آذرماه بود که چشممان به بنرهایی در سطح شهر با عنوان «24هزار و من» افتاد و توجهها را به خود جلب کرد.
در سالهای اخیر و با ظهور رسانههای ارتباط جمعی و کمرنگشدن ارتباط میان افراد خانواده، این رسم شیرین کهن به فراموشی سپرده شده و قصهگویی از ارتباطی دوطرفه تبدیل به کاری یکطرفه شده و افراد صرفا از طریق کتابها و پادکستها و رسانهها قصههای موردعلاقهشان را انتخاب میکنند. این بهخودیخود ایرادی ندارد و پسندیده نیز هست؛ اما کمرنگ شدن ارتباطات دوطرفه بین نسلها که قصهگویی یکی از ابزارهای مؤثرش بود، آسیبهایی را نیز به دنبال دارد.
قتی از قصهگویی صحبت میشود، ناخودآگاه تصویر پدربزرگها و مادربزرگها به ذهن متبادر میشود؛ انگار داستان و قصه با این افراد کهنسال مویسپید گره خورده است؛ بزرگترهایی که با نقل قصه به بچهها پندواندرزهای زیادی میدادند و به همین شکل نصیحتها و درونمایههای تربیتی، حتی تاریخ کشور و ارزشهایی که بخشهایی از فرهنگ ایرانی را تشکیل میدهند، سینهبهسینه نقل میشد.
سی و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از راه رسید. بازآمدن جشنواره از راه، چون نسیم مطبوعی بر پیکره سینمای ایران میماند. گزارهای که ادبیات کهن را تا بدین روز زنده نگهداشته و جانمایه آن استعارهها و بهرهگیریهای مناسب از قصهگویی با زبان کودکان و نوجوانان است. آثاری چون کلیلهودمنه، موش و گربه و حکایات و داستانهایی که در ادبیات کهن و معاصر با درونمایه کودکان آمده است. از اهمیت محتوایی سترگ با مفاهیم انتزاعی و انضمامی سخن میگویند که در پس حکایات و داستانسراییهای کودکانه پنهان هستند.
یاسمن دادخواه، مسئول برگزاری نمایشگاه نقاشی «موزه را از نگاه من ببینید»، درباره ایده شکلگیری آن میگوید: «به دلیل اینکه تحصیلات من مرتبط با بناهای تاریخی است، این فلسفه ذهنی در من به وجود آمد که بچهها را بیش از پیش با بناها و فضاهای مرتبط با میراث فرهنگی آشنا و مرتبط کنم، درعینحال، من عضو داوطلب انجمن اتیسم بودم و اولین اقدامی که در این خصوص انجام دادیم، این بود که سال گذشته برنامهای برای بازدید بچههای انجمن اتیسم از موزه هنرهای تزئینی فراهم کردیم؛ چراکه من میخواستم درحد توان این فرهنگسازی را انجام داده و نشان دهم که آمدن و بازدیدکردن از موزهها و فضاهای تاریخی صرفا مخصوص خانوادههایی نیست که فرزندان عادی دارند و همه از جمله کودکان و نوجوانان اتیسم نیز باید بتوانند از این فضاها استفاده کنند.»
روزانه چه تعداد عکس خوب در گوشیهای تلفن همراه خود میبینید؟ از میان بیش از یکمیلیارد عکسی که روزانه در فضای مجازی آپلود میشود، چه تعدادی را میتوان عکس خوب خواند؟ امروزه سواد بصری جوامع، بالا رفته است؛ اما عکس خوب گرفتن کافی نیست؛ بلکه عکاسی به قصهگویی نیاز دارد که این موضوع ارتباط میان عکاسی و علوم دیگر را نشان میدهد؛ موضوعی که ساسان مؤیدی، عکاس پیشکسوت، به آن اشاره کرده و بر ضرورت استفاده از نوشتار مناسب در عکاسی نیز تأکید میکند. او که بیش از همه با مجموعهعکسهای «تهران پنجاه روز» از جنگ و بمباران شیمیایی حلبچه شناخته میشود و سال گذشته نیز با مجموعه «حکایت عاشقی» بهعنوان اولین ایرانی برنده جایزه صلح جهانی «آلفرد فرید» در وین اتریش برگزیده شد، اعتقاد دارد اگر در ارائه عکس تأمل داشته باشیم و بهصورت مجموعهای و قصهگویی کار کنیم، به نتیجه خواهیم رسید. آنچه میخوانید دیدگاه «ساسان مؤیدی» درباره لزوم ایجاد مجموعه و قصهسازی در عکاسی است.