به گزارش اصفهان زیبا؛ شکلگیری نادرست شهرها و مداخله در برخی بافتها، منجر به شکلگیری بافتهایی شد که نام بافت ناکارآمد را به خود گرفت. همین نام توانست زیر ساختهای اجتماعی و فرهنگی در این محلهها را تضعیف کند و به دنبال آن سرمایههای اجتماعی را متزلزل و کاهش بدهد.
اهمیت دادن به سرمایه اجتماعی در این محلهها و تلاش برای تقویت آن به شیوههای مختلف، میتواند آسیبها و تنشهای این محلهها را کاهش بدهد و بافت این محلهها را تقویت کند. ضعف زیرساختهای اجتماعی، فرهنگی و کالبدی در بسیاری از محلههای اصفهان بهخوبی دیده میشود، این مسئله مهاجرت افراد بومی محلهها را در بر داشت و منجر به تغییر بافت محلههای قدیمی و کاهش سطح سرمایه اجتماعی در این محلهها شده است.
اهمیت این موضوع و بررسی نقش سرمایه اجتماعی در محلهها، دلیل برگزاری نشستی با عنوان «سرمایه اجتماعی در بافتهای ناکارآمد» به همت پژوهشکده سوانح طبیعی و کرسی یونسکو در مدیریت سوانح طبیعی شد که توسط اساتیدی همچون غلامرضا غفاری، عضو هیئتعلمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دکتر سمیه شالچی، عضو هیئتعلمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، مورد بررسی قرار گرفت.
غلامرضا غفاری عضو هیئتعلمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در این نشست با این جمله صحبتش را شروع کرد که سرمایه اجتماعی، پیوند مناسبی با شهر و بهویژه بافت ناکارآمد شهری دارد.
زمانی بافت شهری ناکارآمد تلقی میشود که از نظر کالبدی، ارتباطی و اقتصادی تنزل پیدا کند و دچار اختلال و ناکارآمدی شود. درحالی که این تنها ناکارآمدی کالبدی و اقتصادی نیست، بلکه پیوندهای اجتماعی و زندگی جمعی نیز تضعیف میشود.
غفاری در ادامه بر این نکته تأکید کرد که شهر به یک پدیده زنده تعبیر میشود و نیازمند این است که حیات خود را نشان بدهد.
او در ادامه اضافه کرد: ناکارآمدی باعث این مسئله نشده است که زندگی در محله متوقف شود. محله با این شرایط به حیات خودش ادامه داده است ولی باید محلهها را احیا و بازسازی کرد و به چرخه حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، برگرداند.
او معتقد است که باید به سراغ بافت ناکارآمد رفت و بهدرستی مسائل را احصا و بررسی کرد که در این بافت چه میگذرد.برای احیا این بافتها، باید زیر ساخت اجتماعی را در بستر زندگی اجتماعی پرواند و تکثیر کرد.
حس تعلق به محله، باعث شکلگیری هویت میشود
عضو هیئتعلمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با اشاره به اهمیت موضوع زیرساختهای اجتماعی، بیان کرد که این زیرساختها در بستر خود، زندگی اجتماعی و جمعی را تقویت میکند.
او در ادامه اضافه کرد: از جمله زیرساختهای اجتماعی، سرمایه اجتماعی است که بر پیوند اجتماعی دلالت دارد و سرمایه دیگر در این ارتباط، سرمایه انسانی است. سرمایه انسانی شامل قابلیتهای ساکنان بافت، نظیر دانش، مهارت، توانایی فنی و… است. قابلیت دیگری که باید در کنار اینها بنشینند، سرمایه اجتماعی است که میتوان برای آن سطوح مختلفی از جمله ساختاری، ارتباطی و شناختی را تعریف کرد.
این استاد دانشگاه تهران، آنچه که در سطح شناختی برای محله و بافت بیان کرد، موضوع حس تعلق به محله بود که باعث شکلگیری هویت میشود. به نظر او باید بررسی کرد که یک نفر تا چه اندازه حاضر است ازمحلهاش تعریف وبه آن افتخار کند؟ و تا چه اندازه حاضر است برای آبادانی محله تلاش کند؟ حس تعلق افراد به مکان زندگی بسیار مهم است و هرچه این تعلق بیشتر باشد، محلهها از هویت غنیتری برخوردار هستند.
او همچنین در سطح شناختی سرمایه اجتماعی، دلبستگی به محله را از نکات مهم دانست که از حس تعلق، اهمیت بیشتری دارد. نکته مهمی که غفاری به آن اشاره داشت، میزان دلبستگیهای مردم به محله و نقش آن در بازآفرینی محله بود. هرچه این دلبستگی بیشتر باشد تلاش مردم و استقبال آنهادر پذیرش طرحهای بازآفرینی، بسیار پراهمیت، است.
مهاجرت افراد بومی محلهها، مساوی با تولد بافت ناکارآمد
او در ادامه تأکید کرد: حس تعلق بهخاطر دوستان گذشته و یا خاطرات خوب در ذهن مردم، میزان رضایت از سطح سکونت، خاطرات خوش و ناخوش و چگونگی روایت آنها از محله، بسیار مهم است. آیا این تعریفها مساوی باامنیت است یا ترس؟آیا محله ساختار منظمی دارد یا ظاهر محله نامناسب است؟محله خوشقواره یا بدقواره است؟ این پرسشها به ما میگوید که عناصر سازنده بافت محله، چه چیز است و محله در نظر مردم چطوردیده میشود.
غفاری در ادامه افزود:در این سالها، تغییرات بافتی در برخی محلهها وضعیف شدن زیر ساختهای اجتماعی و کالبدی، باعث خروج افراد بومی محلهها و ساکن شدن مهاجران در محلهها شد که به صورت بسیار محسوسی از پویایی محلهها، کم کرد.
غفاری یکی از سنجههای مهم فضاهای شهری را خروج ساکنان قدیمی از محلهها دانست که آن را مساوی با عقیمشدن و کمرمقشدن زیر ساختهای اجتماعی در محلهها، عنوان کرد.
این استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، این مسئله را در ایران بسیار مهم تلقی کرد و همین موضع را دلیل تدوین سند ملی راهبردی در راستای بهسازی بافتهای ناکارآمد و هویتبخشی به این محلهها دانست تا باعث ارتقای کیفیت زندگی شهری در محلهها بشود.
در بازآفرینی شهری به سرمایه اجتماعی در محلهها نیازمندیم
در سالهای اخیر در محلههای ناکارآمد، مدلی از تغییر، نوسازی و بهسازی اجرا شد که بازآفرینی شهری نام گرفت. محلهها و بافتهای حاشیهای، برای اجرای طرحهای بازآفرینی انتخاب شدند تا به سمت پویایی حرکت کنند؛ اما غفاری با اشاره به این نکته که در بازآفرینی، نیازمند سرمایه اجتماعی درمحلهها هستیم، گفت: در این سالها به رغم مشوقهای زیادی که مسئولان برای ترغیب مردم برای احیا بافتهای حاشیه و بازآفرینی گذاشتهاند؛ اما اقبال برای بازآفرینی در محلهها و بافتهای ناکارآمد چندان زیاد نبوده است. این نشان میدهد که اعتماد واطمینان کافی برای ورود مردم به طرحهاوجود ندارد و مشکلات در مسیر زیاد است. معتقدم با وجود همه تغییرات، سرمایه اجتماعی نیاز به سیاستگذاری دارد تا طرحهای بازآفرینی با موفقیت در محلهها اجرایی شود.
او در ادامه به پژوهشی که در سال 96 در 480 شهر کشور بین بافتهای بافت فرسوده و حاشیهای و بافت غیرفرسوده و حاشیهای انجام گرفته اشاره و گفت: در تعلق به محله و مسئولیت پذیری مردم، تفاوت معناداری بین این دو بافت وجود دارد و دیده شدن سرمایه اجتماعی در بافت ناکارآمد، بسیار اهمیت دارد و سبب بهبود وضعیت این بافتها خواهد شد.
فراموشی حافظه تاریخی محلهها، هویت فرهنگی را مختل کرد
در ادامه این نشست سمیه شالچی، عضو هیئتعلمی دانشکده علوم دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان سخنران دوم، نقش سرمایه اجتماعی و نظریههای جامعه شناسان در بافت ناکارآمد را موضوع باسابقهای دانست که بزرگان این حوزه در دنیا، اظهار نظرهای متفاوتی در این خصوص داشتهاند.
شالچی در ادامه تصریح کرد: من معتقدم حافظه جمعی، یکی از مهمترین منابع هویت وهمبستگی محلات شهری است. حافظه جمعی، مفهومی است که در دنیای مدرن مطرح شد و وقتی شهرها و محلهها تغییرات با شتابی را تجربه میکردند، همزمان خاطرات گذشته را نیز مرور میکردند و از طریق ابزارهای فرهنگی، مثل مناسبتها، مناسکها و آیینها، بازیابی حافظه جمعی خودش را انجام میدادند که برخی از مداخلههای کالبدی و سیاستهای نوسازی، حافظه جمعی ساکنان را به حاشیه راند.
او به اهمیت حافظه جمعی در محلهها تأکید کرد و افزود: این مسئله مربوط به دوره معاصر و اکنون ماست و میتواند مرهم آسیبها شود. در حال حاضر در جامعه ایرانی ، مرور خاطرات گذشته محله خودش را به خوبی نشان میدهد و در شبکههای اجتماعی میبینید که به حافظه وتاریخ گذشته شهر و محلهها، رجوع میکنند و تلاش برای یادآروی گذشتهها، اتفاق میافتد. اما سوال اینجاست که چرا اینقدر دیر به یاد گذشتهها افتادیم؟ نقد من این است، ما سالها، گذشته را نهی کردیم و در سیاست شهری هم همین اتفاق رقم خورد، این مسئله باعث شد تا هویت فرهنگی شهر را دچار مشکل کنیم.
عضو هیئتعلمی دانشکده علوم دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به این نکته که شهر موجود زنده است و اگر گذشته را به یاد نیاوریم، شهر را فنا کردهایم، خاطر نشان کرد: ما تلاش کردیم در شهرها عریضترین اتوبان را بسازیم، بدون توجه به گذشته شهر. ولی الان هوشیار شدیم وخانههای قدیمی در شهرهامورد توجه قرار گرفته است و این بسیار مهم است. نباید در محلههاهر آنچه مربوط به گذشته است را پاک کنیم. توجه به گذشته شهر ومحله، می تواند کمک مؤثری به شکلگیری سرمایه اجتماعی کند.
زنان نقش مهمی در افزایش سرمایه اجتماعی دارند
شالچی نقش زنان وکودکان در حفظ سرمایه اجتماعی محلهها را بسیار موثر دانست وگفت: اکثر زنان در محلهها، پیوندهای دورنی در محله داشتند وزنان نسل قدیم پیوندهای بیرونی زیادی با محیط پیرامون محلهها نداشتند، به همین دلیل حس تعلق خوبی با محله داشتند؛ اما نسل جدید زنان به واسطه دانشگاه یا محیط کار ، با مشاهده تفاوت ساختار و زیر ساختهای محله ها، احساس میکنند که وضعیت محل زندگی آنها به لحاظ ساختاری ،نامناسب است واحساس شرم نسبت به محله پیدا میکنند.
همین موضوع باعث میشود روابط و سرمایه اجتماعی در آنها کاهش پیدا کند. به همین دلیل باید چشم اندازی از سرمایه اجتماعی در محلههای محروم داشته باشیم و آن را جدی بگیریم. او اعتراضات و کنشهای جمعی را نشانه ظرفیتهای نهفته سرمایه اجتماعی در بافتهای ناکارآمد دانست و تأکید کرد که سیاستگذاری شهری برای تقویت همبستگی اجتماعی باید روایتهای ساکنان، حافظه محلهها و شبکههای غیررسمی حمایت را در فرایند برنامهریزی به رسمیت بشناسد.
به تاریخ محلهها توجه کنیم
حامد روحانی مدیرکل دفتر برنامه ریزی و ساماندهی سکونتگاههای ناکارآمد و در معرض خطر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی کشور، نیز در این نشست با انتقاد از به کار بردن واژه نامناسب «بافت ناکارآمد» در شهرها گفت: باید بررسی کرد که استفاده از این واژه، با چه نگاهی اتفاق افتاده است. استفاده ازاین واژه در برخی محلات، باعث واکنشهای نامناسبی از سمت مردم میشود.
او همچنین نقش زنان در احیا بافتهای حاشیه را پررنگ و به تجربههایش در محلههای چابهار اشاره کرد و گفت: ما هنر سوزن دوزی زنان در برخی از محلهها و روستاهای به ظاهر ناکارآمد را احیا کردیم که بسیار در پویای آن روستا موثر بوده است. حتی تغییرات زیر ساختی در برخی محلهها به صورت محسوسی سرمایه اجتماعی در این محلهها را افزایش داده است.
بنا به گفته روحانی، بی توجهی به تاریخ برخی محلههای حاشیهای و به ظاهر ناکارآمد و ورود به دل این محله و اعمال تغییرات بدون توجه به تاریخ وگذشته آن، باعث بیهویت کردن برخی از این محلهها در کشور شده است.
او تأکید کرد که توجه کردن به محلههای ناکارآمد در شهرها و تامین زیر ساختهای لازم، میتواند این محلهها را به منبع بزرگ سرمایه اجتماعی در حوادث مختلف، برای شهرها بسازد.




