به گزارش اصفهان زیبا؛ چندی پیش بود که سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد در راستای اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و مفاد کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد، پیشنویس لایحه «بهرسمیتشناختن زبان اشاره ایرانی» تدوین و برای بررسی و تصویب به هیئت دولت ارائه شده است.
همچنین بهزیستی مدعی شده که این اقدام باهدف تأمین فرصتهای برابر برای افراد دارای معلولیت شنوایی در دسترسی به ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی، بهرهمندی از خدمات عمومی و افزایش مشارکت اجتماعی انجام شده و مبتنی بر اصول سوم و بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است؛ اتفاقی که به گفته برخی از فعالان حوزه معلولان میتواند دسترسی آنها به امکانات مختلف را فراهم کند و گام بلندی در راستای ایجاد برابری و عدالت و برخورداری از حقوق شهروندی باشد. این موضوعی است که سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفتوگو با «اصفهان زیبا» آن را تأیید میکند.
آیا این لایحه پس از تصویب، زبان اشاره را بهعنوان یکزبان رسمی در ایران به رسمیت میشناسد؟
یکی از مهمترین وظایف هر دولتی ، تسهیل دسترسی افراد به حقوقشان است. طبعا ارتباط، زبان ارتباطی، دفاع از حقوق، مطالبهگری و استقلال افراد در تعامل با دیگران و نیز درک نیازها و خواستههایشان، موضوعی مهم است که دولتها موظفاند به آن توجه کنند؛ بهویژه نسبت به افرادی که شرایط خاصتری دارند؛ مانند ناشنوایان. وظیفه دولتها این است که سیاستگذاریها را بهگونهای انجام دهند تا بتوانند پاسخگوی نیاز گروههای مختلف باشند.
یکی از موضوعات مهم در این زمینه، توجه به افراد دارای معلولیت و ایجاد برابری است .
ارتباط با دیگران و داشتن زبان ارتباطی، موضوعی دارای اهمیت است که نباید از آن غافل شد، حتی اگر تعداد این افراد کم باشند. نکته بعدی که اهمیت زیادی دارد، موضوع بهرسمیتشناختن این زبان است.
هرچند زبان رسمی کشور ما فارسی است، اما میتوان الزام کرد که دستگاههای ارائهدهنده خدمات عمومی، در گام اول، شرایطی را فراهم کنند تا ناشنوایان بتوانند بدون واسطه ارتباط برقرار و از خدمات مختلف استفاده کنند.در برخی کشورها، در فروشگاههای بزرگ، علامتی وجود دارد که نشان میدهد برخی کارکنان به زبان اشاره مسلطاند و میتوانند افراد ناشنوا را راهنمایی کنند. اخیرا نیز سازمان بهزیستی اقدام مناسبی انجام داد و در روز جهانی ناشنوایان، مرکز مشاورهای ویژه افراد ناشنوا در تهران راهاندازی کرد.
اینگونه اقدامات، نشانه اهمیتدادن به این گروه و فراهمکردن امکان ارتباط مستقیم آنها برای بیان نیازها و گرفتن راهنمایی است، چراکه برخی از افراد ناشنوا نمیخواهند مسائلشان را باواسطه مطرح کنند؛ بنابراین وظیفه دولت، ایجاد ظرفیت در پیگیری امور این افراد است.
این امر مستلزم آن است که در همه سازمانها و حوزههایی که افراد ناشنوا مراجعه میکنند، رابطهایی حضور داشته باشند. البته تبدیل این لایحه به قانون زمانبر است؛ اما دولت میتواند گامهایی دیگر نیز بردارد؛ از جمله تدوین آییننامهای که دستگاههای اجرایی را ملزم کند، طی یک بازه زمانی مشخص، شرایطی فراهم کنند تا کارکنان دارای مهارت در زبان اشاره در آن مجموعهها حضور یابند و خدمات لازم را به افراد ناشنوا ارائه دهند.
این اقدام و اجرای آن در سطح دستگاههای اجرایی، زمان زیادی نخواهد برد؛ اما تا لایحه به قانون تبدیل شود و مراحل تصویب در مجلس را طی کند، روندی طولانی نیاز است. باوجود این، واقعیت آن است که موضوع بهرسمیتشناختن زبان اشاره، دغدغه اصلی سیاستگذاران نیست، زیرا در اولویتهای آنان قرار ندارد و مسائل دیگر در دستور کار است. بااینحال، اگر دستگاههای اجرایی این شرایط را ایجاد کنند، گامی مؤثر در جهت تسهیل امور افراد ناشنوا برداشته خواهد شد.
چه نهادها و سازمانهایی در این زمینه، میتوانند مشارکت داشته باشند؟
سازمانهای زیادی میتوانند در این حوزه مشارکت داشته باشند. سازمان بهزیستی بهعنوان نهادمحوری، وزارت علوم و وزارت بهداشت بهعنوان دستگاههای فعال در حوزه آموزش و معلولیت و کانون ملی ناشنوایان از جمله عوامل اصلی این مساله هستند.
همچنین انجمنها و پژوهشگاههایی که در زمینه ناشنوایی فعالیت میکنند، در این بخش نقش مهمی دارند. سازمان آموزشوپرورش استثنایی نیز میتواند نقشآفرینی گستردهای داشته باشد. در کنار اینها، حضور و نظر افراد صاحبنظر نیز ضروری است. علاوه بر دولتمردان، حوزه قضایی نیز بهویژه در مراجع قضایی باید شرایطی فراهم کند تا افراد ناشنوا در برابر اتهامات بتوانند از حقوق خود دفاع کنند و در فرایندهای قضایی ارتباط مؤثر داشته باشند. مجموعههایی مانند پلیس، حملونقل شهری و مدیریت شهری نیز میتوانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم در اجرای این لایحه نقش ایفا کنند؛ بنابراین باید دید هدف اصلی این لایحه چیست و چگونه این دستگاهها در تحقق آن همکاری
خواهند کرد.
تصویب این لایحه چه تغییراتی در زندگی روزمره افراد ناشنوا و کمشنوا ایجاد میکند؟
تصویب این لایحه میتواند موجب تحقق عدالت در دسترسی به خدمات و در حقوق افراد ناشنوا شود؛ همچنین عدالت در مطالبهگری، احساس دیدهشدن در جامعه و امکان پیگیری امور بهصورت مستقیم و بدون واسطه را برای آنان فراهم میکند. بهعنوان نمونه، در زمان پخش اخبار یا برنامههایی که همزمان با زبان اشاره ترجمه میشوند، افراد ناشنوا احساس مشارکت بیشتری دارند. این امر باعث افزایش اعتمادبهنفس آنان، کاهش انزوا و تقویت حس استقلال میشود. بدون شک، هیچچیز بهتر از این نیست که فرد ناشنوا احساس کند در جامعه دیده و صدایش شنیده میشود.
آیا با تصویب این لایحه، آموزش زبان اشاره در مدارس و دانشگاهها بهصورت رسمی ارائه خواهد شد؟
به نظر میرسد اگر در دانشگاهی دانشجویانی با این شرایط حضور داشته باشند، باید امکان آموزش زبان اشاره برای آنان فراهم شود. البته دشوار است که این موضوع در تمام مدارس یا دانشگاهها نهادینه شود، اما این امر ضروری است، زیرا دسترسی برابر به آموزش حق همه شهروندان است و داشتن شرایط خاص، مانند ناشنوایی، نباید مانع آن شود.
احتمالا در لایحه به رسمیت شناختن زبان اشاره نیز به این موضوع اشاره شده است و اگر هم نیامده باشد، میتوان آن را بهعنوان یک مطالبه جدی مطرح کرد.
بااینحال، نمیتوان انتظار داشت که بلافاصله پس از تصویب لایحه، آموزش زبان اشاره در همه مدارس و دانشگاهها اجرایی شود؛ اما به دلیل اهمیت آموزش و توانمندسازی افراد ناشنوا، این موضوع باید در دستور کار قرار گیرد و بهتدریج گسترش یابد.



