انتخابات پیش روی ریاستجمهوری در شرایطی برگزار میشود که دوران ریاست دولت یکی از خدومترین افراد به انتها نرسید.
مشارکت و حضور مردم در انتخابات هر کشور نشانی از توسعهیافتگی و درعینحال معیار مشروعیت یک نظام سیاسی است.
کمتر از 20 روز به انتخابات پیشبینینشده ریاستجمهوری 1403 باقی مانده است، انتخاباتی که به دلایلی کار را برای نامزدهای انتخاباتی سخت کرده است.
فکر نمیکردم مردها به همین سادگی گریه کنند. فکر نمیکردم با همین جمله ساده «چرا این عکس را زدید توی مغازهتان؟» یا «چرا مشکی پوشیدید؟» یکدفعه به هقهق بیفتند.
حاجآقا!هارداسان؟! من از هجوم ابرهای سیلآسا باید میفهمیدم! ناباورانه قلم در دست میگیرم؛ اما واژهها هم بغض کردهاند و نوشته نمیشوند.
باران که قطع شد، دخترها دویدند پشت در شیشهای حیاط، بعد هم آمدند توی آشپزخانه و زل زدند به چشمهایم. بغض کردند. مثل همان روزهایی که پدرشان رفته بود. پیله کردند و گفتند برویم تشییع شهدا.
یک دست لباس سیاه برای هرکدامشان برداشته و میانِ بقچه پیچیده بودم.
چند تکه نان هم لقمهپیچ گذاشته بودم بغل تخممرغ و سیبزمینیهای آبپز توی کیف. بطریهای آب را داده بودم دستشان و راه افتادیم سمت اتوبوس.
خبر کوتاه بود و دلهرهآور: «بالگرد حامل رئیسجمهور و همراهان دچار سانحه شد.» ملت ایران دست به دعا برداشت؛ اما درنهایت شکیبایی ساعتهای سخت انتظار به بیقراری هجران مبدل شد و ایران در غم و اندوه فرورفت.
با آغاز ثبتنام نامزدهای ریاستجمهوری از دهم خرداد، کشور به فاصله چند ماه از برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند، بار دیگر رسما وارد فضای انتخاباتی دیگر و البته زودهنگام میشود.
پتو را میکشم روی سرم و میگذارم اشکها راحت قُل بخورند توی کاسه چشمانم. مثل تمام آن شبهای ۱۴ خرداد که بابا یک مینیبوس کرایه میکرد و میرفت تهران.
ربوبیَّت، یکی از صفات ذاتی پروردگار عالَم است؛ «رب» یعنی قادرِ متعالی که بهصرف خلقت بسنده نمیکند؛ بلکه دل درگرو تربیت مخلوق میسپارد و او را مرحلهبهمرحله و گامبهگام تا سرحد کمال و مرز شکوفاشدن پیش میبرد؛ چنانکه درباره موسیِ کلیمالله در آیه ۴۱ سوره طه میفرماید: «وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی»؛ «تورا برای خویش، پروردم.»
نزدیک به یک هفته از آن ماجرا گذشته است؛ از آن روزی که هلیکوپتر حامل رئیسجمهور و همراهانش مفقود و پس از آن هم خبر شهادت سرنشینان آن اعلام شد.