به گزارش اصفهان زیبا؛ با روی کار آمدن حکومت صفویه و انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان بیشترین عملیات شهرسازی و گسترش پایتخت به سمت جنوب شهر متمرکز شد. دلیل این امر نزدیکی به رودخانه زایندهرود جهت تأمین آب، وجود رشتهکوه صفه و وجود هوایی مطبوع، همچنین در اختیار داشتن زمینهای آزاد و وسیعی بود که بستر را برای گسترش و ساختوساز در این قسمت از شهر هموار میکرد.
تا پیش از صفویه سمت جنوبی ساحل زایندهرود در حوالی پل خواجو محل زندگی زرتشتیان اصفهان بود و محله «گبرآباد» نام داشت. در دوران پادشاهی شاهعباس دوم، شهر اصفهان بیشتر از طرف جنوب و غرب توسعه یافت و خیابانها، باغها و بناهای بسیاری ساخته شد. یکی از این باغهای جدیدالاحداث، باغ سعادتآباد بود؛ اما به دلیل آنکه محل موردنظر برای ساختوساز در اختیار زرتشتیان بود، بهفرمان شاه اهالی این محله به غرب محله ارمنینشین جلفا (حسینآباد امروزی) کوچانده شدند و درنتیجه مقدمات ساخت یکی از باشکوهترین محوطههای سلطنتی صفوی مهیا شد.
این باغ بزرگ مخصوص شاه، حرمسرا و پذیرایی از مهمانان بود و طبق مختصات امروزی در پهنهای بین پل خواجو تا پل فردوسی و از جنوب تا حوالی خیابان شیخ مفید امروزی امتداد داشت. پل جویی نیز بهطور اختصاصی جهت ارتباط این باغ با ساحل شمالی بر روی زایندهرود بنا شد. در برخی از منابع از این محل بهعنوان «باغ هزارجریب کوچک» نیز نام برده شده است.
ژان شاردن بازرگان و سیاح فرانسوی در توصیف این باغ نوشته است: «مجموعه سعادتآباد شامل کاخ، گرمابه، عمارت کلاهفرنگی و جویها و فوارههای متعدد و لبهها و دور کاخها از سنگ مرمر و خیابان باغش پر از درخت و مملو از گل بود و اغلب جشنهای بزرگ در آنجا برگزار میشد. دریاچهای نیز در آن ایجاد کرده بودند و هنگام جشنها آتشبازی هم بر پا بود.» شاردن، تالارهای چراغانیشده و آبشارها و فوارهها و مناظر این مجموعه را خیرهکننده توصیف کرده است.
طبق توصیفات شاردن بناهای زیادی در این باغ قرار داشته است که سه عمارت آیینهخانه، هفتدست و نمکدان از مهمترین آنها بودند. کاخ آیینهخانه شباهت بسیاری به کاخ چهلستون داشت و وجهتسمیه آن به آیینهخانه، تعداد زیاد آیینههایی بود که در زینت ستونها و دیوارهای این بنا بهکاررفته بوده و در زیر تابش نور خورشید همچون جواهری در ساحل زایندهرود میدرخشیده است. زمانی که شاه به این حرمسرا و تالار رفتوآمد میکرد، آب رودخانه را در دهانههای پل خواجو بهوسیله تختههای چوبی میبستند و درنتیجه سطح آب تا جلوی تالار بالا میآمده و شاه و همراهان در قایقهای چوبی زیبایی که برای گردش بر روی آب در آنجا گذاشته شده بود، تفریح و شبها نیز آتشبازی میکردند.
کمی آن سوتر درست در ورودی پل جویی، کاخ هفتدست قرار داشت که یکی از وسیعترین عمارتهای سلطنتی اصفهان بود. در سمت جنوب این دو بنا نیز کوشک زیبای نمکدان قرار داشت. بسیاری از سیاحان و نمایندگان دولتها و سفیران خارجی در همین باغ به حضور شاهان صفوی رسیدند که برخی از آنها این مکان را توصیف کردهاند. این باغ پرشکوه پس از افول صفویه روبهزوال تدریجی نهاد؛ اما هنوز تا دوران قاجار از اهمیت و اعتبار برخوردار بود؛ به حدی که برخی از شاهان قاجار مانند فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار هنگام سفر به اصفهان در این باغ اقامت میکردند و حتی فتحعلیشاه قاجار در همین عمارت هفتدست از دنیا رفت.
مادام دیولافوا در سال 1260 خورشیدی مدتی پیش از منهدم شدن این کاخها از این باغ و عمارتها دیدن کرد و آن را شرح داده است: «در ساحل رودخانه زایندهرود بهطرف پل اللهوردی خان به تماشا رفتیم و به خیابان چهارباغ رسیدیم. پس از عبور از این خیابان به یک دسته درخت چنار رسیدیم که قصر قشنگی را احاطه کرده بودند. این قصر موسوم به آیینهخانه و رواق آن بهطرف زایندهرود است. این رواق هم مانند چهلستون در آستانه عمارت قصر ساخته شده و دارای دوازده ستون است که سابقا از آیینههای تراشدار پوشیده بوده است. در سقف آن قابهایی از چوب سدر و چنار دیده میشود که با نقاشیهای والایی زینت یافتهاند. ازاره دیوارها با کاشیهای رنگین پوشیده شده و درهای یک لنگه خمیدهای دارد که مانند مشربیهای قاهره ترکیب خوبی دارند و رویهمرفته مجموع این بنا بسیار خوشنما و دلرباست.»
این شرح بیانگر این حقیقت است که این امکان وجود داشته که باغ سعادتآباد و عمارتهای زیبایش تا به امروز باقی و بهعنوان یادگارهای تاریخی و هنری درخشان عصر صفوی شهر اصفهان هنوز پابرجا باشند؛ اما صد افسوس که حاکم بدنام اصفهان مسعود میرزا ظلالسلطان با خباثت تمام این باغ و عمارتها را همچون دهها اثر ارزشمند دیگر از ریشه برانداخت و ویران کرد.خانم دوراند همسر سفیر کبیر انگلستان در ایران در آن سالها مینوسید: «اصفهان پایتخت باستانی ایران برای بینندگان شهری غمافزاست. این شهر دارای ساختمانهای ویرانهای مانند عمارات خرابهای که دیوارهایشان شکسته و نقاشیهایش محو شده است و مساجد ویرانهای دارد که کاشیکاریهای برجسته و زیبای آنها بهصورت یک تکه به هم چسبیده در بالای گنبدها در حال اضمحلال است و پلهای خرابهای روی بستر نسبتا پهن رودخانه بسته شده است. باغهای ویران و خیابانها و میدانهای خرابهای نیز در اینجا وجود دارد دریغ از آنهمه زیبایی و شکوه گذشته این شهر، بعید نمیدانم که مجددا روزی بیاید که اصفهان همان شکوه پیشین را پیدا کند؛ زیرا این مملکت قابلیت تبدیل شدن به بهشت را دارد.»
سه دهه از تخریب باغ سعادتآباد و عمارت های زیبایش میگذشت. این دوران همزمان با آغاز عصر مدرنیته و ورود صنایع به ایران بود. در سال 1300 هجری شمسی عطاءالملک دهش یکی از بازرگانان شهر، تصمیم به بنای کارخانه ریسندگی و بافندگی در اصفهان گرفت.
طی سفری به کشور آلمان و با همکاری مهندس ماکس اتو شونمان که بعدها خدمات شایانی به صنایع و مردم شهر اصفهان کرد، تجهیزات کارخانه را خریداری و به اصفهان منتقل نمود. محل کاخ تخریبشده هفتدست بهعنوان زمین کارخانه در نظر گرفته شده بود و اینگونه بود که اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی مدرن شهر اصفهان در سال 1304 خورشیدی با نام کارخانه هفتدست (بعدتر با نام کارخانه وطن) افتتاح شد. در سال 1314 کارخانه ریسندگی نور (دهش) در شرق باغ سعادت آباد و کارخانه ریسندگی و بافندگی زایندهرود در جبهه غربی اراضی باغ سعادتآباد تأسیس و نتیجتا در کمتر از نیمقرن باغ سلطنتی صفوی مبدل به محوری صنعتی شد.
در سال 1320 خیابان میر در جنوب این محور صنعتی و در امتداد خیابان نظر ساخته شد. وجود این سه کارخانه و کارخانههای ریسندگی و بافندگی خیابان چهارباغ بالا همچون ریسباف، شهرضا، شهناز و… یکی از علل اصلی توسعه اسکان و ساختوساز در زمینهای جنوب خیابان میر بود.
در دهههای سی و چهل خورشیدی توسعه محلههای جدید به سمت جنوب ادامه پیدا کرد و کارخانجات نیز همچنان به فعالیت خود ادامه میدادند. در سال 1353 کارخانه وطن تصمیم به جابهجایی گرفت و برای ادامه تولید به شهرک صنعتی محمودآباد اصفهان منتقل شد که تا به امروز همچنان فعال است. پس از جابهجایی کارخانه وطن از زمینهای حاشیه زایندهرود، اراضی این کارخانه تفکیک، خیابانبندی و به شهروندان فروخته شد و بهسرعت تبدیل به منازل مسکونی شد.
کارخانه زایندهرود نیز بعد از تعطیلی در دهه هفتاد، علیرغم آن که بنا بود به محیطی فرهنگی زیرنظر شهرداری اصفهان تبدیل شود، به ناگاه خبر تخریب آن همه جا پیچید و به مجتمعهای مسکونی ابتدای خیابان شیخصدوق مبدل شد. زمینهای کارخانه نور نیز هماکنون عمدتا در اختیار اداره آب منطقهای و هلالاحمر است.باغ سعادتآباد شاهعباس دوم و عمارتهای زیبایش روزگاری پرفرازونشیب را طی کرد و امروز آن باغ صفوی، به محلههایی گرانقیمت، واقع در خیابانهای بلوار آیینهخانه، خیابان هفت دست، خیابان کاخ سعادتآباد، خیابان مصلی، خیابان میر و خیابان شیخ مفید و… مبدل شده است. به جز اسامی تاریخی خیابانها و کوچه در این منطقه، پل جویی و پارک زیبای آیینهخانه آخرین آثار باقیمانده از باغی بزرگ است که گاه با سعادت، آباد گشت و گاه با خباثت، راه ویرانی پیمود.



