زند دانشآموخته کارشناسی معماری و کارشناسی ارشد مرمت و احیای بافتهای تاریخی از دانشگاه تهران است و چهار سال هم در مقطع کارشناسی ارشد پیشرفته حفاظت از بناها و بافتهای تاریخی دانشگاه لوون بلژیک تحصیل کرده است. موضوع پایاننامهای که او به اساتید اروپاییاش ارائه داده، نیز بررسی اقتصادیاجتماعی طرح توسعه میدان امام علی در حریم سایت میراث جهانی مسجد جامع اصفهان بوده است. بعدازاین تجارب، یعنی در اسفند1395 بود که او در اصفهان و در جوار مسجد جامع ساکن شد. زند در ابتدای صحبتهایش گفت: «من همیشه اصفهان را دوست داشتم و از اینکه قسمت بود ساکن این شهر شوم خیلی خوشحالم. هسته اولیه اصفهان، یهودیه بوده که شکلگیریاش به تاریخ 650 قبل از میلاد برمیگردد. حوضک در همین منطقه تاریخی واقعشده و دو دقیقه تا مسجد جامع اصفهان فاصله دارد.»
تفاوت گردشگر و پرسهزن در چیست؟
زند با پرسش «شما وقتی به اصفهان فکر میکنید، اولین چیزی که به ذهنتان میرسد چیست؟» صحبتهایش را ادامه داد و افزود: «بسیار مهم است که وقتی به سفر میرویم، چطور با مقصدمان مواجه میشویم. این همیشه دغدغه من بوده. اینکه آیا پیشازاینکه وارد آن مقصد شویم، به این فکر میکنیم که ورودمان چگونه باشد؟ مثلا شما وقتی از جنوب شهر با ماشین وارد اصفهان میشوید، بعد از گذر از مناظر دشت و کوه از تهران تا اصفهان، با منظر صنعتی روبهرو میشوید. وقتی از سمت شیراز میآیید، با کوه صفه مواجه میشوید. وقتی با هواپیما بیایید از سمت تهران، منظر قناتها را میبینید و سؤال دیگر این است که یکقدم بعدتر وقتی وارد شهر میشوید، استراتژی کشف این شهر چیست؟ من از نظریهپردازهای قرن بیستم وام میگیریم. والتر بنیامین و دیگران مبحثی به نام فلنق (Flaneur) را مطرح میکنند که ترجمهاش به فارسی میشود: پرسهزن.» تفاوت دو عبارت «گردشگر» و «پرسهزن» به روایت زند این است که اولی، معمولا به دنبال دیدن بناهای شاخص در زمان کم است و برنامهریزیشده سفر میکند؛ اما دومی خودش را در آستانه شهر یا روستا قرار میدهد، بدون برنامه، نقشه و حتی اینترنت در مقصد گردشگریاش حرکت میکند و حتی ممکن است هیچکدام از آثار شاخص را هم نبیند. پرسهزن در محیط سیال و شناور حرکت میکند و مردم و شهر برایش مهماند. نسیم زند ادامه داد: «همیشه وقتی گردشگرانی که به حوضک میآیند، از من میپرسند ازاینجا تا میدان نقشجهان چقدر پیاده طول میکشد، من میگویم: اگر از گوگلمپ بپرسید، 20 دقیقه را نشان میدهد؛ اما اگر از من بپرسید، میگویم: یک روز کامل. چون آنقدر این مسیر پر از رمز و راز است که میتوانید ساعتها در آن قدم بزنید؛ البته اگر هنر گمشدن را داشته باشید و مدام در حال یادگیری باشید.» او تصریح کرد: «اگر بخواهید در اصفهان پرسهزنی کنید، ممکن است اصلا هیچکدام از یازده بنای معروف این شهر را نبینید؛ اما از اصفهان خاطرهای با خود ببرید که همیشه آن را نقل مجالس کنید. اصفهان برای من یک شهر دعوتکننده است که به خاطر پیادهرویهای طولانی آرامآرام این شهر برای من، درونی و به شهر من تبدیل شد.»
کشف هزارتوها از آمستردام و پاریس تا اصفهان
نسیم زند سپس اصفهان را با آمستردام و پاریس مقایسه کرد؛ هر سه شهر را بهشتی برای پرسهزنها نامید و توضیح داد: «من بهمرور، سفر رفتن را یاد گرفتم و خب واقعا اصفهان پر از روایت است. از همین محله تا محله جویباره، هارونیه و دروازه نو… پر از اتفاقات ریزودرشت است. به رودخانه که میرسیم ماجراهای دیگری برای کشف وجود دارد. فضاهای عمومی اصفهان برای پیادهروی طراحیشده و شهر هم تخت است. همه اینها اصفهان را یگانه میکند؛ مخصوصا که بافتهای تاریخی هنوز در این شهر زنده و پویا هستند و به شکل موزهای درنیامدهاند؛ بنابراین میتوانید قدم بزنید و زندگی عادی مردم را در محلهها و مرکز محلهها و بافت ببینید. من همیشه به مهمانهای خارجی در روز اولی که به حوضک میرسند، توصیه میکنم وقتی به دیدن شهر میروند به بافت اجتماعی شهر از این محله تا رودخانه، محله جلفا و… توجه کرده و رفتار، پوشش و … مردم را باهم مقایسه کنند.» زند گفت: «من بارها به استانبول رفته بودم و به نظرم کسالتبار شده بود. یکبار با همسرم بابک تصمیم گرفتیم پیادهروی متفاوتی در شهر داشته باشیم. از محله بلاط که رد شدیم و وارد محله فاتح شدیم انگار وارد کشور دیگری، یک کشور مسلمان، شده بودیم و تازه آن موقع فهمیدیم که چقدر درک ما از استانبول ناقص بوده است. اصفهان هم همینقدر متنوع است و مانند هزارتویی است که هر بار میتوانید یک لایه جدید در آن کشف کنید.» به روایت نسیم زند، پرسهزنی و گمشدن یک هنر است که در هرجایی که زندگی میکنیم میتوانیم این رویکرد را به کار بگیریم. او صحبتهایش را با روایتی از مواجههاش با محله تل عاشقان در اصفهان، بهعنوان نمونهای از خاطرات دلنشین از پرسهزنی در اصفهان به پایان برد؛ روایتی که به دلیل نامگذاری این محله و عشاق شکر اصفهانی اشاره میکرد آنهم از زبان نجاری که در همان محله مغازه دارد و این روایت جذاب را سینهبـهسینه از گذشتگانش به یادگار داشته است. رضا دبیرینژاد، موزهدار و پژوهشگر، در انتهای این گفتوگو در جمعبندی صحبتها بیان کرد: «پرسهزنی نیازمند رها شدن است و حتما هم لزومی ندارد شهر دیگری باشد. میتوان با شهر خودت بارها مواجه شوی و تجربههای متفاوتی داشته باشی.»



