«تیبا، ارزانترین خودروی خارجی در جریان معاملات روز گذشته بازار خودرو مقاومت روانی یک میلیارد تومان را رد کرد تا خودرو صفرکیلومتری دیگری با قیمت کمتر از یک میلیارد تومان نداشتهباشیم»،
«سکه وارد کانال 300 میلیون تومان شد» و «تعزیرات اعلام کرد فروش هر کیلوگرم مرغ به قیمتی بالاتر از کیلویی 250 هزار تومان تخلف است و با متخلفان برخورد خواهدشد.»
شاید با خواندن این جملات لبخند زده باشید. تیبا یک میلیارد تومانی غیر منطقی است
ولی هشت سال قبل پراید صفر کیلومتر کمتر از هفت میلیون تومان قیمت داشت و امسال مرز 150 میلیون تومان را رد کرد!
شاید هشت سال قبل باور پراید 150 میلیون تومانی آسان نبود.
آیا ممکن است اقتصاد ایران درگیر یک ابر تورم دیگر شود؟ کارشناسان پاسخ یکسانی به این سؤال نمیدهند.
در مطبوعات نیز تحلیلگران مواضع مختلفی دارند.
تعدادی ابر تورم احتمالی آینده را در گرو مذاکرات خارجی و برجام یا تحریمها میدانند و تعدادی عقیده دارند اگر رئیسجمهور آینده ایران از فلان حزب باشد به ابر تورم برمیخوریم.
هر یک از دو جناح میگوید اگر رئیسجمهور بعدی از جناج دیگری باشد قیمتها چند برابر میشود و گروه مقابل نیز همین نظر را دارند!
مسئله اینجاست در زمان تمام دولتها چه چپی و چه راستی، تجربه یک ابر تورم وجود داشت،
اگر اینطور نبود، در طول چهل و چند سال گذشته نرخ دلار از هفت ریال به بالاتر از 30 هزار تومان نمیرسید.
اگر همین روند ادامه داشته باشد، بعید نیست روزی دلار 200 هزار، 500 هزار و حتی یک میلیون تومانی داشته باشیم!
کارشناسان اقتصادی طی ماههای گذشته نظرات متفاوتی در مورد ابر تورمها ارائه دادهاند.
آنها میگویند فارغ از جناح سیاسی و مسائل شبیه به این چاپ پول در ایجاد ابرتورمهای مؤثر است و سود بانکی یکی از سادهترین روشها برای حرکت کشور به سمت ابرتورم بعدی خواهد بود.
آینده برجام مهم است، انتخاب رئیس جمهور بعدی نیز اهمیت دارد ولی مهمتر از همه چاپ پول به واسطه سود سپردههای بانکی است.
همتی، رئیس کل بانک مرکزی مانند سیف رئیس قبلی و بیشتر روسای این نهاد مالی، بارها اعلام کردهاند به کاهش نرخ بهره علاقه مند هستند ولی نمیتوانند.
در هیچکدام از کشورهای توسعهیافته جهان سود بانکی 20 درصدی یا بالاتر وجود ندارد.
در آمریکا مردم سپردهگذاری میکنند تا زیر یک درصد سود بگیرند و در بسیاری از کشورهای اروپایی سود سپرده 3 درصدی هم آرزوست.
روسای بانک مرکزی طی سالهای گذشته بارها قصد کاهش سود سپردهها را داشتهاند
ولی میترسیدند تا مبادا نقدینگی از بانکها خارج شود و در بازارهای ارز و طلا سفته بازی کند.
هر چند سال یک مرتبه نیز به دلایل مختلف همین نقدینگی از بانکها خارج میشود تا یک سونامی تورمی به راه بیندازد.
نقدینگی هر سال دستکم 20 درصد رشد میکند تا منجر به رشد چند ده هزار میلیاردتومانی پول شود.
پولها در حسابهای بانکی زاد و ولد نمیکنند بلکه بانک مرکزی مجبور است برای پرداخت سودهای 20 درصدی و بالاتر پول چاپ کند و این منجر به بر تورم میشود.
یک چرخه نادرست که هیچ ارتباطی به برجام، تحریمها و حتی حزب رئیس جمهور آینده ایران ندارد؛
هر کسی رئیس جمهور شود با اقیانوسی از نقدینگی مازاد مواجه است. یکی از کارشناسان چندی پیش در صفحه اجتماعی خود به شوخی نوشته بود
بانک مرکزی به جای سود 20 درصدی باید یک دستگاه چاپ پول به هر خانواده ایرانی بدهد تا هر کسی برای خودش پول چاپ کند.
شاید امروز پژو پارس 220 میلیونی میخرید ولی دیر یا زود نقدینگی تولید شده از سود 20 درصدی سپردهها همین پژو پارس را میلیاردی میکند!
راهکار دولتها تاکنون این بوده که اقتصاد را ابتدا به یک دوران رکود فرو میبرند و سپس نوبت ابر تورم است.
اینبار هم اگر برنامهای جامع برای کنترل این وضعیت وجود نداشتهباشد با پایان سیکل رکود یک ابر تورم جدید از راه میرسد.
این نخستینبار نیست که اقتصاد یک کشور در دام چنین مشکلی میافتد.
شرایط آلمان پس از جنگ جهانی دوم هم شبیه به امروز ماست. در نتیجه این وضعیت اقتصادی راه حل منطقی دارد.
اگرچه آسان نیست ولی باید جلوی چاپ پول بدون پشتوانه را بگیریم وگرنه ابرتورمها یکی پس از دیگری میآیند.
بازار سرمایه راه مناسبی برای انتقال این نقدینگی از بانکها به بخشهای تولید بود که با سوءمدیریت از بین رفت،
ولی هنوز میتوانیم با اعتمادسازی مردم را به بازار سرمایه برگردانیم. یا باید تمام ارکان نظام همراه با مردم دست به دست یکدیگر دهند
تا مشکل سود سپردهها یکبار برای همیشه حل شود یا بعید نیست چند سال دیگر بشنویم:
«تیبا، ارزانترین خودرو خارجی در جریان معاملات روز گذشته بازار خودرو قیمت یک میلیارد تومان را رد کرد تا دیگر خودرو صفرکیلومتری کمتر از یک میلیارد تومان نداشتهباشیم.»



