به گزارش اصفهان زیبا؛ اینجا صدا زودتر از تصویر به استقبالت میآید. اینجا هر نغمه و ساز، روایتی جالب و خواندنی دارد و هر تالار، بخشی از حافظه شنیداری یک قوم کهن را بازگو میکند. هر قدم ورودی در این مکان تاریخی، قدم روی کلیکی است که تاریخ موسیقی را بیدار میکند؛ دکمهها زیر پایت فشرده میشوند و به صدا درمیآیند و انسان بیآنکه بداند، خود نوازنده موسیقی میشود. صدایی دلنشین و آهنگین در فضا میپیچد؛ انگار خودِ این ساختمان به تو خوشآمد میگوید.
در گفتوگو با آرلت هایراپطیان، مدیر موزه موسیقی ارامنه جلفای نو، به مسیری قدم میگذاریم که از صفویه آغاز میشود و تا امروز امتداد دارد؛ مسیری که موسیقی را از کلیسا به اجتماع میرساند.
پیانوی زمینیِ ورودی موزه موسیقی اصفهان، رفتوبرگشت پاها را به ملودی بدل میکند. هر مکث، یکفاصله موسیقایی است. هر قدمِ تند یا آهسته، تغییری ظریف در احساس. اینجا بازدیدکنندگان ناآگاهانه، باهم یک قطعه زنده پیانو مینوازند؛ بداهه، انسانی، تکرارناپذیر و وقتی از این پیانو عبور میکنی، فقط وارد ساختمان نشدهای؛ کمی نرمتر، کمی آرامتر و شاید کمی شاعرانهتر وارد تاریخ موسیقی ارامنه شدهای.
در همین حالوهواست که گفتوگو با آرلت هایراپطیان را آغاز میکنم. صدایش آرام است و شمرده؛ شبیه کسی که سالها با صداها زندگی کرده و میداند هر واژه، مثل هر نت، باید در جای درستش بنشیند.
او میگوید: «موزه موسیقی اصفهان یکی از موزههای وابسته به کلیسای وانک و شورای خلیفهگری ارامنه اصفهان و جنوب ایران است. این موزه امروز به یکی از جاذبههای فرهنگی مهم شهر تبدیلشده و علاقهمندان تاریخ و هنر موسیقی را به خودش جذب میکند. ما اینجا مجموعهای بینظیر از سازها و ابزار موسیقی ایرانی و جهانی را گردآوری کردهایم تا بازدیدکننده بتواند با تاریخ موسیقی ایران و جهان آشنا شود.»
«این بنا که امروز بهعنوان گنجینه موسیقی ارمنیان شناخته میشود، در کوچه سنگتراشها قرار دارد. ساختمان در سال ۱۳۲۵ توسط یغیسابت آبراهامیان، به یاد همسر متوفیاش آرام آبراهامیان، که از نیکوکاران معروف جلفای نو بود، خریداری شد. هدف از خرید این خانه، نگهداری از کودکان بیسرپرست جلفا بود.»
کمی مکث میکند، بعد ادامه میدهد: «از سال ۱۳۸۰، بهدلیل اینکه دیگر کودکان بیسرپرست وجود نداشتند، ساختمان بلااستفاده ماند. به پیشنهاد شورای خلیفهگری ارامنه اصفهان، تصمیم گرفته شد که این فضا تغییر کاربری یابد و به آموزشگاه موسیقی تبدیل شود. همزمان با برگزاری کلاسهای آموزشی، گروههای کر ارامنه جلفای نو، یعنی گروههای “کمیتاس” و “داتو”، تمرینهایشان را در همین مکان آغاز کردند.»مدیر موزه موسیقی ارامنه جلفای نو اصفهان با بیان اینکه این مکان بیش از چهار سال است که بهعنوان گنجینه (موزه) موسیقی جلفای اصفهان فعالیت دارد تأکید میکند: «این فضا هنوز هم زنده است؛ ساختمان همچنان کاربری قبلی خودش را حفظ کرده و برای تمرین گروههای کر و حمایت از گروههای هنری استفاده میشود. ما فضا را در اختیار هنرمندان میگذاریم تا موسیقی فقط در ویترین نماند. دیوارهایی که روزی شاهد گریه کودکان بیسرپرست بودند، حالا میزبان صداهای همخوانی و تمرین موسیقی هستند.»
هر ساز، یک روایت؛ هر صدا، یک تاریخ
نگاهش را به تارها میدوزد؛ به سازهایی که پشت ویترینها ساکتاند؛ اما هر کدام تاریخی پرصدا و دلنشین در خود دارند.
اینجا مجموعهای کمنظیر از سازهای ایرانی و جهانی گردآوریشده؛ فرصتی برای آشنایی با مسیر پرپیچوخم موسیقی در ایران و جهان.
هایراپطیان مکثی میکند؛ مکثی شبیه احترام؛ تار یحیی و تار ملکم دانیلیان و… .
اینها فقط تار نیستند؛ شناسنامه و آلات موسیقی تاریخی کهن و نامدارند.
یحیی، تخلص هنری هوانس آبکاریان تارساز معروف جلفایی است که در طول عمر حرفهای خود، بیش از ۱۵۵ تار ساخت. فقط ۱۲ عدد از آنها ثبت رسمی شدهاند و امروز در موزههای معتبر جهان، ازجمله موزه لوور پاریس نگهداری میشوند.
تاری که اینجا میبینید، با توجه به ویژگیهای ساخت و صدادهیاش، هنوز هم یکی از معروفترین و گرانترین تارهای دنیاست.
از صفویه تا امروز؛ روایت یک تاریخ موسیقایی
در این موزه، تاریخ موسیقی ارامنه بهصورت کامل روایت میشود؛ روایتی که از دوره صفویه آغاز میشود؛ زمانی که با کوچ ارامنه به جلفای نو، موسیقی کرال و ارکسترال وارد این جغرافیا شد و آرامآرام به دیگر شهرهای ایران گسترش یافت.
بازدیدکننده، قدمبهقدم پیش میرود: از سالن نخست، با ابزار تولید صوت در آیینهای کلیسایی آشنا میشود؛ بعد به سازها میرسد و در سالن پایانی، شکلگیری گروههای کر و ارکسترهای حرفهای را میبیند.
موسیقی، کمکم از فضای صرفا کلیسایی خارج میشود و به اجتماع راه پیدا میکند. همگام با تحولات جهانی پیش میرود و هر تغییری که در موسیقی دنیا رخ میدهد، با فاصلهای کوتاه، در اجتماعات ارامنه اصفهان شنیده میشود.او میگوید: «حقیقت این است که موسیقی فولکلور تا پیش از ورود ارامنه خیلی شناختهشده نبود؛ درحالیکه قوم ارامنه حتی قبل از میلاد مسیح سازهایی مثل بربت، دودوک و عود را داشتند که سازهایی با ریشهای عمیق در فرهنگ ارمنستان است.»
مدیر موزه موسیقی ارامنه جلفای نو تاریخ را جلوتر میآورد: «در زمان خسروپرویز، ارامنهای را داریم که پایهگذار موسیقی نظامی آن دوره بودند؛ موسیقی خسروانی از همین نوع است. در دوره قاجار هم سوقومون سیمونیان معروف به سلیمانخان، ارکستر نظامی را تأسیس و رهبری کرد.»
هایراپطیان وقتی به سازها میرسد، صدایش ناخودآگاه گرمتر میشود:«اینجا ساز یحیی را داریم؛ سازی باشهرت جهانی. البته فقط یحیی نیست، سازهای بسیار ارزشمند دیگری هم گردآوریشدهاند که شهرت، ارزش تاریخی و هنریشان نیز کمتر از ساز یحیی نیست.»لبخند کوچکی میزند و میگوید: «داستانهای اساطیری و داستانهای عامه ارامنه توسط نوازندههای دورهگرد منتقل میشد و موسیقی، روایتگر بود و ما در این موزه، همه این ویژگیهای تاریخی را قدمبهقدم با آثار و ابزار موسیقی نشان دادهایم و در این موزه همه این مسیر تاریخی، با آثار و ابزار، قدمبهقدم روایت میشود.»
پیانویی که با همه رنگها مینوازد
اولین پیانوی زمینی ایران اینجا در ورودی موزه موسیقی ارامنه جلفای نو نصب شده است که با هر قدم روی کلیدهایش صدایی تولید میشود و در نهایت قطعهای زیبا نواخته میشود.
مدیر موزه موسیقی ارامنه جلفای نو اصفهان با لبخند میگوید: «این پیانو با استقبال بسیار خوب بازدیدکنندهها روبرو شده، اوایل این پیانوی زمینی فقط به ته کفشهای رنگ روشن واکنش داشت؛ اما حالا با اعمال تغییراتی به همه رنگهای ته کفشها پاسخ موسیقایی میدهد.»
موزه خاچاطور گساراتسی کلیسای وانک
هایراپطیان ادامه میدهد: «موزه خاچاطور گساراتسی در محوطه کلیسای وانک قرار دارد و قدمتش بیش از صد سال است و آثار تاریخی بسیار ارزشمندی در آن نگهداری میشود؛ ازجمله سومین دستگاه چاپ موجود در ایران و تار مویی که متنی روی آن نوشتهشده و فقط با تلسکوپ یا میکروسکوپ قابل خواندن است.»
او به ورودی موزه اشاره میکند: «دو تندیس در ورودی قرار دارد؛ یکی مسروپ ماشتوتس، مخترع الفبای ارمنی در قرن پنجم سال 406 میلادی و دیگری خاچاطور گساراتسی، مؤسس چاپخانه کلیسای وانک در اوایل قرن هفدهم.»
یکی از شگفتانگیزترین آثار این موزه، تار مویی است متعلق به دختری هجدهساله که جملهای از عهد عتیق به زبان ارمنی، با قلم الماس روی آن نوشتهشده؛ کاری از واهرام هاکوپیان در سال ۱۹۷۴. این اثر بهوسیله میکروسکوپ قابلمشاهده است.
بخش نسخ خطی موزه کلیسای وانک، حدود ۴۰ جلد کتاب نفیس را در خود جایداده است؛ تورات، انجیل، قرآن. برخی با مینیاتورها و تذهیبهایی از بهترین نقاشان ارمنی، قدیمیترینشان، انجیل قرن دهم میلادی است، نوشتهشده بر پوست.
او با تأکید میگوید: «از قدیمیترین نسخههای خطی موجود در این بخش میتوان به یک کتاب انجیل متعلق به قرن دهم میلادی که بر روی پوست نوشتهشده است اشاره کرد. اثر جالب بعدی کتاب قرآنی خطی است که به زبان ارمنی ترجمه شده و ما ازنظر مجموعه نسخ خطی، مقام چهارم را در دنیا داریم.»
در موزه خاچاطور گساراتسی، کتابی هست که چشمها را شگفتزده میکند: کوچکترین کتاب دعایی جهان. فقط ۷ گرم وزن دارد، چاپی است نه دستنویس و دعایی ربانی را در ۱۴ صفحه و به هفت زبان در خود جای داده. اینکه دستگاه چاپی حدودا در قرن هجدهم توانسته چنین ظرافتی را ایجاد کند، هنوز هم شگفتانگیز است.
تابلوهای نقاشی این موزه نیز مجموعهای ارزنده از آثار هنری نقاشان ارمنی و دیگر کشورهاست. بیشتر این تابلوها که بر روی کرباس، پوست، چرم، فلز و شیشه کشیده شدهاند، دارای موضوعهای مذهبی مانند میلاد عیسی مسیح، وقایع زندگی ایشان و حواریون ایشان، تمثال حضرت مریم و… هستند. در کنار این تابلوها، تصاویری نیز از رجال ایرانی و چهرههای معروف ارمنی با لباسهای مخصوص ارمنیان جلفا دیده میشود.
موزه مردمشناسی کلیسای وانک
موزه مردمشناسی کلیسای وانک، از اشیای مذهبی و پوشاک کشیشان گرفته تا اسناد مردمشناسی، شناسنامهها، عکسهای خانوادگی و نامهها تشکیل شده است که فقط تاریخ ارامنه نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی ایران است.
هایراپطیان در پایان با لحنی آرام میگوید: «ما اینجا فقط سازها و کتابهای تاریخی را به نمایش نمیگذاریم. اینجا تاریخ روایت میشود؛ روایت زندگی، ایمان، مهاجرت و مشارکت.»
وقتی از موزه بیرون میآیی، سازها هنوز در گوشت مینوازند. شاید زمینِ زیر پایت دیگر پیانو نباشد؛ اما چیزی در درونت همچنان آهسته و دل آرام در حال نواختن است.



