استاد سید علی نکوئی زهرایی پیش از پیروزی انقلاب ازجمله مبارزان اصفهان بود و اکثر مواقع طرف مشورت مبارزان و علمای وقت این شهر و در تعامل و رفتوآمد با آنها بود. ایشان جدای از فعالیتهای سیاسی نقش مؤثری هم در زمینههای فرهنگی و آموزشی ایفا میکرد. اولین فرماندار اصفهان پس از انقلاب بعد از پایان جنگ تحمیلی و به دلیل نابسامانیهای ناشی از این موضوع که تعداد زیادی از هموطنان عزیز ما بهخصوص مهاجرین جنگ را تحتالشعاع قرار داده بود، در راستای خدمت به این قشر عزیز بهعنوان رئیس بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی در اصفهان منصوب شد.
در یککلام؛ این فیلم، فیلمی آخرالزمانی شاهکار است! داستان فیلم در زمانی نهچندان دور اتفاق میافتد: سال دوهزار و بیستوهفت، دیگر هیچ زنی بچهدار نمیشود و امید انسانها برای ادامه نسلشان از بین رفته است. هجده سال از تولد آخرین کودک گذشته و حالا جوانترین فرد جهان، از سوی مهاجمی خشمگین کشته شده است تا امیدها بیشتر از بین برود؛ همه عزادار دیگو ریکاردوی جوان هستند؛ درواقع همه بهجز تئو، مرد میانسالی که گویا بیتفاوت است. در میان مردم عزادار قهوهاش را گرفته و بعدتر به این بهانه از محل کارش مرخصی میگیرد.
«از اینجا رانده و از آنجا مانده!» این گزاره حکایت اتباع افغانستانی است که جنگ و شرایط نابسامان سیاسی، زندگی در افغانستان را برای آنها سخت و غیرممکن کرده و سبب شده تا دههها پیش، پدرانشان چمدان ببندند و ناگزیر به کشور دوست و همسایه که ازقضا اشتراکهای مذهبی و دینی و زبانی بسیاری با یکدیگر دارند، کوچ کنند و در آن ماندگار شوند؛ کشوری که حالا، اگرچه برای بسیاری از افغانها حکم وطن دارد، اما تبعیض، تحقیر و محدودیت و نبود قانون مدونی که مهاجران به واسطه آن بتوانند زندگی آرام و بیدغدغهای را داشته و از حداقل حقوق شهروندی برخوردار باشند، آنها را در تنگنا گذاشته و دست و پایشان را برای انجام جزئیترین امور روزمره بسته است. این محدودیتها بهویژه برای آن دسته از اتباعی که تمایل به انجام فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی در ایران دارند، نمود بیشتری دارد. این گزارش، روایتهایی است از زبان افاغنهای که در عرصههای مختلف مشغول فعالیت هستند؛ اما از موانع پیش رو و سنگاندازیهای متعدد، گلایه دارند. مخرج مشترک حرفهای آنها را که بگیریم به نبود قانون مدون در رابطه با زندگی مهاجران افغانستانی در ایران و رویکرد نامطلوب مسئولان درباره آنها میرسیم.
«سههزار پزشک ایرانی در زمان همهگیری کرونا از کشور مهاجرت کردهاند.» این خبری است که به تازگی از سوی سازمان نظامپزشکی کشور اعلام شده است. مهاجرت پزشکان از کشور، پدیده جدیدی نیست که مربوط به امروز و دیروز باشد و از سالهای گذشته تاکنون ادامه داشته است؛ اما آنطور که اعداد و رقمهای مربوط به خروج این قشر از کشور نشان میدهد، تمایل به مهاجرت پزشکان در سالهای اخیر با افزایش روبهرو بوده و آنها به دلایل مختلف مانند ادامهتحصیل و آموزش مهارتها و تخصصهای خاص و همچنین جستوجوی کار، عطای ماندن در کشور را به لقایش بخشیدهاند و آن را ترک کردهاند؛ درحالیکه اینگونه که حسین کرمانپور، مدیر روابطعمومی سازمان نظامپزشکی و رئیس بخش اورژانس بیمارستان سینا، به رسانهها گفته است: «برای هر دانشجوی پزشکی در ایران سالانه حدود ۱۰ هزار دلار هزینه میشود. این دانشجو هفت سال درس میخواند و بعد هم دوره طرح خود را در یک منطقه محروم میگذراند و تجربه مفیدی کسب میکند. قطعا جذب این افراد برای هر کشوری میتواند مفید و جذاب باشد.»
کتاب «شعری به فارسی برایم بخوان» مجموعه هفت داستان روانشناختی نوشته صبا اخوت است که در 83 صفحه با یک درآمد و یک پیوست در سال جاری بهوسیله انتشارات جهان کتاب به چاپ رسیده. نویسنده در این اثر با زبانی شیوا و گیرا، هفت روایت از تاریخچه روانی زندگی رضا و حمید، دو کودک افغانستانی، تام، لارا، مایکل و جسیکا، چهار کودک آلمانی و نظیر، یک کودک بنگلادشی را با طرح دغدغهای مبنی بر «دیگری» پنداریزبان در جغرافیای فرهنگ غریب مهاجرت پی میریزد. او با تکیه بر این گزاره که «زبان راهی برای برقراری ارتباط است» شخصیت اصلی داستانهای خود را که زن جوان ایرانی مهاجری به نام رخشنده سیروانی است، میآفریند.
صنایعدستی بخرید؛ این راه درمان کرونا نیست؛ اما راه درمان حال ناخوش صنایعدستی کرونازده اصفهان است. در گفتوگو با نایبرئیس اتحادیه صنایعدستی اصفهان، از حالواحوال این روزهای مهمترین صنعت شهر جهانی صنایعدستی و روشهای درمان زخمهای هنرمندان و استادکاران و فعالان این حوزه پرسیدیم.
برای دیدن فیلمی، به یک سالن بزرگ دعوت شده بودیم. برایمان «Green Book» را گذاشتند. بعد از حدود دو ساعت، وقتی فیلم تمام شد و چراغهای سینما را روشن کردند، استادمان میکروفون را به دست گرفت و خطاب به همه ما پرسید: «از این فیلم چه یاد گرفتید؟» همهکسانی که در سالن بودند و تریبون را به دست گرفتند، درباره نژادپرستی و مذمت تبعیضهای نژادی حرف زدند. همهشان از ناعدالتیهایی گفتند که در آمریکا درباره سیاهپوستان رواشده و حقوحقوق انسانیشان نادیده گرفته میشود.
کمتر از 100 روز مانده تا انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ تلاش میکند با همه برگهایی که احتمال بردش را بالا میبرد، بازی کند. توافق با ایران، ایجاد سازش بین صهیونیستها و فلسطینیان، ادعای حل مسئله سوریه و این اواخر، امضای توافقنامه میان رژیم صهیونیستی و امارات از جمله تلاشها و ادعاهایی است که رئیسجمهور آمریکا در ماههای گذشته داشته تا بتواند یک چهار سال دیگر را در کاخ سفید بماند.
بیستوپنجم خرداد بود که دستیار ارتباطات اجتماعی رئیسجمهوری از آغاز روند اجرایی اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج مادران ایرانی با مردان خارجی خبر داد و گفت: «تأکید ویژه رئیسجمهوری بر این است که مشکلات این بخش از جامعه که سالها با مسائل مختلف برای هویت فرزندان خود درگیر بودند، برطرف شود.»