طراحان اصلی پاتوق‌های شهری مردم‌اند نه مدیران!

پاتوق‌هــــــــای شهــــــــــری فضاهایی ازپیش‌طراحی‌شده و منتخب از سوی مدیران شهر نیستند. بلکه فضاهایی هستند که براســاس معیارهایـــــی پیش‌بینی‌ناپذیر از سوی مردم مورد توجه و استقبال قرار می‌گیرند و رفته‌رفته به مرکزی برای تجمع شهروندان بدل می‌شوند.» این را «محمود درویش» معمار برجسته و پیشکسوت اصفهان که طراحی پروژه‌های مهمی همچون بویین زهرا، مرمت و توسعه مورچه‌خورت، مجموعه اداری و مسجد پلار (کاندیدای جایزه آقاخان) و… را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» می‌گوید. به اعتقاد او، پاتوق‌های شهری را نمی‌توان به شهر و شهروندانش تحمیل کرد، بلکه باید زمینه و بستر لازم برای شکل‌گیری چنین فضاهایی را ایجاد کرد تا مردم براساس جذابیت‌های موجود در فضا نسبت به یک نقطه واکنش مثبت نشان داده و آنجا را به عنوان پاتوق خود در شهر انتخاب کنند.

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

ساخت سازه‌هایی مانند اتوبان، زیرگذر، پل هوایی، پیاده‌رو و از این دست عناصر شهری نیازمند حضور افراد متخصصی است که براساس اصول و معیارهایی مشخص به ساخت این سازه‌ها اقدام کنند. اما برخی از ساختارهای شهری ازقضا نیاز چندانی به دخالت و اظهارنظر مدیران و مسئولان ندارد و باید طبق انتخاب و سلیقه مردم به مجموعه شهر افزوده شوند.پاتوق شهری به عنوان فضاهایی مردم‌محور یا بهتر است بگوییم شهروندمحور، فضاهایی هستند که به مرور زمان براساس معیارهایی نامشخص از سوی مردم انتخاب شده و مورد اقبال قرار می‌گیرند. «محمود درویش» معمار برجسته و پیشکسوت اصفهان، با بیان این مطلب می‌گوید: «پاتوق‌های شهری معمولا خود به خود توسط مردم انتخاب می‌شوند و امری ایجاد شدنی نیستند تا بشود فضایی را به این منظور طراحی کرد. چراکه تجربه نشان داده چنین روندی نتیجه مثبتی در پی ندارد. البته ایجاد فضاهای مطبوع و زنده شهری که می‌توانند ظرفیت پاتوق‌شدن را داشته باشند به شکل‌گیری این پاتوق‌ها کمک می‌کند، ولی نه لزوما.»

ویژگی‌های پاتوق‌های شهری پیش‌بینی‌پذیر نیست

این معمار برجسته با بیان اینکه ویژگی‌های پاتوق‌های شهری از حیث شهرسازی و معماری چندان قابل پیش‌بینی نیست، توضیح می‌دهد: «تجربه نشان می‌دهد که برخی از نقاط بی‌آنکه از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند از سوی مردم به عنوان پاتوق انتخاب شده‌اند. مثلا در شهر رم بین یک خیابان و یک میدان پله‌هایی به نام پله‌های اسپانیایی وجود دارد که بیش از پنج دهه است به عنوان یک پاتوق شهری از سوی جوانان مورد استقبال قرار گرفته است. این پله‌ها اصلا با هدف تبدیل‌شدن به چنین فضایی ساخته نشده‌اند و تنها چون بین دو مرکز خرید قرار دارند و گردشگران خارجی برای استراحت روی آن‌ها می‌نشینند، رفته‌رفته از سوی مردم و به‌ویژه جوانان مورد توجه قرار گرفته و به یک پاتوق بسیار زنده شهری تبدیل شده‌اند.»
او اضافه می‌کند: «همچنین در ونکوور کانادا ساختمانی به نام ساختمان دادگستری با پله‌های زیاد وجود دارد که بعدها تبدیل به آرت گالری شد و از سوی جوانان و قشر هنرمند مورد استقبال زیادی قرار گرفت. جالب اینکه در پشت این ساختمان فضاهای شهری مختلفی طراحی شد؛ اما هیچ‌وقت آن توفیق را پیدا نکرد. ولی آن پله‌های دادگستری قدیم که حالا آرت گالری شده مورد توجه مردم، گردشگران و علاقه‌مندان به هنر قرار گرفت و امروز مرکزی بسیار زنده و فعال است.»
به گفته او، در ونیز هم میدانچه‌ای به نام سن مارکو وجود دارد که به عنوان یکی از مهم‌ترین پاتوق‌های شهری شناخته می‌شود. آثار تاریخی این میدان روزها مورد بازدید گردشگران قرار می‌گیرد و در شب به مکانی برای آمدوشد مردم و استفاده از کافه‌ها و رستوران‌های اطرافش تبدیل می‌شود. درویش تأکید می‌کند: «از این نمونه‌ها در شهرهای مختلف دنیا فراوان پیدا می‌شود. مکان‌هایی که الزاما از ویژگی‌های خاص و مشترکی برخوردار نیستند؛ ولی فضایی بسیار زنده و فعال دارند.»

وضعیت پاتوق‌های شهری در اصفهان

محمود درویش در بخش دیگری از توضیحاتش به برخی از پروژه‌های شکست‌خورده ایجاد پاتوق شهری در اصفهان اشاره کرده و می‌گوید: «پیش از اینکه بخواهیم نقطه‌ای را به پاتوق شهری تبدیل کنیم، باید مطالعاتی جامع و کامل از حیث مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، مسائل اقتصادی و… انجام بدهیم و ازطریق تجربه بفهمیم چه عواملی باعث می‌شود مردم فضایی را به عنوان پاتوق انتخاب کنند. مثلا میدان عتیق اصفهان پروژه‌ای بود که با هدف ایجاد یک پاتوق شهری طراحی شد. ولی آنچه باید می‌شد رخ نداد و این میدان به یک فضای متروکه تبدیل شد. ساختمان جهان‌نما و بدنه‌سازی چهارباغ نیز دچار همین مشکل شدند.»

سودجویی منجر به شکست طرح‌های پاتوق شهری می‌شود

او ادامه می‌دهد: «متاسفانه نگاه سودجویانه، تصمیم‌گیری‌های از بالا به پایین و تک‌نفره به این موضوع باعث می‌شود کار شکست بخورد. وقتی اجرای چنین طرح‌های مهمی به یک مشاور که غالباً از تخصص کافی هم برخوردار نیست سپرده می‌شود، نتیجه کار چیزی به جز آنچه رخ داده نخواهد شد. درحالی‌که مثلا میدان جلفا که هیچ طراحی خاصی هم برای آن اتفاق نیفتاده، توانسته به‌مرورزمان از سوی مردم مورد توجه قرار گیرد و پاتوق بشود. بنابراین قدم اول در مسیر بسترسازی برای ایجاد پاتوق‌های شهری، پاک‌سازی و زنده‌کردن کالبد و جلب نظر استفاده‌کنندگانی است که به این فضاها می‌آیند. این‌ها امور ظریفی است که باید درنظر گرفت.»

برای نجات میدانگاه عباسی از خطر مرگ چه باید کرد؟

این معمار پیشکسوت با اشاره به میدانگاه و مجموعه فرهنگی مقابل هتل عباسی اصفهان که اخیراً ثبت ملی شده، می‌افزاید: «مجموعه جلوی هتل عباسی می‌تواند زنده‌تر و فعال‌تر بشود. متاسفانه این مجموعه به دلیل محدودیت‌هایی که در آن ایجاد شده به وضعیت اسفبار امروز رسیده است.»
او در پاسخ به این سؤال که امروز برای نجات این مجموعه ارزشمند از خطر فرسودگی و طردشدگی چه باید کرد، می‌گوید: «ثبت ملی این مجموعه اتفاق ارزشمندی است که می‌تواند یک شروع خوب باشد. این اتفاق به این معناست که دستگاه‌های اجرایی مانند مدیریت‌شهری و میراث فرهنگی به این نتیجه رسیده‌اند که این مجموعه باید حفظ کالبدی شود. ولی از نظر روح‌بخشیدن و زنده‌کردن به این فضا نیز باید کارهای زیادی انجام شود.»
او ادامه می‌دهد: «اولین اقدام این است که این مجموعه از حالت اسفباری که به دلیل عدم رسیدگی به آن دچار شده، خارج شود و تحت یک مرمت حرفه‌ای و ارزنده قرار گیرد. گام دوم این است که نسبت به کاربری‌های این مجموعه دقت نظر تازه‌ای صورت گیرد. مثلا باید توجه داشت که کتاب‌فروشی‌های مستقر در این مجموعه تحت شرایط اقتصادی و سیاسی انقلاب در این مکان متمرکز شدند. وگرنه کاربری‌های این فضا تا قبل از آن اموری مانند رستوران، کافی‌شاپ و مغازه‌های مختلفی بود که آثار هنری هنرمندان اصفهان را ارائه می‌کردند.»
او با بیان اینکه اختصاص فضای لازم برای ایجاد محیطی آزاد در این فضای شهری ضرورت دارد، می‌گوید: «همانطور که راه اندازی چند کافی شاپ و رستوران در محوطه چهارباغ توانسته شور و نشاط تازه‌ای به این محوطه بدهد، میدانگاه عباسی نیز می‌تواند با چنین رویکردی متحول شود. البته کمی متفاوت‌تر با حال و هوای چهارباغ که شایسته‌شان و جایگاه این مجموعه باشد.»
او با اشاره به اینکه حیاط داخلی هتل عباسی همواره از سرزندگی و حیات لازم برخوردار است، تأکید می‌کند: «محوطه بیرونی این هتل نیز باید از رونق کافی برخوردار باشد و به همین دلیل مدیریت‌شهری می‌تواند توجه سنجیده‌ای به این نقطه داشته باشد. توجه سنجیده یعنی همراه با مطالعه. صرف اینکه اینجا به دست یک مشاور سپرده شده و فوری در آن تغییراتی جزئی ایجاد شود به حل این معضل کمکی نمی‌کند. باید مطالعه و بررسی شود، نقاط قوت و ضعف مورد تحلیل قرار گیرد و نهایتا این مکان به عنوان یک پاتوق زنده شهری باقی بماند.»
درویش میدان جلفا را به عنوان یک پاتوق زنده شهری الگوی مناسبی برای احیای پاتوق میدانگاه عباسی می‌داند و خاطرنشان می‌کند: «به دلیل آزادی قابل توجهی که به کسبه در میدان جلفا داده شده، دورتادور این میدان با کافه‌هایی کوچک و فروشگاه‌هایی مناسب با حال‌وهوای این میدان پر شده و توانسته نظر مردم در اقشار سنی مختلف جوان و میانسال را به خود جلب کند.»