اولین رویداد سرمایهگذاری مهرگان در دو بخش معرفی استارتاپهای مناسب برای شتابدهی و شرکتهای نوپا برای سرمایهگذاری در ساختمان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان برگزار شد. بالغبر صد طرح در مرحله اولیه اقدام به ثبتنام کردند و تعدادی از این طرحها پس از انجام بررسی تیم کارشناسی و پذیرش اولیه برای ارائه حضوری به رویداد دعوت شدند. از آنجایی که روال سرمایهگذاری روی استارتاپها زمانبر است، این رویداد فرصتی مناسب برای استـــارتـــاپهـــا بــود تـــا بــا مــعـــرفی کسبوکارهایشان و حوزه فعالیت خود جهت جذب سرمایه اقدام کنند.
بر سردر مرکز نوشتهاند «سالن مطالعه حصه»؛ اما نیمساعتی که در فضای داخلی گشت میزنم، این عنوان را به نسبت نوع فعالیت و خدمترسانیهای آن کم و کوچک مییابم. اینجا فقط جایی برای امانت کتاب و مطالعه آن نیست! مراجعان میتوانند در کلاسهای آموزشی مختلف از کمکدرسی گرفته تا مهارتهای زندگی و… شرکت و حتی فرصت ارائه دانش و مهارت به همدیگر را هم پیدا کنند. سالن مطالعه حصه جایی برای گفتوگو است؛ فضایی برای ایجاد تعامل و افروختن چراغ آگاهی در سنین و سطوح مختلف.
آیا تاکنون شنیدهاید که برخی افراد در ازای کار یا خدماتی که به شما ارائه میدهند هیچ پولی دریافت نمیکنند؟ البته شنیدن این خبر ممکن است برای برخی باورکردنی نباشد یا از سر بدگمانی به دیده تردید بنگرند. گفتن و نوشتن از کار داوطلبانه در شرایط اقتصادی کشور شاید عجیب به نظر برسد ولی باید گفت و اذعان کرد که کار داوطلبانه تعاملی دو سویه است. چه گروه یا فردی که داوطلب انجام کار است و چه دسته یا افرادی که خدماتی را دریافت میکند در تعاملی کنشگرانه منتفع خواهند شد؛ منتها هرکس با تعریف خودش. در ایران اما باوجود همه محدودیتها چند سالی است که گروهی راهاندازی شده است و درزمینه خدماترسانی به بومگردیها و اقامتگاههای سنتی کار داوطلبانه ارائه میدهد.
شما تابهحال به مادرتان آسیب زدهاید؟ مثلا سرش داد بزنید یا خدایی نکرده با مشت بزنید در شکمش؟ میدانم که این پرسش عجیبی است؛ اما راستش مجبور شدم برای ورود به مبحث اصلی چنین پرسش عجیبغریبی بپرسم تا شما کمی شوکه شوید و فکرتان قلقلک شود؛ حتی خجالتزده هم بشوید! از قدیم گفتهاند که طبیعت مادر دوم انسان است؛ اما هیچکدام ما این نکته مهم را جدی نگرفتهایم. شاید برای همین است که سالیانه چندین جنگل در آتش میسوزد، درختان زیادی قطع میشود، هزاران پرنده به دلیل غفلت ما انسانها میمیرند، حیوانهای بسیاری شکار میشوند و زمین روزبهروز حالش بدتر میشود.
موسسه فرهنگی رویش مهر 23 سال پیش با تلاشهای زهرا مهریار و همسرش هوشنگ صریریان راه اندازی شد؛ وقتی که هر دو از جای خالی یک موسسه برای اهالی کتاب و دوستداران فرهنگ دراصفهان میگفتند. رویش مهر فعالیتش را با آموزش زبان انگلیسی آغاز کرد اما کم کم ساختار یک موسسه فرهنگی را پیدا کرده و به پاتوقی جدی برای اهالی داستان نویسی، اصفهان گردی، اصفهان شناسی و … تبدیل شد و توانست با برگزاری رویدادهای مختلف جایگاه ویژهای برای خود در شهر پیدا کند.
اوایل ورودم به دانشگاه بود. پر از شور و هیجان بودم و دنبال فعالیتهای مدنی و اجتماعی، اما این شور و هیجان خیلی دوامی نداشت. من ورودی سال 87 بودم و نیمسال دوم درسخواندنم به وقایع 88 و برخوردهای بعد از آن گذشت. اتفاقاتی که هنوز بعد از یازده سال، وقوعشان در من زنده است. آن روزها پر از سرخوردگی بودم. هیچ کاری به نظرم سرانجامی نداشت. انجام هر کار گروهی و تشکیلاتی به نظرم مسخره میآمد و دیگران هم بهتر از من نبودند، اما امیدوارتر چرا. یکی از دوستانم با همین امیدواری بیشتری که داشت، چندنفرمان را صدا زد که کاری برای مناطق محروم بکنیم.
داره امور مشارکتها وسازمانهای مردمنهاد سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهـان در ادامـه فـعالیتهایش درزمینه کار داوطلبانه اقدام به تهـیه و تولید مجموعهکتابهایی در رابطه با داستان برای گروههای سنی خردسال و کودک کرده است. مجموعهداستانهای «دستهای کوچک، مهربانیهای بزرگ» به نویسندگی بنفشه رسولیان و تصویرگری مرضیه قائدی در فضایی فانتزی مفهوم کار داوطلبانه را تبیین میکند. این مـجموعه با همکاری نشر نوشته (ناشر تخصصی ادبیات کودکان و نوجوانان) به چاپ رسیده است.