طی این ماهها و سالها شاهد تناقضگوییها و تصمیمهای لحظهای متعدد از سوی مسئولان محترم اجرایی در ارکان مختلف دولت بودهایم که زندگی عموم مردم را تحتتأثیر مستقیم و غیرمستقیم قرار داده است؛ از ماجرای ارز و دلار و اقتصاد تا همین نمونههای اخیر در خصوص کنکور و بازگشایی مدارس که دیگر تردیدی باقی نمیگذارد که جایی از کار میلنگد.
شامگاه چهارشنبه، 12شهریور، یعنی درست سه روز مانده به آغاز سال تحصیلی 1400-1399 بود که مدیرکل آموزشوپرورش استان اصفهان و معاونانش در جمع خبرنگاران حاضر شده و در خصوص آخرین تصمیمهای اعلامشده درباره بازگشایی مدارس و نحوه حضور معلمان و دانشآموزان در شرایطی که کرونا ماههاست زیست انسانها و البته قانون و قاعده آموزش را تغییر داده است، با اصحاب رسانه به گفتوگو نشستند. محمد اعتدادی، مدیرکل آموزشوپرورش استان اصفهان، اگرچه در این نشست از روشنشدن چراغ مدارس از روز شنبه 15 شهریور اما با رعایت شرایط کرونایی و حفظ سلامت دانشآموزان خبر داد و گفت که مدارس بسته به سه وضعیت سفید، زرد و قرمز برنامه کلاسی متفاوتی خواهند داشت و بهزودی در اختیار دانشآموزان قرار خواهد گرفت، ولی تنها ساعاتی پس از حضور او در جمع خبرنگاران، دستورالعمل جدیدی توسط وزارت آموزشوپرورش مبنی بر «الزام حضور دانشآموزان از روز شنبه، پانزدهم شهریور، بر سر کلاسهای درس و مدارس» توسط رسانهها اعلام شد؛ دستورالعملی «حاشیهساز»! حسن روحانی، رئیسجمهور، در جلسه هیئت دولت بود که اعلام کرد «اولویت اول ما آموزش حضوری است؛ البته تمام پروتکلهای بهداشتی باید رعایت شود.»
شیوع کرونا باعث شد بسیاری از مشاغل و صنوف متحمل خسارت شوند. برخی از مشاغل تعطیل شدند و تعداد زیادی هم با محدودیت به کارشان ادامه دادند.
با شیوع بیماری کرونا اهدای عضو در استان اصفهان کاهش یافته است. متقاضیان پذیرش عضو هماکنون در لیستهای انتظار منتظرند تا بعد از ممنوعیتی که تا خرداد ادامه داشته، بتوانند پذیرنده عضوی از اعضا باشند. اکنونکه باید بنیآدم اعضای یکدیگر باشند، وضعیت اهدای عضو به گفته مسئول واحد فراهمآوری اعضای پیوندی مرکز آموزشی درمانی الزهرا(س) «مناسب نیست و نسبت به سالهای گذشته از 50 مورد اهدا در سال 97 به 42 مورد در سال 98 و پنج مورد در پنج ماه نخست سال 99 رسیده است». این در حالی است که مشمولان بسیاری در لیست انتظار هستند؛ اما دکتر مریم خلیفهسلطانی در گفتوگو با اصفهانزیبا از نبود اعضای سالم سخن میگوید و اضافه میکند: «ما کار روزانهمان را انجام میدهیم، شناسایی پلکانی و بررسی هم میکنیم؛ ولی متأسفانه بیشتر گزینههای موردمطالعه کرونا داشتهاند که مجبور شدهایم رهایشان کنیم.»
کرونا که جدی شد، معادله درس دانشجویان نیز به همریخت. تنها چند هفته بعد از شیوع کرونا در کشور، برخی از خوابگاههای دانشجویی برای قطع زنجیره شیوع این ویروس، یکییکی تعطیل شدند و با مقررکردن مدتزمان مشخص از دانشجویان خواستند که بهسرعت اتاقهای خود را تخلیه کنند؛ دانشجویانی که برای شروع ترم تحصیلی از شهرها و استانهای مخـتلف، راهی دانشگاه و در خوابگاههای دانشجویی مستقر شده بودند. دانشجویان چارهای نداشتند. خواهش و تمناها از مسئولان خوابگاه برای بیشتر ماندن و به تأخیرانداختن رفتنشان، فایدهای نداشت؛ حتی برای آنها که راه خوابگاه به خانهشان بسیار دور بود و برای جمعوجور کردن وسایلشان و تهیه بلیت رفت نیاز به زمان بیشتری داشتند.
هنوز خبری از تبوتاب کرونا در کشور نبود و کسی اسم این بیماری را نشنیده بود که فاطمه دچار علائم عجیبوغریبی شد: «من ورزشکار هستم و به همین دلیل در باشگاه با آدمهای مختلفی سروکار دارم. زیاد پیشآمده بود که در ورزشگاه آنفولانزا بگیرم و دو سه روزی را با تب و لرز طی کنم.» بهمنماه، اما این علائم در فاطمه تمامی نداشت و حالش هرروز، بدتر از دیروز میشد: «تب و لرزم تا چهار روز ادامه داشت و قطع نمیشد. درمانگاه رفتم ولی پزشک نتوانست بیماری را تشخیص دهد. ازآنجاکه دچار افت فشارخون شده بودم، دکترها این موضوع را علت بیماری میدانستند.»
برگزاری، عدم برگزاری و تعویق برگزاری کنکور در ماههای اخیر به یکی از مسائل داغ کشور در زمینه آموزش عالی مبدل شده است. دولت وظیفه تعیینتکلیف این موضوع را بر گردن ستاد ملی کرونا انداخته، وزیر بهداشت با توجه به مأموریت وزارتخانهاش اعلام کرده که کنکور باید به تعویق بیفتد، اما ناگهان با گذشت تنها یک روز از انتشار این خبر، دوباره گفته شده که «کنکور در موعد مقرر(31 مرداد) برگزار خواهد شد». این موضوع نهتنها روح و روان پشت کنکوریها و خانوادههایشان را به هم ریخته، بلکه قسمتی از جامعه را ملتهب کرده است؛ تا آنجا که به گفته یک کارشناس آموزش «آنچه امروز میبینـیم آشفتهبازار تصمیمگیری است!»