روزنامه قدیمی
NONE
۱۱:۱۴ - پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۰

مثلاً سی‌وسه‌پل اصفهان را ببرند تهران!

فکرش را بکنید سی‌وسه‌پل اصفهان را ببرند تهران! یا تخت‌جمشید را از شیراز منتقل کنند! یا یک روز برسد که آرامگاه فردوسی در توس نباشد و دوستدارانش قرار باشد جایی دیگر مزارش را زیارت کنند! حتما می‌گویید ناممکن است؛ چون میراث فرهنگی و داشته‌های یک شهر را نمی‌شود به جای دیگری انتقال داد! همان‌طور که این روزها حتی میراث ناملموس یک خطه را به نام آن ثبت می‌کنند و در پاسداشت و نگهداری‌اش می‌کوشند.

NONE
۰۹:۱۵ - یکشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۰

مرثیه‌ای برای اصفهان!

کتابخانه ابن‌مسکویه نزدیک پل خواجو بود. اهمیت این کتابخانه بدین سبب بود که گنجینه قوی و پرباری از مطبوعات و روزنامه‌های ایران و اصفهان را در خود داشت. هسته اولیه این گنجینه، روزنامه‌هایی بوده است که روزی روزگاری در کتابخانه فرهنگ اصفهان، ابتدای خیابان آمادگاه، جمع‌آوری شده بود. این کتابخانه دارای مجموعه‌ای عظیم از روزنامه‌های منتشرشده در اصفهان از روزگار پیشین تا امروز بود. شاید یکی از مشخصه‌های اصفهان، داشتن روزنامه‌نگاران قوی و روزنامه‌های درخور و قابل ستایش باشد. این میراث از روزنامه «فرهنگ اصفهان» در عصر قاجار شروع شد و در دوره پهلوی به دست امیرقلی امینی افتاد که روزنامه‌های «اخگر» و «اصفهان» را در این شهر تأسیس کرد.

NONE
۰۸:۵۵ - سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

مقاله اساسی یک‌نفر خانم فاضله در اخگر!

به هنگام بررسی شماره‌های نخست روزنامه اخگر، در سال‌های اول و دوم چاپ آن (1307 و 1308 شمسی)، متوجه شدم که سرمقاله‌های صفحه اول این روزنامه، به قلم سردبیر آن باید باشد؛ چرا که عموما بدون ذکر نام نویسنده است و نویسنده در معرفی خود از ضمیر ما یا اداره ما و روزنامه ما استفاده می‌کند. اما در شماره 238 به تاریخ 28آبان 1308 خورشیدی، همراه با سرتیتری جنجالی، سرمقاله با ذکر نام نویسنده چاپ شده است. اتفاقی که به خودی خود کم سابقه بوده؛ چرا که در روند محتوایی روزنامه، نوشتن سرمقاله تقریبا در انحصار دست‌اندرکاران اصلی روزنامه بوده است. نمی‌دانم آیا خوانندگان آن زمان هم، به مانند من پس از آن‌که چشمشان به تیتر مطلب افتاده، تند تند خط‌های نخست مقاله را خوانده‌اند تا از موضوع سر در بیاورند؟! و شاید هم جمله اول کار خودش را کرده و آن‌ها روزنامه را به هوایش خریده باشند: «جای بسی خوش‌وقتی است که برای اولین دفعه از طرف یک‌نفر خانم فاضله، مقاله‌ای اساسی به دفتر اخگر رسیده و ما به درج آن مبادرت می‌نماییم.»