کلمه چشمبهراه یعنی «نگران و منتظر»، «آن کس که انتظار ورود سفرکردهای یا رسیدن خبری را دارد». وقتی واژه مادر را کنار چشمبهراه قرار دهیم و بگوییم مادرِ چشمبهراه؛ وزن این نگرانی و انتظار چند برابر میشود و امیدی که جز با وصال قانع نمیشود. مادر «محمد خیامیان» در 30سالگی در اوج جوانی میشود یک مادرِ چشمبهراه. پسرش مفقودالاثر میشود، انتظار پی انتظار. چند سال بعد از روی یک فیلم عراقی متوجه میشوند در روز 29فروردین1367، روز اول ماه مبارک رمضان، در منطقه فاو به شهادت رسیده است. چشمبهراهی مادر تمام میشود؟ نه! پیکر محمد بازنگشته و این یعنی سالهای دیگر چشمبهراهی.
۲۵ آبان نماد ایستادگی مردم شهیدپرور اصفهان است و چنین روزی در تاریخ انقلاب اسلامی بینظیر است. حوزه هنری استان اصفهان باهدف زندهنگهداشتن یاد و خاطره شهدای عملیات محرم و همچنین ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و انتقال این فرهنگ هنرمندانه به نسل جوان، ویژهبرنامههای خود را در قالب هفته حماسه و ایثار برگزار کرد. این برنامهها به مدت یک هفته از شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰ تا جمعه ۲۸ آبان ادامه خواهد داشت.
ننه علی زندگیاش را توی اتاق سه در چهارِ خانه بساط کرده، تختش را گذاشته یک گوشه، لباسهایش همان حوالی، روبهرویش یخچال، تلویزیون، ساعت، اسباب و اثاثیه و علی که توی قاب عکس، لابهلای همه وسایل، ننه را نگاه میکند. اینها همه چیدمان خودِ ننه علی است که وقتی مینشیند، میخوابد، نماز میخواند، درِ یخچال را باز میکند، بتواند با علی حرف بزند. البته که ننه به اینها راضی نمیشود. از سال 60 که علی شهید شد، چند روز در هفته با چادر رنگیاش زنبیل به دست خودش را به پسر میرساند.