به گزارش اصفهان زیبا؛ این گزارش نهتنها به آمار و چالشهای پیش روی دانشآموزان استثنایی میپردازد، بلکه توانمندیها و موفقیتهای درخشان آنان را نیز به تصویر میکشد. از کمبود امکانات و نیروی متخصص تا موانع فرهنگی و فیزیکی، همهوهمه بخشی از واقعیتی است که دانشآموزان استثنایی و خانوادههایشان هر روز با آن روبهرو هستند.
جایگاه دانشآموزان با نیازهای ویژه در مناسبتهای ملی و مذهبی
زهرا قجاوند، مدیر اداره آموزشوپرورش استثنایی استان اصفهان، از کموکیف دانشآموزان استثنایی در این استان میگوید: «در حال حاضر، در استان اصفهان حدود ۵۱۵۰ دانشآموز در مدارس استثنایی مشغول تحصیل هستند؛
علاوهبرآن، تعدادی دانشآموز تلفیقی نیز در مدارس عادی حضور دارند؛ مانند دانشآموزان آسیبدیده بینایی یا شنوایی؛ همچنین دانشآموزان دیرآموز یا دارای اختلالهای یادگیری نیز وجود دارند که این آمار را افزایش میدهند. در شهر اصفهان، تقریبا نیمی از این دانشآموزان در مدارس استثنایی تحصیل میکنند؛ یعنی حدود دوهزار دانشآموز. بهطور میانگین، بین ۱۲ تا ۱۵هزار دانشآموز با تجربه معلولیت در کنار دانشآموزان عادی مشغول تحصیل هستند. این دانشآموزان ممکن است مشکلات بینایی، شنوایی یا مسائل شناختی داشته باشند که هنوز وضعیت نهاییشان مشخص نشده است.»
مدیر اداره آموزشوپرورش استثنایی استان اصفهان به چگونگی برگزاری مراسم و برنامههای فرهنگی و سیاسی در مدارس استثنایی میپردازد و اظهار میکند: «اگر به این موضوع در سطح خرد نگاه کنیم، میتوان برگزاری مناسبتها، جشنها و دیگر برنامهها را در سطح مناسب ارزیابی کرد. مدارس کودکان با نیازهای ویژه نیز مانند سایر مدارس، مراسم، جشنها، اعیاد و عزاداریهای خود را برگزار میکنند؛ حتی میتوان گفت به دلیل فضای متفاوت آموزشی و پرورشی، این مناسبتها در این مدارس پررنگتر نیز دیده میشوند؛ مثلا حضور دانشآموزان در موکبهای عزاداری، جشنها و اعیاد مذهبی و ملی کاملا مشهود است؛ اما اگر بخواهیم این مشارکت را به سطح استانی یا ملی ارتقا دهیم، قطعا نیازمند فراهمسازی بسترهای فیزیکی مناسب برای حضور این دانشآموزان در برنامهها هستیم. نسبت جمعیتی دانشآموزان با نیازهای ویژه در مقایسه با دانشآموزان عادی بسیار کمتر است؛ درنتیجه بیشتر احتمال دارد که در برگزاری برنامههای گسترده در نظر گرفته نشوند؛ بااینحال، ما دانشآموزانی با نیازهای ویژه داریم که سرآمد، نخبه و دارای مهارتها یا استعدادهای خاص هستند. این افراد میتوانند متناسب با مناسبتها، پررنگتر دیده شوند و مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرند.»
وقتی دانشآموزان معلول خوش میدرخشند
قجاوند با افتخار از دانشآموزان توانمندی میگوید که با وجود معلولیت، دست از تلاش برنمیدارند: «ما دانشآموزانی را داریم که باوجود نابینایی مطلق، بهعنوان خبرنگارهای فعال در عرصههای مختلف حضور دارند؛ همچنین دانشآموزانی در مدارس نمونه دولتی در رشتههای ممتاز تحصیل میکنند. برخی از این دانشآموزان عضو شورای دانشآموزی شهر خود هستند و برخی دیگر نهتنها در استان اصفهان، بلکه در سایر استانها نیز شناختهشده و مطرح هستند. این دانشآموزان برای نظام آموزشی شناختهشدهاند و ما به وجودشان افتخار میکنیم. باوجود دشواریهای ناشی از معلولیت، آنها و خانوادههایشان شبانهروزی تلاش میکنند تا فاصله خود را با سایر افراد جامعه کاهش دهند.»
او در پاسخ به این پرسش که چرا باوجود موفقیتهای این دانشآموزان، همچنان نادیده گرفته میشوند و توجه شایسته را دریافت نمیکنند، میگوید: «دراینباره من با واژه نادیدهگرفتن موافق نیستم. این دانشآموزان دیده میشوند، اما کمتر. یکی از دلایل این امر، ضعف فرهنگسازی در این زمینه است؛ برای مثال، زمانی که یک مقام استانی یا کشوری قصد بازدید از مدارس را دارد، کمتر به ذهنش میرسد که در کنار مدارس عادی، مدارس کودکان با نیازهای ویژه نیز وجود دارد. این موضوع به تعداد کم این دانشآموزان نیز مرتبط است؛حتی در تهیه خبر، ممکن است ترجیح داده شود به مدرسهای پرجمعیت مراجعه شود که دانشآموزان توان ابراز نظر دارند؛ چون متأسفانه برخی از طیفهای دانشآموزان ما چنین امکانی ندارند و مصاحبه با دانشآموز کمتوان ذهنی یا کودک مبتلا به اوتیسم ممکن است دشوار باشد. این امر نشاندهنده آن است که در فرهنگ عمومی، به این افراد کمتر پرداخته شده و حضورشان در برنامهها و مراسم پررنگ نبوده است.»
موانع فرهنگی، فیزیکی و ساختاری در مسیر مشارکت اجتماعی
مدیر اداره آموزشوپرورش استثنایی استان اصفهان، فراهمنبودن زیرساختهای لازم برای دانشآموزان خاص را اینگونه تشریح میکند: «برای پرداختن به این دانشآموزان در روز دانشآموز، لازم است ظرفیتهایی فراهم شود. یکی از چالشهایی که در این راه وجود دارد، مسئله تردد این دانشآموزان است. کودکانی با مشکلات جسمی حرکتی یا نابینایی، به راحتی کودکان عادی نمیتوانند در برنامههای استانی یا شهرستانی شرکت کنند. این افراد حتی اگر در برنامهها حاضر شوند، تحمل مدتزمان طولانی برنامهها و تراکم فعالیتها برایشان دشوار است؛ نوع برنامهها نیز اهمیت دارد. اگر برنامهها برای دانشآموزان عادی طراحی شده باشند، باید بستر لازم برای انتقال مفاهیم به سایر دانشآموزان نیز فراهم شود؛ برای مثال، اگر سخنرانیای برگزار شود و مخاطب آن دانشآموزان دارای آسیب شنوایی باشند، باید مترجم زبان اشاره حضور داشته باشد یا برنامههای نمادین ممکن است برای کودک آسیبدیده بینایی قابلدریافت نباشد. این عوامل و مناسب نبودن فرایندهای اجرایی، حضور این دانشآموزان را با محدودیت مواجه میکند.»
همه مدارس امکانات لازم را ندارند
قجاوند در خصوص مناسبسازی فیزیکی مدارس بیان میکند: «برخی از مدارس نوساز از امکانات مناسبی برخوردارند؛ مانند رمپ برای دانشآموزان جسمیحرکتی یا محافظهای ایمنی. اما متأسفانه اکثریت مدارس، بهویژه مدارس قدیمی، فاقد مناسبسازی لازم هستند؛ درنتیجه نخستین اولویت ما فراهمکردن فضای فیزیکی مناسب یا مدارسی است که استانداردهای لازم را برای این دانشآموزان داشته باشند. منظور از فضای فیزیکی صرفا ساختمان نیست؛ بلکه تجهیزات موردنیاز این دانشآموزان نیز مدنظر است. در حوزه مدرسهسازی، مدرسهداری و مدرسه یاری، مدارس استثنایی با چالشهای متعددی مواجهاند؛ به همین دلیل، باید به این موضوع رسیدگی جدی کرد تا دانشآموزان در ساعاتی که در مدرسه حضور دارند، از فضای مطلوب و امکانات کافی بهرهمند شوند.»
وقتی کمبود نیروی متخصص دردسرساز میشود
او دررابطهبا کمبود معلمان متخصص توضیح میدهد: «اگرچه به تعداد کافی معلم در حوزه استثنایی داریم، در حوزههای تخصصیتر مانند توانبخشی، گفتاردرمانی، کاردرمانی، فیزیوتراپی، شنواییسنجی یا حتی آموزش موسیقی برای کودکان اوتیسم، همچنان با کمبود نیرو مواجهایم. نیروهای موجود بسیار توانمند هستند؛ اما به تعداد کافی نیستند؛ بنابراین، پس از فضای فیزیکی و تجهیزات، دومین چالش ما کمبود نیروی متخصص در کنار این دانشآموزان است تا بتوانند محدودیتهای آنان را به حداقل برسانند. در برخی موارد نیروی متخصص برای آموزش دانشآموزان در حوزههای خاص معلولیتی وجود ندارد؛ برای مثال، دانشآموز بینایی که علاقهمند به رشته کامپیوتر است، ممکن است معلم متخصصی برای آموزش نداشته باشد. این موضوع به سیاستگذاریهای کلان کشوری بازمیگردد که هنوز ضرورت آن بهدرستی درک نشده است. درزمینه آموزش مجازی یا ترکیبی، سیاستگذاری کلان آموزشوپرورش بر استفاده از هر دو نوع آموزش است. سازمان آموزشوپرورش استثنایی نیز زیرساختهایی برای بهرهگیری از آموزش حضوری و غیرحضوری فراهم کرده است؛ حتی اقدامهایی در راستای استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوا و آموزش مهارتها در دستورکار دارد؛ بااینحال، آموزش غیرحضوری نمیتواند جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری باشد؛ بهویژه در حوزه استثنایی، حضور معلم یا مربی در کنار دانشآموز ضروری است؛ مثلا گفتاردرمانی یا یکپارچهسازی حسی برای کودک اوتیسمی، نیازمند حضور مربی است.»
نیازهای روانی، اجتماعی و نقش جامعه در پاسخ به آنها
مدیر اداره آموزشوپرورش استثنایی استان اصفهان با اشاره بهضرورت حفظ آرامش خاطر دانشآموزان دارای معلولیت خاطرنشان میکند: «از نظر روانی و اجتماعی، این دانشآموزان نیازهایی دارند که گاه حساستر از دانشآموزان عادی است؛ در نتیجه از زمان ورود به سیستم آموزشی تا فارغالتحصیلی، باید بهعنوان شهروندان ویژه موردتوجه قرار گیرند. خانوادههای این دانشآموزان نیز به دلیل دشواریهای ناشی از معلولیت فرزندشان، آسیبهایی را تجربه میکنند. پذیرش محدودیتها و کاهش عوارض آن، وظیفهای است که برعهده همه شهروندان است. اگر بخواهیم جامعهای کامل و مترقی داشته باشیم، باید نیازهای روانی و اجتماعی این کودکان بهطور قابلقبول تأمین شود؛ برای مثال، یک دانشآموز عادی اگر بخواهد از فضای خانه فاصله بگیرد، بهراحتی میتواند به مسجد، پارک یا سایر امکانات شهری مراجعه کند؛ اما دانشآموز دارای معلولیت چنین امکانی ندارد؛ همچنین ممکن است در جامعه با برخوردها یا نگاههایی مواجه شود که برایش آزاردهنده باشد و همین امر موجب کنارهگیری او از فعالیتهای اجتماعی شود؛ بااینحال، پذیرش محدودیت ناشی از معلولیت میتواند به خودآگاهی و خودکارآمدی این دانشآموزان کمک کند تا از حضور در جامعه محروم نشوند. با افزایش شناخت فرهنگی و مسئولیتپذیری شهروندان، میتوان زمینه حضور فعالتر این دانشآموزان را فراهم کرد.»
الزام همکاری نهادهای گوناگون برای حل مشکلات
قجاوند با اشاره به مشکلات حملونقل و سایر چالشهای حضور دانشآموزان استثنایی در مراسم و برنامههای استانی و ملی و ضرورت همکاری نهادهای شهری عنوان میکند: «بسیاری از موانع بر سر راه اجراییکردن این موضوع بهراحتی قابلرفع هستند؛ برای مثال، اگر شهرداری زیرساختهای فیزیکی لازم برای تردد را فراهم کند، برگزارکنندگان مراسم جایگاهی برای حضور و حتی اجرای برنامه توسط این دانشآموزان در نظر بگیرند و خانوادهها نیز برای مشارکت فرزندانشان تشویق شوند، قطعا میتوان شاهد حضور پررنگتر این دانشآموزان در برنامههای اجتماعی و فرهنگی بود.»
رشد در کنار یکدیگر؛ حکایت یک امید
این مدیر درنهایت میگوید: «نگاههای خاص به موضوع معلولان و معلولیت، مانند متن پیش رو، میتواند نقطه شروعی برای امید باشد؛ زیرا نخستین و مهمترین گام، درک این واقعیت است که این کودکان انسانهایی مانند ما هستند؛ با محدودیتهای خاص خود. نباید انتظار داشته باشیم که آنها بهتنهایی بتوانند آثار محدودیتهای خود را کاهش دهند یا از بین ببرند. همه ما باید در این مسیر همراهشان باشیم. من معتقدم که تکامل انسانها درگرو فراهمسازی زمینه رشد و شکوفایی همه افراد، بهویژه این گروه از کودکان است. اگر به نقطهای برسیم که این دانشآموزان بتوانند بهراحتی در جامعه تردد کنند، از امکانات و تجهیزات مناسب برخوردار باشند و در تعامل عادی با دیگران قرار بگیرند، آنگاه میتوانیم به خود تبریک بگوییم که جامعهای پیشرفته، بهروز و مترقی داریم.
دانشآموزان با نیازهای ویژه، نه بهعنوان افرادی جدا از جامعه، بلکه بهعنوان شهروندانی با ظرفیتهای بینظیر، نیازمند نگاهی فراگیر و همدلانه هستند. تحقق حضور پررنگ آنان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی، تنها با همکاری نهادهای مختلف، مناسبسازی فضاها و تقویت فرهنگ عمومی ممکن خواهد بود. اگر جامعهای مترقی و کامل میخواهیم، باید بپذیریم که رشد واقعی ما درگرو رشد همه اعضای جامعه است؛ بهویژه کسانی که با محدودیتهایی روبهرو هستند. این راه دشوار، تنها با همراهی همه ما هموار خواهد شد.»




