به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی از کهنترین و پرشمارترین نامها در میان آبادیهای سراسر ایرانزمین، نام دستگرد (دستجرد) است. نزدیک به صد محل به این اسم در جایجای کشور ایران و حتی در کشورهای همسایه وجود دارد. با نگاهی به نقشه پهناور سرزمین کهن ایران در اصفهان، بروجرد، بیرجند، تهران، سبزوار و جیرفت، اردستان، اسفراین، تفرش، ساوه و… به این نام بر میخوریم.
درخصوص وجهتسمیه دستگرد چندین نظریه مطرح شده است. واژه «گرد» از ریشه باستانی «کرتَ» به معنای «ساخته و پرداخته» آمده است؛ همانگونه که در شاهنامه، وقتی سیاوش شهر زیبایی بنا نهاد، آن را «سیاوشگرد» به معنای شهر سیاوش یا ساختهوپرداخته سیاوش نامید. «گرد/جرد» در نام بسیاری از شهرها و روستاهای ایران وجود دارد؛ مثل هشتگرد، خسروگرد، دارابگرد، سوسنگرد، فیروزگرد، بروجرد و غیره که بنابر قرائن موجود، پیشینه کاربرد آن به دوران اشکانیان بازمیگردد و وجود این پسوند در نام این مکانها نشانهای از قدمت زیاد آنهاست. برخی پسوند «گراد» را که در نام برخی از شهرهای روسی مانند «لنینگراد» و «بلگراد» آمده است، نوعی اقتباس و ریشه از زبانهای ایرانی میدانند.
بنابراین، «دستگرد» به معنای شهر دست و جایی است که دست و کار و زحمت آن را به وجود آورده است. درباره این نام، وجهتسمیه دیگری ذکر شده که میگوید «دستگرد»، تغییریافته «دشتگرد» است؛ به معنی شهری که در دشت ساخته شده باشد و طبق نظریه دیگر، «دستگرد» به معنی زمین زراعی است که از چهار طرف با دیوار محصور شده است.
دستگرد در زمان ساسانیان در معنای زمینهای شاهی بهکاربرده میشد. شاهان ساسانی زمینهای بایر را به کشاورزان واگذار میکردند تا در آبادی آن املاک کوشش کنند.
«گرد کردن» به معنی ساختن و «دستگرد» معنای دستساز یا زمین بایری است که با دست آباد شده و بنایی کوشکمانند که گرد آن خانهها باشد. احتمالا بیشتر نقاطی که در ایران و کشورهای پیرامون آن با نامهای دستگرد و دستجرد معروفاند، همان زمینهای شاهی ساسانی هستند.
«دَسِهگِرد»، کهنترین شکل در دسترس تلفظ دستگرد است. در زمان ساسانیان، کاخ دستگرد خسروپرویز، پیرامون قصرشیرین از معروفترین آنها بوده و بعدها در دوران سیطره خلفای عرب، «دستجرد» مکتوب شده است.
محله دستگرد در اصفهان
در بخشهای تابعه اصفهان بیش از ده محل به نام دستگرد مشهور است که یکی از مشهورترین آنها «دستگرد خیار» واقع در جنوب غرب شهر اصفهان است. بنا به تاریخچه نام آن، دستگرد یکی از قدیمیترین مکانهای شهر اصفهان با پیشینه کشاورزی تا دهههای اخیر بوده و پسوند خیار در نام این محل نیز خود نشانه دیگری از اهمیت کشاورزی در این منطقه بوده است. زمینهای شنی این منطقه در دامنه کوه سبب میشده است خیار آن زودتر از دیگر مناطق به دست آید. همین امر و کیفیت خیار تولیدی توسط کشاورزان آن قریه، سببساز شهرت و پیوند نام این منطقه با این محصول کشاورزی شده است.
دستگرد در گذشته محصور در حصاری بود كه اطراف آن شش دروازه و هر دروازه نگهبانی داشته است. زمینهای كشاورزی در خارج از محل سكونت قرار داشت و این محدوده خود به دو بخش تقسیم میشده است. یک قسمت آن «قلعه» نامیده میشد که آب چاههای آن تلخ و قسمت دیگر را «تودی» مینامیدند كه آب چاههای آن شیرین بود. همچنین خندق بزرگی در میان آن وجود داشت. هنوز هم باغ گودال خندق و قلعه حاجیآباد در نزدیکی چنار چهارصدساله دستگرد یادگاری از روزگار کهن است و بیانگر آن است که احتمالا این منطقه از قدیمیترین کانونهای تشکیل سکونت در شهر اصفهان است.
در زمان صفویه چهل باغ مهم در این محل وجود داشت كه محل تفریح درباریان و اعیان بوده است. در زمان قاجاریه نیز بسیاری از اعیان و افراد وابسته به حکومت در این منطقه دارای املاک و باغهایی زیبا بودند.
محله دستگرد در دوران معاصر
بیشتر اهالی دستگرد خیار به کار کشاورزی و دامداری مشغول بودند و تا دهه چهل خورشیدی این سبک از زندگی کماکان ادامه داشت، اما با گسترش شهر، کمکم قریه دستگرد به شهر پیوست و بعدتر به یکی از محلههای بزرگ شهر اصفهان تبدیل شد. همین امر یکی از دلایل افول کشاورزی در این محل و تغییر سبک زندگی به شیوه شهرنشینی بود.
در اواخر دهه چهل با تکمیل ساخت مجتمع ذوبآهن اصفهان و مهاجرت بسیاری از اهالی شهرهای اطراف به اصفهان بهعنوان نیروی کار، لزوم راه ارتباطی برای حملونقل کارکنان ذوبآهن و همچنین حمل مواد اولیه و محصولات نهایی مجتمع احساس شد که این امر منجر به ساخت اتوبان ذوبآهن، یعنی اولین آزادراه کشور شد. عبور مسیر این آزادراه از میان محله دستگرد یکی از اصلیترین دلایل تغییر بافت و سبک زندگی این منطقه و البته گسترش شهر اصفهان رو به سمت جنوب غرب بود.
البته پدیده شهرنشینی بهطور کامل هویت کشاورزی دستگرد را در خود نبلعید. هنوز هم حدفاصل محله قائمیه تا زایندهرود در سیطره زمینهای کشاورزی است و خوشبختانه در مسیر توسعه شهر دچار تغییر کاربری نشده و بهصورت باغ و مزارع وجود دارد.
این منطقه برای بسیاری از مردم شهر اصفهان همچون پناهگاهی نزدیک، برای فرار از محیط شهری و پرسه در محیطی سرسبز و با روحیه روستایی است. علاوه بر شهروندان اصفهانی بسیاری از گردشگران نیز به لطف ایجاد مراکز گردشگری همچون باغ پرندگان، آکواریوم بزرگ اصفهان، باغ خزندگان و پروانهها، تلهسیژ اصفهان و… که در این منطقه قرار گرفته است از منظره و هوای مزارع این منطقه استفاده میکنند.
اراضی کشاورزی دستگرد و ناژوان در طرح جامع سال ۱۳۵۰ شهر اصفهان، خارج از محدوده شهر و بهصورت باغهای حاشیه مطرح بود. در سال ۱۳۸۶ طبق مصوبه شورای برنامهریزی و توسعه استان اصفهان، کاربری محدوده، اراضی کشاورزی و باغی تعریف شد و شورای عالی شهرسازی و معماری ایران نیز این محدوده را بهعنوان حریم شهر با پهنه حفاظت بهمنظور حفظ وضعیت طبیعی موجود و جلوگیری از دخل و تصرف در آن تعیین و مقرر کرد طرح حفاظت و ساماندهی برای آن تهیه شود. با انجام کامل این طرح و اقدامات مناسب برای ساماندهی آن، حفظ این منطقه که بهنوعی ریههای تنفسگر اصفهان است میسر میشود. از جمله اقدامات صورتگرفته اخیر لایروبی و احیای مادی بزرگ ناژوان و درختان آن از ضلع جنوبی محدوده دستگرد و محدوده نیروگاه به طول هشت کیلومتر تا درخت کهنسال چنار مرتضیعلی صورت گرفته است.
محله قائمیه
در قسمت غرب محله دستگرد، کوه دمبه یا «دنبچی» قرار دارد که عنوان محله دمبه برگرفته از این نام بوده است. بر اساس روایاتی، مدفن بدخشان پدر سلمان فارسی در گورستان کهن این محل معروف به گورستان «گبری» در پای این کوه است. تا شصت سال قبل، منطقه دمبه حدود پنجاه خانوار سکنه داشت و دهقانان در اراضی مالکان بزرگ مشغول به کشاورزی بودند.
خانهها نیز مانند دیگر روستاها، خشت و گلی و طاقچشمهای بود. حیاط خانهها وسیع و دارای بارانداز اسطبل و انبار بود. در همین حوالی برجها و قلعههایی وجود داشت که شبها درهای آن را بسته میشد و در آن نگهبانی میدادند. دور آن نیز دیوارهای بلند چهار برج نگهبانی داشت که آثار آن تا پس از دهه ۶۰ نیز وجود داشت؛ اما در سالهای اخیر نام این محدوده به «قائمیه» تغییر یافت و با ساختوساز گسترده، جمعیت بسیاری که بیشتر آنها مهاجر هستند، به این منطقه آمد و محله قائمیه امروزی را در پای این کوه تشکیل دادند.
یکی از نقاط جالب منطقه دستگرد در غربیترین بخش آن، «کوه سفید» است که صخره آهکی عظیمی است که بهصورت مجسمهای و به دست طبیعت ساخته شده و از زوایای مختلف به اشکالی همچون شیر نشسته و نیمرخ انسان دیده میشود. بسیاری از سیاحان همچون شاردن و ارنست هولستر و دیگران در طول تاریخ از این پدیده طبیعی اسرارآمیز دیدن کردهاند و شرحی از آن در سفرنامههای خود نگاشته و آن را «ابوالهول اصفهان» نامیدهاند.
محله دستگرد پس از انقلاب
در سالهای پس از انقلاب اسلامی بخشی از منطقه جنوبی محله دستگرد که در دامنه کوه صفه قرار داشت و بهعنوان میدان تیر در اختیار نیروی زمینی ارتش بود، به محله مسکونی تبدیل و تغییر کاربری پیدا کرد و محله امیرحمزه (امیریه) بنا نهاده شد و موجب گسترش بیشتر این محله و جذب بیشتر سکنه غیربومی گردید. محله دستگرد خیار امروز از شمال به رودخانه زایندهرود، از غرب به دامنه کوه دنبه، از جنوب در امتداد کوه صفه، شهر ابریشم و کوی امیریه و از شرق به خیابان باغ فردوس و سیمین (سهروردی) محدود است.
دستگرد مشاهیر بسیاری نیز همچون استاد جلیل شهناز موسیقیدان بزرگ در دامان خود پرورانده است. حسن وحید دستگردی یکی از شاعران بزرگ ایران نیز در همین منطقه رشد و نمو پیدا کرد و بعدها از طرف احمدشاه قاجار ملقب به «سلطان الشعرا» شد و آثار بسیاری به قلم تحریر درآورد. دبستان کمالالدین دستگرد به همت این شاعر گرانقدر در سال 1304 تأسیس شد که پنجمین مدرسه شهر اصفهان در آن دوران بود. خاتمهبخش روایت مختصر این محله سرسبز نصفجهان، قسمتی از قصیده اصفهان، از سرودههای وحید دستگردی است.
به زادوبوم جی اندر شتافتم از ری
چنان به شوق، که کودک به جانب مادر
سواد شهر صفاهان چو گشت سرمه چشم
به هرچه دید دگرگونه آمدش به نظر
شکستهباره از این پیش بود و تنگ فضای
کنون درست و قویباره است و پهناور
همیشه بوده هنر کودک اصفهان مادر
اگر نبود صفاهان نبود فضل و هنر



