پرورش تو مهم‌ترین کار من است!

پرورش فرزند، یکی از اصیل‌ترین و پیچیده‌ترین تجربه‌های انسانی است؛ تجربه‌ای سرشار از تضادهای آشنا: شادی‌های ناب و نگرانی‌های مکرر، آرامش‌های ناگهانی و موقعیت‌های به‌ظاهر غیرقابل مدیریت.

تاریخ انتشار: ۰۹:۱۹ - دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
پرورش تو مهم‌ترین کار من است!

به گزارش اصفهان زیبا؛ پرورش فرزند، یکی از اصیل‌ترین و پیچیده‌ترین تجربه‌های انسانی است؛ تجربه‌ای سرشار از تضادهای آشنا: شادی‌های ناب و نگرانی‌های مکرر، آرامش‌های ناگهانی و موقعیت‌های به‌ظاهر غیرقابل مدیریت.

این مسیر، تنها یک سفر عاطفی نیست، بلکه فرآیندی مستمر و آموزشی برای والدین است که نیازمند آگاهی، بازاندیشی و باز تعریف مداوم نقش‌های آنان است. آنچه در ادامه می‌آید، روایتی صمیمانه از این کش‌وقوس‌ها و تأملی بر اصول تربیتی است که از دل همین روزمرگی‌ها سر برمی‌آورد.

زندگی در کنار یک کودک، جهانی است سراسر شگفتی و تازگی. گاهی گیج‌کننده است. روزگاری است پر از فراز و نشیب، با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش. این ایام، چکیده‌ای از خود زندگی ا‌ست و طعم واقعیت را می‌چشاند؛ اما چه کنم که واقعیت همیشه دلچسب و خوشایند نیست!

وقتی از سپیده‌دم تا شامگاه، هم‌قدمِ کودک باشی، ابعادی تازه‌ای از هستی را می‌فهمی: مادرانگی را، صبوری را، فداکاری را. گاهی به چشمانی خیره می‌شوی که غفلتی کوتاه، آشوبی به‌پا می‌کند و گاهی، ساعتی شاهد بازیِ آرام و حرف‌های بامزه‌اش هستی. به‌راستی، زندگی در چنین همراهی‌ پیچیده است.

به آینده می‌اندیشم؛ به زمانی که در کنارش نباشم و قد بکشد. به روزهای مهدکودک و مدرسه و به تمام آن لحظاتی که دل من، در خانه، برای بازگشتش می‌تپد. در همین چندثانیه تأمل، گویی سال‌ها می‌گذرد. نگاه به دستان کوچکش، گاه با عذاب وجدانی عمیق همراه است: «نکند کم‌کاری کنم؟ نکند از عهده تربیت و پرورش دلبندم برنیایم؟»
قلبم با نبض و نفس‌هایش تندتر می‌زند. کاش هیاهوی درونم، به آرامشِ خوابش بدل شود تا بتوانم با آسودگی، شاهد رشدش باشم و شکرگزار لحظاتی باشم که به زندگی ما معنی می‌بخشند.

اما این مسیر، تنها بر مدار احساس نمی‌گردد؛ نیازمند بینش و روشی آگاهانه است. اگر والدین، سرزنش و تهدید را کنار بگذارند و باور کنند که می‌توان بدون ابزارها نیز مسئولانه رفتار کرد، آن‌گاه است که تربیتی اصیل و عاری از خشونت، ممکن می‌شود.

رسیدن به این جایگاه، مستلزم توجه به اصولی بنیادین است. پدر و مادر، به‌عنوان نخستین و مؤثرترین الگوها، باید بتوانند به‌شیوه‌ای کارآمد عمل کنند و سپس، تأثیر محیط و اجتماع را مدیریت نمایند.

گاه در مسیر تربیت دینی، دچار تقلیل‌گرایی می‌شویم و تنها یک بُعد را می‌بینیم؛ خطری که ممکن است جبران‌ناپذیر باشد. لازم است چارچوب‌های تربیتی، پیش از هر چیز برای والدین تبیین و سپس، راه‌های عملی آن آموزش داده شود. در غیر این صورت، با مجموعه‌ای از توصیه‌های شفاهی روبرو می‌شویم که در عمل انجام نمی‌گیرند.

تربیت مؤثر، همراهیِ آگاهانه می‌طلبد. بسیاری از دغدغه‌ها از سر خیرخواهی است، اما ناآگاهی می‌تواند به اقداماتی نادرست بیانجامد. غفلت از همراهیِ مستمر و نظارت دقیق، نه کنترلی خفقان‌آور، می‌تواند زحمت‌های سال‌ها را در یک‌ شب محو کند. باید از کودکی همراه بود، هدایت کرد و فضایی امن برای تجربه و یادگیری فراهم آورد.

در نهایت، پرورش فرزند هنرِ حفظ تعادل است: «تعادل میان مهر و اقتدار، آزادی و مرز و حضور و فاصله.» این مسیر، راهی مستقیم نیست؛ بلکه راهی پر پیچ‌وخم است که والدین را همگام با فرزندشان رشد می‌دهد.

پذیرش این واقعیت که گیجی و نگرانی، جزئی جدایی‌ناپذیر از این سفر است، خود گامی بلند به سوی آرامش و کارآمدی بیش‌تر به شمار می‌رود. شاید کلید راه، نه در والدِ بی‌عیب‌ونقص، که در والدِ آگاه و خستگی‌ناپذیری نهفته باشد که می‌داند بزرگ‌ترین میراث برای فرزند، کمال‌طلبی نیست؛ بلکه حضوری است پایدار، آمیخته‌ به مهر و دانایی تا در سایه این مهر و عاطفه عمیقِ مادرانه و پدرانه، آموزش و پرورش درست هم در راه صحیح و مطمئن به درستی انجام بگیرد و فرزندانی با روان سالم و روح استوار تحویل جامعه شوند.