اصفهان در فلسفه و عرفان صاحب مکتب بوده است و همیشه پیشروتر از دیگر مراکز و مدارس علمی، حرفی برای گفتن داشته است. در همین یکی دو سده اخیر دانشمندانی شاخص چون میرزا ابوالمعالی کلباسی و میرزا جهانگیرخان قشقایی و حاج آقارحیم ارباب از مدارس این شهر چهره شدند و بعدتر دنبالهروی چنین اساتید بزرگی کسانی چون علامه همایی پا به منصه ظهور گذاشتند. در هنر نیز همیشه اصفهان شاخص بوده است، آنچنانکه در موسیقی گوشهای به نام اصفهان وجود دارد و هنرمندان شهیری چون تاج و کسایی و شهناز.
در شعر فارسی، دوره بازگشت ادبی به سبک اصفهان معروف است و دلیلش این است که صبای کاشانی، نشاط اصفهانی و آذر بیگدلی از این شهر در جهت اصلاح شعر فارسی کوشیدند و در شعر مدرن نیز کسانی چون کیوان قدرخواه راوی گوشههای ناشناخته شهر اصفهان بوده است. در ادبیات داستانی دوره معاصر اصفهان پیشقراول دیگر شهرها بوده است و محمدعلی جمالزاده پدر داستان کوتاه فارسی و جنگ ادبی اصفهان در دهه چهل با ظهور نویسندگان برجستهای چون گلشیری و صادقی و کلباسی و ابوالحسن نجفی تحولی چشمگیر در ادبیات ایران به وجود آوردهاند.
اینها اما بخشهای کوچکی از میراث ناملموس مردمان این شهر کهن است. درزمینه میراث ملموس، اصفهان یکی از مهمترین و شاخصترین شهرها درزمینه بناهای تاریخی بهجامانده از گذشتگان است و حجم ابنیه تاریخی این شهر به حدی است که بهراستی برای یک کشور کافی است، درواقع هر بنای تاریخی که در نظر تصور کنید در اصفهان فاخرترینش وجود دارد، از مسجد و کلیسا و کنیسه تا پل و میدان و بازار و مناره و قصر.
درزمینه گردشگری نیز اصفهان شهری برجسته است؛ چراکه هم زیبایی و طراوت رودی را در خود دارد که البته این روزها خشکشده و هم شکوه دوران سلجوقیان و صفویه و بناهای تاریخی متعدد بازمانده از گذشتگان را دارد و هم در دیگر شکلهای گردشگری نظیر گردشگری سلامت پیشرو است و همچنین قطب صنایعدستی ایران است و میزان تنوع صنایعدستی در آن منحصربهفرد است.
اینها اما بازهم همه داستان اصفهان نیست. شاید کمتر شهری در جهان چون اصفهان باشد که اقوام زرتشتی، یهودی، مسیحی (ارتدکس، کاتولیک و پروتستان) و مسلمان در کنار هم در آن به صلح و آرامش زندگی کنند. کمتر کسی درباره انجمن صفاخانه اصفهان چیزی میداند که سالها پیش از ایده گفتوگوی تمدنها، دانشمندان مسیحی و مسلمان در آن به مناظره و گفتوگوی ادیان مینشستهاند. امروزه بیش از شش هزار مسیحی ارمنیتبار در کنار هزار و سیصد کلیمی و دویست زرتشتی و چند میلیون مسلمان به صلح و دوستی در این شهر تاریخی زندگی میکنند و این یک ویژگی متمایزکننده است. در خاورمیانه و جهانی که هر گوشهاش بوی جنگ مذهبی و افتراق و اختلاف ادیان گرفته است، روز اول آذر و اصفهان نه بهعنوان یک روز نمادین برای شهر بلکه در قالب یک مفهوم میتواند زمان و مکانی جهت صلح و دوستی بین ادیان و انسانها در جهان باشد. درواقع اصفهان میتواند مترادف صلح باشد. پس روز اصفهان بر همه صلحدوستان جهان مبارک.



