخت منصفانه آن دوران بغرنج، رجوع به تاریخ شفاهی از طریق افرادی است که در آن بازه زمانی منشأ اثر در تحولات بودهاند؛ نمایندگان مجلس، نیروهای احزاب، وزرا و اعضای کابینههای مختلف گزینههای خوبی برای شنیدن روایات آن دوران هستند.