به گزارش اصفهان زیبا؛ پیدایش روزنامه و روزنامهنگاری به مفهوم امروزی آن را در اصفهان باید در بستر تحولات سیاسی و فرهنگی اواخر دوره قاجار جستوجو کرد. اما ریشههای فنی و فرهنگی رسانههای نوشتاری در این شهر، به مراتب عمیقتر است.
اصفهان، شهر باستانی و پایتخت پیشین صفویه، همواره مرکز علم، هنر و تجارت بود و سنتی دیرینه در نگارش، خطاطی و کتابت داشت.
در دوران قاجار، اگرچه شهر رونق اقتصادی و فرهنگی پیشین خود را از دست داده بود، اما همچنان یکی از کانونهای پرنفوذ مذهبی، تجاری و فکری ایران بهشمار میرفت و بستر مناسبی برای ظهور مفاهیم نوین مانند مطبوعات مدرن داشت.
موج تجدد و نوسازی، که از تهران و تبریز آغاز شده بود، در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری به اصفهان رسید و مهمترین نمود آن، ظهور صنعت چاپ و سپس نشریات ادواری بود.
اصفهان؛ پیشقدم در صنعت چاپ ایران
پیش از آغاز روزنامهنگاری به مفهوم مدرن و انتشار نشریات فارسی در دوره قاجار، لازم است به بنیانگذاری صنعت چاپ در ایران اشاره شود که نقطه آغاز آن، محله جلفای اصفهان بود. این پیشگامی، قدمت رسانهای اصفهان را به قرن هفدهم میلادی بازمیگرداند.
ارامنهای که در دوران صفویه و به فرمان شاه عباس اول به اصفهان کوچانده شدند، بهعنوان جامعهای فعال در تجارت بینالملل، با خود سنتهای تجاری، فرهنگی و هنری اروپا را به اصفهان آوردند. یکی از مهمترین این دستاوردها، آشنایی با تکنولوژی چاپ سربی بود.
نخستین دستگاه چاپ ایران در سال ۱۶۳۸ میلادی (۱۰۱۷ شمسی)، یعنی حدود ۲۵۰ سال پیش از انتشار روزنامه «فرهنگ» در دوره قاجار، در کلیسای وانک در جلفای اصفهان راهاندازی شد.
این چاپخانه نهتنها اولین در ایران، بلکه یکی از اولینها در خاورمیانه بهشمار میرود.
مؤسس این چاپخانه، خاچاطور کِساراتسی، پیشوای مذهبی کلیسای وانک بود. او بدون دسترسی مستقیم به دانش فنی اروپاییان، با تکیه بر نبوغ و تلاش خود و کمک شاگردان روحانیاش، موفق به ساختن دستگاه چاپ، قالبریزی حروف ارمنی، تهیه کاغذ و مرکب شد.
اولین کتاب چاپی که در این چاپخانه و در ایران به چاپ رسید، کتاب مذهبی «زبور داوود» بود.
اهمیت این رویداد در آن بود که شهر اصفهان را به مرکزی برای انتقال تکنولوژی چاپ سربی از غرب به شرق تبدیل کرد و زیرساخت فکری و فنی لازم برای پذیرش رسانههای نوشتاری در آینده را فراهم آورد.
جامعه ارمنی جلفا در دورههای بعد نیز نقش خود را در توسعه چاپ و سپس روزنامهنگاری حفظ کرد و چاپخانه کلیسای وانک تا به امروز فعال است.
حکومت ظلالسطان و شکلگیری مطبوعات فارسیزبان
اما شکلگیری مطبوعات فارسی در اصفهان، پیوند تنگاتنگی با دوران حکومت طولانیمدت مسعود میرزا ظلالسلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه بر این شهر دارد. او که بیش از سی سال بر اصفهان فرمان راند، در عین خودکامگی، به نمادهای تجدد نیز علاقهمند بود.
این علاقه منجر به ورود تجهیزات نوین اداری و فرهنگی، از جمله چاپخانه، به اصفهان شد تا به این طریق فرمانها و اطلاعیههای حکومتی منتشر شوند. برخلاف چاپ سربی ارامنه در جلفا در قرن هفدهم، چاپخانهای که در این دوران برای نشریات عمومی راهاندازی شد، از نوع چاپ سنگی بود و از حدود سال ۱۲۹۵ قمری در حوالی دروازه دولت دایر گردید.
این دستگاه که بیشتر برای فرمانهای حکومتی و دفاتر اداری به کار میرفت، زمینه را برای انتشار یک نشریه عمومی فراهم ساخت.
«فرهنگ»، نخستین روزنامه فارسیزبان اصفهان
نخستین روزنامهای که در اصفهان به زبان فارسی منتشر شد، روزنامه «فرهنگ» بود. این نشریه نخستین شماره خود را در تاریخ دقیق دوم جمادیالاول ۱۲۹۶ هجری قمری منتشر کرد. مدیریت این نشریه را میرزا تقیخان کاشانی، مشهور به حکیمباشی، برعهده داشت که پزشک مخصوص ظلالسلطان و از روشنفکران عصر ناصری بود. او با استفاده از چاپخانه حکومتی، این نشریه را منتشر کرد.
روزنامه «فرهنگ» در چهار صفحه به خط نستعلیق میرزا عبدالرحیم خوشنویس بر روی کاغذ عالی و زیبا بهصورت هفتگی و با چاپ سنگی بسیار باکیفیت منتشر میشد. محتوای آن شامل اخبار دولتی، اطلاعیههای حکومتی و مقالاتی در زمینه اخلاق، آموزش، بهداشت عمومی و گاهی نقد اوضاع اجتماعی بود.
برای نمونه در شماره ۶۲۱ روزنامه فرهنگ به تاریخ ۱۳ ربیع الثانی سال ۱۳۰۶ هجری قمری برابر با ۲۷ آذرماه ۱۲۶۷ خورشیدی مطلبی انتقادی و روشنگرانه از وضع بهداشت تولید یخ به صورت سنتی در یخچالهای قدیمی شهر میخوانیم:
«به موجب تجربههای متعددی که اطبای اروپ کردهاند ثابت گشته است که در یخها، خواه طبیعی خواه مصنوعی باشد، بعضی حیوانات ذرهبینی که مکروپ گویند موجود بوده است که سبب امراض مهلکه میشدهاند. باز بنا به تجارب اطباء اروپ بعد از آنکه آب یخ میکند، این مکروپهای مهلک در مقابل درجه برودت يخ تحمل نموده، محو و تلف نمیشوند. اگر اطبای اروپ یخهای اصفهان را تحلیل نمایند، به غیر از کثافاتی که ظاهر است دیگر چه چیزها کشف خواهند نمود. برای دیدن جل وزق و لجن و مواد متعفنه و برگهای پوسیده و چوب و استخوان و غیره و غیره هیچ احتیاج به ذرهبین نیست. وجود این مواد در یخها مسلم همه هست و احتیاج به تجربه فرنگی نداریم. چیزی که در این باب ما را محتاج فرنگستان میکند این است که بدانیم در یخهای اصفهان چند نوع مکروپ مهلک یافت نمیشود!»
فرهنگ از نشریات همعصر خود یک سر و گردن بالاتر بود و حتی مطالبی از آن در روزنامههای فارسیزبان خارج از کشور بازنشر میشد. با وجود اینکه «فرهنگ» یک نشریه درباری محسوب میشد، اما داشتن ستونی برای چاپ نامههای خوانندگان که حاوی گزارشهای شهری، پیشنهادها و حتی انتقادات محتاطانه بود، نوعی تعامل ابتدایی و شکلگیری افکار عمومی را نشان میدهد.
این روزنامه تا حدود سال ۱۳۰۸ هجری قمری بهطور منظم منتشر شد و در طول این مدت، به کشورهای دیگر مانند هندوستان، لوکزامبورگ، پاریس و مصر نیز ارسال میشد.
فضای بازتر مطبوعات در دوران مشروطه
در سالهای منتهی به مشروطه، فضای محدودتری برای نشر نشریات با گرایشهای فکری متفاوت پدید آمد. یکی از مهمترین آنها که گرایش دینی و اصلاحطلبانه داشت، «الاسلام» (یا گفتگوی صفاخانه اصفهان) بود که حدود ۱۳۲۰ قمری منتشر شد.
از دیگر مطبوعاتی که در دوران مشروطیت منتشر میشدند میتوان به روزنامههای «الجناب»، «انجمن مقدس ملی اصفهان»، «فرج بعد از شدت»، «جهاد اکبر»، «زایندهرود»، «نقش جهان» و «حقیقت» اشاره کرد که جزو اولینهای مطبوعات اصفهان بهشمار میآیند.
این نشریات معمولا با چاپ سنگی و در شمارگان محدود منتشر میشدند و تحت شدیدترین سانسور حاکمان محلی قرار داشتند. با این حال، همین تکاپو، زمینه فکری لازم برای انفجار مطبوعاتی عصر مشروطه را در ذهن روشنفکران و طلاب جوان اصفهانی فراهم کرد.
در واقع آغاز جنبش مشروطه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، سبب شد اصفهان به یکی از مراکز اصلی فعالیتهای آزادیخواهانه تبدیل شود.
خلع ظلالسلطان از حکومت اصفهان و تشکیل انجمن ولایتی اصفهان، فضایی کمسابقه از آزادی نسبی بیان را فراهم آورد. در این دوره، هدف مطبوعات از صرفا خبررسانی دولتی فراتر رفت و به ابزاری برای روشنگری، مطالبه قانون و نقد نهادهای سنتی تبدیل شد.
روزنامه «انجمن مقدس ملی اصفهان» در عصر مشروطه
مطبوعات مشروطه، تریبون احزاب، انجمنها و گروههای فکری مختلف بودند. در این دوره، نشریات متعددی پدید آمدند که مهمترین و تأثیرگذارترین آنها روزنامه «انجمن مقدس ملی اصفهان» بود. این روزنامه، ارگان رسمی انجمن ولایتی اصفهان و مهمترین نشریه سیاسی تاریخ مطبوعات اصفهان در این دوره بهشمار میرود که وظیفه اصلی آن، انتشار مشروح مذاکرات انجمن و بهعنوان سخنگوی رسمی نهاد تصمیمگیرنده شهر، نقشی حیاتی در آگاهیبخشی به مردم درباره حقوق و وظایف جدیدشان ایفا کرد. زبان آن غالبا رسمی و اداری و در نشر قانون و شفافیت مدیریتی پیشگام بود.
روزنامه «جهاد اکبر»
علاوه بر روزنامه انجمن ولایتی اصفهان، روزنامه «جهاد اکبر»(اولین شماره در محرم ۱۳۲۵ قمری) نیز یکی از اولین نشریات مشروطهخواه با گرایشهای دینیاجتماعی و به مدیریت میرزا علیآقا خراسانی بود. «جهاد اکبر» تلاش داشت تا با زبانی دینی و اخلاقی، مفاهیم مدرنی چون قانونخواهی، عدالت و مجلس را به مردم معرفی کند و از این طریق، حمایت علمای روشنفکر و اقشار سنتی جامعه را نیز جلب نماید. مطالب آن اغلب به مقایسه شرایط ایران با کشورهای پیشرفته میپرداخت.
برای مثال در شماره ۶ روزنامه جهاد اکبر در ۱۶ صفر سال ۱۳۲۵ هجری قمری (۱۲۸۶ شمسی) به مطلبی جالب از مقایسه پیشرفت اروپاییان و عقبماندگی ایران و مطالبهگری نویسنده مقاله برمیخوریم: «انقلاب مشروطیت موجب شد تا دردمندان و دلسوزان جامعه که به عقبماندگی همهجانبه کشور پی برده بودند، این سؤال را مطرح کنند که چرا کار به اینجا رسید؟»
این مقاله در عین مقایسه علمی میان ایران و اروپا میکوشد دوران مجد گذشته را به یاد آورد. در ادامه این مقاله آمده است:
« اینهایی که این صنعتها را ایجاد کردند آیا از جنس آسمانی بودند؟ یا آنکه غیر از نوع بشرند؟ والله از همین نوعند. بلکه فراست و ذکاوت ایرانی به مراتب افزونتر است به واسطه دو علت از کار عقب ماندند: نخست استبداد و خودخواهی اولیای امور که مینمودند و خواستن آنها محض ریاست و جلب دوروزه خود که همه کور و کر مادرزاد باشند. هر وقت جریدهای طبع میشد فورا امر به توقیف بود. هر وقت صنعتی بیچارهای ایجاد میکرد، محل اعتنا نبود که آن صنعتگر باید دق کند و از گرسنگی بمیرد یا آنکه هر وقت معلمخانه ایجاد میشد فوراً حکم به بستن بود و…
«امروزه اول باید احتیاج خود را از اجانب قطع نماییم خودمان کارخانجات آوریم. معلم بیاوریم از هندوستان تا وقتی که از کارخانههای خودمان معلمین بیرون آیند. استخراج معادن نماییم. نگذاریم ثروت ما به خارجه برود قشون خود را مرتب سازیم… نفوذ تجارات خارجه مملکت را بیروح ساخت، اگر به دیده دقت ملاحظه شود از بیعلمی ما بود که صنایع خود را از دست دادیم و هر چیز که اسم فرنگی دارد شرف دادیم و هنوز هم میدهیم تا کار به اینجا رسید. این احتیاج تا رفع نشود ما نمیتوانیم کار بکنیم…
«هنوز هم که دوره حریت رسیده باز بیدار نشدیم. صنایع و منسوجات وطنیه ما را که از سابق پیدا میشود، چرا خریداری میکنند؟ حتی کاشیهای قدیم ما را چرا طالبند؟ نقشههای عمارات قدیمی را برای چه میبرند؟ معلوم شد که هر چه ما داشتیم خوب بود. ما رها کردیم. اگر خوب نمیبود طالب نمیشدند و به قیمت گزاف مشتری نمیشدند. چرا زریهای سابق را میخرند؟ ای وای از بیحسی! هر چه دارند از ما دارند و گرفتند ما کنون به گدایی به درخانههای آنها محتاجیم. در قرون سابقه چه طور ایرانیان زندگی میکردند و چه قدر اهل ایران در نظر آنها اهمیت داشت!»
«الجناب» و «کشکول» از دیگر نشریات با رویکردهای سیاسی، ادبی و گاهی طنز انتقادی بودند که به نقد اوضاع اجتماعی و سیاسی میپرداختند و آرمانهای مشروطه را تبلیغ میکردند. «کشکول» یکی از مهمترین نشریاتی بود که به دلیل زبان تند و صریح خود در نقد مستبدان، شهرت زیادی یافت.
ظهور اولین نشریه مربوط به زنان در اصفهان
یکی از اتفاقات مهم در مطبوعات اصفهان در دوره مشروطه، ظهور نشریه «زبان زنان» بود. این نشریه که در سال ۱۲۸۹ شمسی توسط صدیقه دولتآبادی، یکی از فعالان برجسته حقوق زنان و مشروطهخواه، در اصفهان منتشر شد، نخستین نشریه اختصاصی زنان در ایران بهشمار میرود که در آن به موضوعاتی چون آموزش دختران، حقوق مدنی زنان، اقتصاد خانواده و لزوم مشارکت آنان در سرنوشت اجتماعی میپرداخت. در مجموع در دوره قاجار 57 عنوان نشریه در اصفهان منتشر شد.
عصر تاریک مطبوعات اصفهان در دوران رضاخانی
با روی کار آمدن رضاخان، عصر مطبوعات آزاد مشروطه به پایان رسید. حکومت جدید، مطبوعات را نه ابزاری برای نقد، بلکه وسیلهای برای تبلیغ سیاستهای دولت، آموزش نوین و ترویج ملیگرایی باستانگرا میدید. نتیجه این سیاست، سانسور شدید، توقیف گسترده و ادغام بسیاری از نشریات محلی بود. مجوز انتشار نشریات جدید به سختی صادر میشد و نشریات موجود تحت نظارت کامل اداره انطباعات وزارت معارف قرار میگرفتند.
در اصفهان نیز فضای مطبوعاتی بهطور چشمگیری تحت کنترل قرار گرفت. با وجود افزایش سواد عمومی به دلیل تأسیس مدارس جدید و رشد شهرنشینی، روزنامهنگاری سیاسی عملا به محاق رفت.
نشریاتی که در این دوره توانستند به فعالیت خود ادامه دهند، بیشتر بر جنبههای فرهنگی، ادبی، آموزشی و علمی تمرکز کردند. این نشریات سعی میکردند در قالب نقد فرهنگی، دغدغههای اجتماعی خود را نیز بازتاب دهند.
در دوره رضاخان، چه نشریاتی در اصفهان فعالیت میکردند؟
«باختر»، از مهمترین نشریات ادواری آن دوره بود که تلاش میکرد با رعایت خطوط قرمز حکومتی، به مباحث فرهنگی و شهری بپردازد و در عین حال، اخبار بینالمللی را نیز پوشش دهد. «عرفان» و «اخگر» از دیگر نشریات آن دوران، با رویکردی فرهنگی، ادبی و اجتماعی بودند و در معرفی نویسندگان و شاعران اصفهانی نقش مهمی داشتند. همچنین «دانش اصفهان» و «راه نجات» از مهمترین نشریات آموزشی و علمی بودند که در ترویج سواد نوین، علوم کاربردی و بهداشت نقش داشتند و از ابزارهای مهم دولت برای نوسازی فرهنگی بهشمار میرفتند.
مطبوعات این دوره نقش پررنگی در حمایت از برنامههای دولت برای نوسازی شهری، توسعه آموزش نوین و ترویج ملیگرایی داشتند. در این سالها بود که چاپخانههای اصفهان از چاپ سنگی به چاپ سربی منتقل شدند و این ارتقاء فنی، کیفیت و سرعت انتشار روزنامهها را بهبود بخشید. با این وجود، در سالهای پایانی حکومت رضاخان، بسیاری از نشریات محلی با فشار دولت مرکزی توقیف یا تعطیل شدند تا تمرکز رسانهای کاملاً به تهران منتقل شود.
مطبوعات پس از سقوط رضاخان جان گرفت
پس از کنارهگیری رضاخان در پی وقایع شهریور ۱۳۲۰ و کاهش نفوذ دولت مرکزی، فضای سیاسی کشور بازتر شد. این گشایش، بهسرعت بر مطبوعات اصفهان تأثیر گذاشت و موج تازهای از نشریات حزبی، سیاسی و مستقل پدید آمدند و تنوع فکری در اصفهان در این دوره به اوج رسید.
در این دوره، گروههای مختلف سیاسی، از ملیگرا (طرفدار جبهه ملی) و لیبرال گرفته تا چپگرا (حزب توده) و مذهبی، نشریات خود را در اصفهان منتشر کردند. از مهمترین روزنامههای آن دوران میتوان به «اصفهان»، «ندای اصفهان»، «نور اصفهان» و «صدای اصفهان» اشاره کرد. این نشریات با زبانی انتقادی، به نقد وضعیت معیشتی مردم، مشکلات کارگران و دهقانان و فساد اداری میپرداختند و صدای گروههای مختلف اجتماعی بودند. حضور فعال دانشجویان و استادان در دانشگاه تازه تأسیس اصفهان (۱۳۲۵ شمسی) به عمق و تنوع محتوای مطبوعات افزود. با افزایش آزادی بیان و فعالیت احزاب، کمکم جو عمومی جامعه سیاستزده و مردم علاقهمند به حزب و دستههای مختلف سیاسی شدند.
سرکوب مطبوعات پس از کودتای 28 مرداد
در پی آشوبها، اختلافات و چنددستگیهای سیاسی دهه سی و وقوع کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲، فضای سیاسی مجدداً به شدت محدود شد. مطبوعات، به ویژه روزنامههای چپگرا و طرفدار جبهه ملی، توقیف و بسیاری از روزنامهنگاران بازداشت یا مجبور به سکوت شدند.
رویکرد جدید مطبوعات اصفهان در زمینه فرهنگی و هنری
بااینحال، اصفهان بهعنوان یک قطب فرهنگی، اجازه داد تا نشریاتی با گرایشهای فرهنگی، هنری و ادبی به حیات خود ادامه دهند و به نوعی، نقش انتقادی خود را در لفاف فرهنگ و هنر پنهان سازند.
در دهههای پس از ۱۳۳۰، مطبوعات اصفهان نقش مهمی در معرفی هنر و ادبیات معاصر شهر ایفا کردند. مجلاتی مانند «فروغ»، «هنر و مردم اصفهان»، و «صفحه ادبی روزنامه اصفهان» به معرفی شاعران و نویسندگان محلی (مانند هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی)، نقد هنری و حفظ میراث فرهنگی شهر میپرداختند. در این دوره، چاپخانههای اصفهان مانند چاپخانه سپهر، علمیه و کاوه با تجهیز به ماشینهای چاپ پیشرفته (مانند افست)، کیفیت فنی روزنامهها را بهبود بخشیدند و زمینه را برای روزنامهنگاری حرفهایتر فراهم کردند.
در دهه ۱۳۵۰، نشریات و بولتنهای مذهبی و اسلامی نیز بهتدریج رونق گرفتند و با ظاهری فرهنگی یا دینی، به نقد اوضاع اجتماعی و تبلیغ گفتمان انقلابی پرداختند که نقش مهمی در روند انقلاب اسلامی ایفا کرد.
مطبوعات اصفهان در دوران بعد از انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و با آغاز جنگ ایران و عراق، مطبوعات اصفهان بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی مردمی گرفتند و به بازتاب اخبار جبههها، زندگی رزمندگان و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت ملی پرداختند. در این دوران، هفتهنامهها و ماهنامههای فرهنگی محدودی نیز سعی داشتند در دل جنگ، حیات فرهنگی شهر را حفظ کنند.
پس از پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی، فضای فرهنگی کشور بازتر شد و اصفهان هم به یکی از قطبهای فعال مطبوعاتی کشور تبدیل شد و رشد کمی و کیفی چشمگیری در نشریات رخ داد و به مرور بر نشریات و روزنامههای این شهر افزوده شد و روزنامههایی مانند «نصف جهان»، «زایندهرود» و «اصفهان زیبا» با تمرکز بر مسائل شهری، فرهنگی، اقتصادی و ورزشی، توانستند جایگاه ویژهای در میان مردم اصفهان پیدا کنند.
در دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، روزنامهنگاری در اصفهان شکل حرفهایتری به خود گرفت و با افزایش تعداد روزنامهنگاران تحصیلکرده و تأسیس رشتههای ارتباطات در دانشگاهها، تخصصگرایی در مطبوعات تقویت شد. مجلات تخصصی علمی و هنری در کنار روزنامههای عمومی فعالیت میکردند.
در دهه ۱۳۹۰ به بعد، با گسترش نفوذ اینترنت و شبکههای اجتماعی، روزنامهنگاری اصفهان تحول ساختاری یافت. بسیاری از روزنامههای چاپی تیراژ خود را از دست دادند و مجبور شدند به سمت فضای آنلاین حرکت کنند. نهادهای شهری و رسانههای محلی، نسخههای آنلاین و خبرگزاریهای اختصاصی خود را راهاندازی کردند. خبرگزاری ایمنا (وابسته به شهرداری اصفهان)، اصفهان امروز، ندای اصفهان آنلاین، اصفهان زیبا آنلاین و خبرگزاری فارس اصفهان به عنوان پویاترین رسانههای دیجیتال شهری شناخته شدند.
امروز بخش مهمی از جریان اطلاعرسانی و نقد شهری در اصفهان، از طریق روزنامهنگاری شهروندی در شبکههای اجتماعی صورت میگیرد. پوشش بحرانهای زیستمحیطی (مانند زایندهرود) و مسائل میراث فرهنگی، نمونهای از تأثیرگذاری عمیق این رسانهها بر افکار عمومی و سیاستگذاریهای کلان شهری است.
روزنامهنگاری در اصفهان با قدمتی که ریشههای فنی آن به چاپخانه صفوی جلفا و آغاز انتشار روزنامههای عمومی آن به دوره قاجاریه باز میگردد، مسیری طولانی و پرفراز و نشیب را طی کرده است. از نشریه درباری قاجار، تا تریبونهای آزاد مشروطه، مطبوعات آموزشی دوره پهلوی و تحولات پیچیده رسانههای چاپی و دیجیتال امروزی، مطبوعات این شهر همواره نقش پل ارتباطی میان مردم، فرهنگ و مدیریت شهری را ایفا کردهاند.
اصفهان، با این سابقه غنی، همچنان یکی از پایگاههای مهم و تأثیرگذار رسانهای در ایران بهشمار میرود و روزنامهنگاری آن، حافظه جمعی شهر، روایتگر دغدغههای مردم، پیگیر تحولات شهری و پاسدار ارزشهای فرهنگی و تاریخی بوده است.
در حال حاضر و طبق آخرین ارزیابی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، روزنامه «اصفهان زیبا» به عنوان برترین روزنامه محلی کشور شناخته میشود که متعلق به شهر اصفهان است.



