کلید موفقیت کشور درگرو اتحاد نخبگان است

راه بی‌پایان وحدت

یکی از ابتدایی‌ترین و به‌نوعی مهم‌ترین سؤالاتی که درخصوص این وحدت مطرح می‌شود، چرایی آن است؛ آن هم وحدتی که در نگاهی تقلیل‌گرایانه میان دین و علم است، در دنیایی که به انواع و اقسام روش‌ها تلاش می‌شود که دین از حوزه اجتماعی کنار گذاشته شود و در مقابل با تأکید بر علم و کار تجربی، علم همچون بتی معرفی می‌شود که حلاّل تمام مشکلات است.

تاریخ انتشار: 09:40 - پنجشنبه 1402/09/30
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
راه بی‌پایان وحدت

به گزارش اصفهان زیبا؛ سالروز شهادت دکتر مفتح در آذرماه سال 1358 بهانه‌ای شده تا با الگوگیری از اندیشه‌هایی که این بزرگ‌مرد در راستای تعامل حوزویان و دانشگاهیان داشته است، عنوان «وحدت حوزه و دانشگاه» در تقویم ثبت شود و گاه‌گداری هم به دنبال بررسی کارشناسانه و تلاش برای عملی‌کردن آن باشیم.

 چرایی نیاز به وحدت حوزه و دانشگاه

یکی از ابتدایی‌ترین و به‌نوعی مهم‌ترین سؤالاتی که درخصوص این وحدت مطرح می‌شود، چرایی آن است؛ آن هم وحدتی که در نگاهی تقلیل‌گرایانه میان دین و علم است، در دنیایی که به انواع و اقسام روش‌ها تلاش می‌شود که دین از حوزه اجتماعی کنار گذاشته شود و در مقابل با تأکید بر علم و کار تجربی، علم همچون بتی معرفی می‌شود که حلاّل تمام مشکلات است.

با وجود این، درگذر 13 قرنی که فرهنگ اسلامی با فرهنگ ایرانی عجین شده است، همواره روحانیون به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گروه نخبگانی شناخته شده‌اند. از طرفی، در روزگار کنونی هم با راهیابی شکل جدید دانشگاه به جامعه، تحصیل‌کردگان آکادمیک اهمیت پیدا کرده‌اند و شکل جدیدی از گروه نخبگانی پدید آمده است.

با این حساب اگرچه نخبگان فعلی جامعه از زمینه‌های مختلفی گرد هم آمده‌اند؛ اما آنچه وجه اشتراک و هدف مشترک آن‌هاست، پیشرفت کشور است.

درواقع نقش ارزنده روند تحول فکری و فرهنگی نخبگان و وجود دشمن مشترک هوشیار، حلقه‌هایی است که این دو گروه را به هم پیوند می‌دهد و پیشرفت کشور را وابسته به اتحاد منسجم آن‌ها می‌کند.

نسبت حوزه و دانشگاه در روزهای بعد از انقلاب

در ارتباط با وحدت حوزه و دانشگاه اگرچه دیده و شنیده‌ایم که حتی قبل از پیروزی انقلاب نیز شعار «روحانی دانشجو، پیوندتان مبارک» در راهپیمایی‌های عظیم و میلیونی مردم انقلابی کشور یکی از شعارهای اصلی و اساسی بود؛ اما تا قبل از انقلاب چنین وحدتی وجود نداشته است.

در 44سال بعد از انقلاب نیز دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: اولین نگاه این است که این وحدت کامیاب شده و برکات زیاده هم داشته است؛ چراکه برخی شاخص‌ها نشان از تبادل میان حوزه و دانشگاه دارد.

برخی دیگر اما این وحدت را وحدتی تکامل‌یافته نمی‌دانند و دست‌یابی علوم انسانی در این رهیافت را به جنبه نظری محدود می‌کنند؛ ازجمله احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، که در سلسله نشست‌های بازخوانی وحدت حوزه و دانشگاه بیان می‌کند: «ایده علوم انسانی اسلامی که برآمده از انتقاد به علوم انسانی مدرن است، اگرچه در این سال‌ها مدافعانی در داخل و خارج از کشور داشته است؛ اما بدل به فرهنگ غالب جامعه نشده و نتوانسته چرخ تولید علم را بر مدار خودش بچرخاند؛ یعنی در محافل رسمی و در محافل غیررسمی علمی ما ایده علوم انسانی اسلامی در حد ایده باقی مانده، فرهنگ غالب علمی نشده و چون فرهنگ علمی غالب نشده است، چرخه تولید دانش را بر مدار خودش به چرخ نینداخته است؛اگرچه که این ایده به‌عنوان یک ایده از حقانیت و اعتبار برخوردار است و انتقادات متعدد نسبت به علوم انسانی مدرن مانع از پذیرش آن است.»

فکر نو، علم متناسب با خودش را ایجاد می‌کند

حجت‌الاسلام واعظی با اشاره به ساحت فکر و عمل در شکل‌گرفتن تمدن‌ها بیان کرد: «در مواجهه با امور، یک ساحت فکر داریم و یک ساحت فعلیت. درواقع این فکر نو است که در جامعه نهادینه شده، موردپذیرش قرار می‌گیرد و درنهایت علم متناسب با خودش را ایجاد می‌کند. همان‌طور که در قرن‌های اولیه ظهور تمدن اسلامی، فکر جدیدی بر مبنای کلان آموزه‌های اسلامی متولد، نگاه به جهان و انسان متفاوت شد و در نتیجه علم متناسب با این آموزه‌ها هم به چرخه تولید راه پیدا کرد.»

بر این اساس، سؤالی که شکل می‌گیرد این است که آیا علوم اسلامی امروزه متناسب با ساحت فکر بومی است؟ یعنی روال طبیعی شامل شکل‌گیری فکر نو، نهادینه‌شدن آن و به‌دنبال آمدن تمدن را به همراه داشته است؟ پس اگر چنین روندی طی نشده باشد، می‌توان انفکاک حوزه و دانشگاه را به‌عنوان یکی از کژتابی‌های حاصل از آن دانست و درپی راهکارهایی برای رفع موانع بود.

 گام‌هایی در جهت وحدت حوزه و دانشگاه

در این راستا رهبر انقلاب توصیه‌هایی را بیان کرده‌اند:

بین دو قلمرو علم و روحانیت باید نخست از هر آنچه با فرهنگ اصیل جامعه اسلامی ما بیگانه است، تطهیر و پاک شوند و نخستین گام در راه وحدت را از اینجا بردارند.

حاکمیت دو فرهنگ با ممیزات و مشخصات متفاوت بر این دو حوزه تاکنون خسارات فراوانی به جامعه ما تحمیل کرده است: علم را محور هر چیز قراردادن و از علم نیز تنها به جنبه‌های مصرفی آن دل‌بستن و درنهایت کارگزار قدرت‌های علمی جهانی‌شدن و بازار مصرف را برای تولیدکنندگان خارجی گرم و داغ نگه‌داشتن، ضایعه‌ای است تلخ و دردناک که دانشگاه باید هر چه سریع‌تر به جبران آن قیام کند و نقصان و خللی را که از این راه به جامعه ما وارد آمده است، ترمیم کند.

از آن‌سو، در حوزه‌ها نیز نیازهای ملموس جامعه و مردم و واقعیت‌های زمانه باید مطرح شود؛ چراکه اگر “دین عین سیاست است”که هست پس باید قدم در واقعیت‌های عصر و دوران نهاد و از حیطه ذهنیت‌های مجرد رها شد. امتیازات حوزه و دانشگاه نیز باید تبادل شود.

اخلاص، صفا، ایثار، معنویت، زهد، احترام به سنت‌های اصیل و ارزشمند از یک سو و توجه به واقعیات، دید باز و گسترده وسعت بینش نوگرایی مفید، نگرش سازنده و پویا و استفاده از روش‌های جدید و کارساز از سوی دیگر می‌تواند و باید که مکمل هم شوند.

آن سخت‌کوشی در آموختن که از ممیزات حوزه‌های علمیه است، باید در دانشگاه به‌عنوان سنت اصیل دانش‌آموزی به‌کار گرفته شود و آن آینده‌نگری همراه با طرح و برنامه که از مشخصات محیط دانشگاهی است، باید در حوزه‌ها پذیرفته شود. آن هماهنگی و اختلاط سازنده با مردم جامعه که از روش‌های سازنده و سالم و از ممیزات بارز حوزه‌های علمیه است، باید در دانشگاه ملحوظ باشد.

دانشجو باید مردم جامعه خود را عملا و از نزدیک بشناسد و آموختن دانش نباید او را از ارتباط مستقیم با مردم محروم کند. همچنان که ارتباط دائم و پیوسته با مردم و آگاهی از دردها نیازها و خواست‌های روزمره مردم نباید طلبه و دانشجو را از کسب علم که چراغ راه جامعه است بازدارد.

سخن در زمینه ضرورت وحدت و روش‌های ایجاد آن بین حوزه و دانشگاه بسیار است؛ اما در این فرصت کوتاه این‌قدر هست که از مسئولان و محققان و دانشگاهیان و روحانیون بخواهم که این مقوله عظیم را با رعایت جوانب متنوع آن به بحث و بررسی بگذارند و راه‌ها و شیوه‌های ایجاد آن را در فرصت‌های گوناگون بیابند و بشناسانند.

برچسب‌های خبر
اخبار مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری اصفهان زیبا منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

20 − سیزده =