شهادت
از خط مقدم تا آشپزخانه!
11:31 - شنبه 3 تیر 1402
روایت‌های مسئول تغذیه لشکر امام حسین(ع):

از خط مقدم تا آشپزخانه!

برنامه غذایی ما بسته به آنچه در آشپزخانه داشتیم، متغیر بود. همیشه غذای خط‌ها با هم فرق داشت. غذای خط اول، دوم و سوم جدا بود. مسلما بهترین غذا از آنِ بچه‌های خط اول بود.

روی کوک انتظار
13:43 - پنجشنبه 1 تیر 1402

روی کوک انتظار

انگار که کوکش کرده باشند! هر روز ساعت دو بعدازظهر پشت پنجره می‌ایستد و با چشم‌های منتظرش خاطرات را درو می‌کند.

چرا منِ اصفهانی، شوکت‌پور را نمی‌شناسم؟!
17:03 - چهارشنبه 24 خرداد 1402

چرا منِ اصفهانی، شوکت‌پور را نمی‌شناسم؟!

منِ اصفهانی خجالت می‌کشم بگویم شوکت‌پور را نمی‌شناسم. منِ اصفهانی خجالت می‌کشم بگویم در اصفهانی که شهره به شهید و شهادت است، اسمی از شوکت‌پور نشنیده‌ام؛ حتی عکسش را هم بر درودیوار شهرم ندیدم.

بدون پا هم، پای‌کار جنگ بود!
14:38 - چهارشنبه 24 خرداد 1402
رودررو با «حسن محمدی» و روایت رفاقتش با شهید حسن شوکت‌پور:

بدون پا هم، پای‌کار جنگ بود!

همه آدرس او را می‌دهند؛ «حسن محمدی»! رزمنده‌ای که شاید از همه بچه‌های لشکر امام‌حسین‌(ع) به شهید حسن شوکت‌پور نزدیک‌تر و با او هم ایاق‌تر بوده است.

بچه زرنگ
14:58 - سه‌شنبه 23 خرداد 1402

بچه زرنگ

رهبر انقلاب در سخنرانی چهاردهم خرداد در حرم امام(ره) از شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده یاد کردند و فرمودند: «ایران مملو از مصطفی صدرزاده‌هاست.»

فردای بدون او
13:02 - سه‌شنبه 23 خرداد 1402
قصه‌ای از روزهای داغ بهمن‌شیر:

فردای بدون او

ساعت به‌وقت جدال آفتاب و شرجی بهمن‌شیر است. زن کنار دیوار سیمانی حیاط، روی چهارپایه چوبی نشسته و ماهی سرخ می‌کند. گاه‌گاهی هم تکه‌ماهی سرخ‌شده‌ای را در دهانش می‌گذارد.

بوسه‌باران اشک‌ها
14:48 - پنجشنبه 11 خرداد 1402

بوسه‌باران اشک‌ها

خبر شهادت آقامصطفی را که برایش آوردند، روی طاقچه بودم. کاش دست داشتم تا شب و روز توی سرم می‌زدم. کاش دهان داشتم تا ضجه می‌زدم و مویه می‌کردم برای غربت آقامصطفی توی کشور غریب. ولی ایشان نه ضجه‌مویه کردند و نه حتی پیش علمای نجف قطره اشکی ریختند.

گردانی که بازنگشت!
13:46 - شنبه 16 اردیبهشت 1402
سالروز شهادت سردار شهید حسین قجه‌ای:

گردانی که بازنگشت!

شهید حسین قجه‌ای، فرمانده گردان سلمان لشکر 27 رسول‌الله، روز چهاردهم شهریورماه سال ۱۳۳۷ در زرین‌شهر اصفهان متولد شد. او در سن هفت‌سالگی به مدرسه رفت و تا اخذ مدرک دیپلم به تحصیل ادامه داد.

گواه اتحاد مقدس!
04:15 - شنبه 9 اردیبهشت 1402
«جانی بت اوشانا»، شهید آشوری دفاع مقدس:

گواه اتحاد مقدس!

جانی بت اوشانا متولد ۱۵ شهریور ۱۳۴۳. سرباز تیپ ۵۵ هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در شرق دجله و در منطقه عملیاتی بدر به شهادت رسید.

روح شهادت در دو بدن
10:28 - دوشنبه 28 فروردین 1402

روح شهادت در دو بدن

وقتی پای در تخت فولاد می‌گذاری گویا وارد دنیای جدیدی می‌شوی. دنیایی که از بند زمان و مکان محدود کنونی آزاد است و جان را در فراخنایی به وسعت سیر تاریخی انسان از جاهلیت تا خلیفة‌اللهی و به ژرفای معارف حکیمانه اهل بیت (ع)، رها می‌سازد.

تشدید تنش در کرانه باختری؛ بیت المقدس به پادگان نظامی تبدیل شد
15:19 - یکشنبه 20 فروردین 1402

تشدید تنش در کرانه باختری؛ بیت المقدس به پادگان نظامی تبدیل شد

در سایه تشدید تنش در کرانه باختری، امروز، نظامیان صهیونیست، بیت المقدس را به پادگان نظامی تبدیل کردند و با حمایت آن ها صدها شهرک نشین صهیونیست متعرض مسجدالاقصی شدند.

کی می‌آیی “حاج احمد”؟
14:55 - دوشنبه 14 فروردین 1402

کی می‌آیی “حاج احمد”؟

«من مسئول آن چیزی هستم که دیده‌ام و پزشک قانونی نیستم که بخواهم برای کسی گواهی فوت صادر کنم. در رابطه با چگونگی آشنایی‌ام با چهار دیپلمات ایرانی باید بگویم هنگامی که رژیم اشغالگر صهیونیستی بخش‌هایی از لبنان را اشغال کرد، در برابر این اشغالگری ایستادم و در جریان مبارزاتم به زندان افتادم. ما به مدت ۱۰ روز در سلول مزدوران القوات البنانیه بودیم و شکنجه می‌شدیم.»