یکی از مهمترین جلوههای نمایشی در ایران، تعزیه است. پرویز ممنون، پژوهشگر حوزه تئاتر و نویسنده کتاب «تاریخ تئاتر اصفهان» به بررسی تاریخی، هنری و میدانی تعزیه پرداخته است.
سیزدهم آذر ماه 1400 درست مصادف با چهلمین سالروز درگذشت استاد جلال تاج اصفهانی، یکی از بزرگترین تعزیه شناسان ایران، استاد حاج حسینعلی مومنزاده در سن 63 سالگی پس از تحمل یک دوره بیماری به دیار باقی شتافت.
مویسقی و آواز از فاکتورهای موفقیت تعزیه بوده است و به رشد تعزیه کمک شایانی کرده است. هادی احمدی، شاگرد استاد میرزا حسین طاهری تعزیهخوان معروف اصفهانی که ساکن شاپورآباد برخواراست، درباره آواز ملی در تعزیه معتقد است: «یکی از نکاتی که امروز تعزیه را به یک میراث ملی تبدیل کرده ، همین آواز ملی آن است. در بحث موسیقی درست است که از یک ساز غربی استفاده میشود، اما تک تک موسیقیهایی که از ساز نواخته میشود، بر اساس دستگاههای موسیقی ایرانی است. بزرگان آواز ایران اذعان کردهاند که تعزیه ایرانی کمک بسیار زیادی به حفظ دستگاههای آوازی ایرانی کرده است». به مناسبت هشتم ربیعالاول (جمعه، 23 مهرماه) مصادف با شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام، روایتهای کمتر شنیدهشدهای درباره میراث ناملموس جهانی ایران، «تعزیه» را در این گزارش بخوانید.
میگوید خودم دیدم. با چشمهای خودم. کلیپهایش را هم دارم. محمود شمر، مخالفخوان بود، ولی توی تعزیه امام حسین (ع) در قتلگاه اشک میریخت و تعزیه میخواند. همه محلهها همین بود. ما توی لمجیر میانههای خیابان امام خمینی، از قدیم تعزیه داشتیم. در نزدیک ما کوجانیها هم هرسال تعزیه برپا میکنند. بانی آنجا عباس شمر بود. بعد هم پسرهایش کارهای حسینیه را دست گرفتند و یکی از آنها حالا مخالفخوان است. حسینیه جدید لمجیر اما بانیاش محمود شمر بود. خیلیهای دیگر هم بودند. حاج محمود حسنپور، حاج محمود اسماعیلی که حالا زمینگیر شده، حاج محمود جمشیدی، حاج حسین اسفندیاری. اینها همه به عشق امام حسین (ع) دور هم جمع شدند و حسینیه جدید را ساختند.
«هرجا که زبان قاصر از بیان احساسات و حوادث رخ داده باشد، زبان نمایش به میان میآید تا بتواند بهتر و زیباتر، همه چیز را بیان کند» این جمله اساس تعزیهخوانی است. هنری که امروزه ثبت جهانی شده و دلهای بسیاری از عاشقان اهل بیت را فتح کرده است. ایران و تشیع دو عنصر جداییناپذیر و منعطف هستند. هر جای ایران اسلامی که نظر کنی هنر ملی و میراثی را میبینی که با زیبایی هرچه تمامتر با اسلام و تشیع آمیخته شده و هنر بیمانندی را رقم زده است. گنبدهای فیروزهای اصفهان بهترین مثال این اتفاق هستند. روح ایران و ایرانی با هر کدام از این میراث ملی به وجد میآید و زبان را وادار به ستایش و مدح میکنند.
وقتی نام تعزیه را میشنوید چه چیزی در ذهنتان تداعی میشود؟ لباس سبزرنگ موافق خوان و صدای پرسوزش یا قرمزی تنپوش مخالف خوانانی چون شمر بن ذیالجوشن و صدایی که چنان طبل میکوبد. تاختوتاز اسب و واهمه و گردوخاک و واقعه ظهر عاشورا در کربلا و یا شاید هم مانند بسیاری دیگر سریال خاطرهانگیز شب دهم را به خاطر میآورید؟ تعزیه اما ریشه در تاریخ دارد و بیانگر وجهی از رخدادهای واقعی تاریخی در جهان تشیع است که توسط آدمهای عاشقی به تصویر کشیده میشود که بهواقع در این هنر استخوان ترکانده و ماندنی شدهاند. اسدالله مؤمن زاده خولنجانی یکی از همان آدمهای مثالزدنی تعزیه است، همانهایی که وقتی شمر میشوند و یزید و ابن سعد باید چشم و گوش تیز کنی که خوب بشنوی و ببینی و به درک قساوت آن زمانه برسی.