این پلانی نیست که فقط در بازار فردوسی یا سبزهمیدان تهران دیده شود، بلکه در تمام بازارهای ارز کشور اکران شده است.
شاید من و شما نیاز به ارز نداشته باشیم، اما هستند کسانی که فرزندشان در خارج از کشور تحصیل میکند،
برای مقاصد درمانی عازم خارج از کشور هستند، برای واردات مواد اولیه نیاز به ارز دارند و هزاران نفر دیگر، نهفقط به قصد سرمایهگذاری بلکه برای مصارف اجباری سر از این بازار درآوردهاند.
این پلان، فقط خریداران ارز را نشان دهد اما تکتک ما بازیگر این فیلم هستیم!
خریداران مشابه؛ لوکیشن متفاوت!
هرکدام از ما رفتاری شبیه به این خریداران ارز در این فیلم داریم، فقط در لوکیشن و میزانسن متفاوتی.
اگر متوجه شویم در بازار خودرو میتوان خودرویی را با قیمت پایینتر از بازار خرید، نه فقط خودمان ثبت نام میکنیم،
بلکه تمام افراد خانواده را مجبور میکنیم در سایت خودروسازان ثبتنام کرده و بخت خود را بیازمایند.
اگر کسی به ما بگوید بازار سرمایه این روزها سود خوبی نصیب سهامداران کرده است، از ساعت 6 صبح پشت درِ کارگزاریها صف میبندیم و خطر ابتلا به کرونا را به جان میخریم تا کد بورسی بگیریم.
فرقی ندارد بازار مسکن باشد یا طلا، ثبتنام خودرو باشد یا سیمکارت، ما عادت کردهایم که برای حفظ ارزش داراییمان به هر دری بزنیم.
گاهی در صف خرید، جایگاه نخست نصیبمان میشود و همان حس برنده دومارتن به ما دست میدهد.
گاهی با دیدن هجوم خریداران در یک بازار، از خرید منصرف میشویم.
در این حالت یا با کاهش ارزش داراییهایمان کنار میآییم یا اینکه بختمان را در بازار دیگری میسنجیم؛
اما اغلب اوقات، همان خیل عظیم خریدارانی هستیم که ساعتها در صف خرید یک کالا یا خدمت منتظر میشویم و دست آخر هم چیزی نصیبمان نمیشود.
فرقی ندارد کدام بازار باشد، همه ما برای یک بار هم که شده بازیگر این پلان بودهایم.
اینکه بتوانیم خریدی انجام دهیم یا نه مسئلهای اصلی این بحث نیست؛ چراکه ممکن است الان در صف بازار ارز باشیم،
سال دیگر بازار خودرو، سالهای بعد بازار مسکن. مهم این است که افراد حاضر در این فیلم را کمدین در نظر نگیریم. ژانر این فیلم کمدی نیست، تراژدی است.




