ریشه‌های روانشناختی بدزبانی

اگر من همراه تن نباشد، زبان بیراه می‌رود و ناسزا و فحاشی می‌کند! دکتر بهنام یوسفیان، محقق طب سنتی و استاد گروه گیاهان دارویی دانشگاه اصفهان(واحد شهرضا) با ذکر این موضوع، درباره آن توضیح داد:

تاریخ انتشار: ۱۱:۳۶ - دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
ریشه‌های روانشناختی بدزبانی

به گزارش اصفهان زیبا؛ اگر من همراه تن نباشد، زبان بیراه می‌رود و ناسزا و فحاشی می‌کند!

دکتر بهنام یوسفیان، محقق طب سنتی و استاد گروه گیاهان دارویی دانشگاه اصفهان(واحد شهرضا) با ذکر این موضوع، درباره آن توضیح داد:

گاهی افراد در مواجهه با دیگران از ناسزا گفتن برای پوشاندن احساس شکست و ناکامی خودشان استفاده می‌کنند و با فحاشی کردن مشکلاتی روانی که در ساختار ذهنی‌شان وجود دارد را تسکین می‌دهند.

فحش دادن، نوعی خشونت کلامی است و مانند خشونت فیزیکی می‌تواند آثار زیانباری بر روان انسان‌ها داشته باشد.

اکنون هم شاهد خشونت کلامی در جامعه هستیم، پشت چراغ قرمز، در صف، هنگام رانندگی و حتی در مدارس و بین کودکان و نوجوانان کم سن و سال!

مانند هر ناهنجاری اجتماعی و اخلاقی دیگر، این پدیده نیز ریشه در علت‌هایی روانشناختی، جامعه‌شناختی و فرهنگی دارد که در این گزارش مهمترین ریشه‌های روانشناختی مورد بررسی قرار گرفته است:

ناکامی و شکست

همه انسان‌ها در طول زندگی با شکست‌ها، ناکامی‌ها و چالش‌هایی روبرو هستند و اینکه بتوانند از این موارد با زبانی خوش و صلح‌آمیز گذر کنند، نشان از بالغ بودن آنها است. اما همه انسان‌ها نمی‌توانند با سعه‌صدر از این چالش‌ها و مشکلات گذر کنند، در نتیجه دست به رفتارهای خشونت‌آمیز و گاهی فحاشی و ناسزاگویی می‌زنند.

این افراد در کودکی و حتی بزرگسالی درباره اینکه بتوانند چالش‌ها را با زبان خوش حل کنند، آموزش ندیده‌اند.

یادگیری اجتماعی

خشونت کلامی با زبان انجام می‌شود و زبان هم باید آموزش داده و آموزش دیده شود.

وقتی کودکان در فضای مملو از خشونت و استفاده از واژه‌های تحقیرآمیز زندگی می‌کنند و بزرگ می‌شوند یا والدین مدام دعوا می‌کنند و با کلمات توهین‌آمیز یکدیگر را خطاب می‌کنند، کودکان نیز یاد می‌گیرند که در ارتباط با دیگران از این نوع کلام و زبان استفاده کنند.

عدم توانایی در کنترل احساسات

خشونت کلامی در افرادی که توانایی کنترل احساسات خودشان را ندارند نیز دیده می‌شود.

افرادی که به سرعت عصبانی می‌شوند و توانایی کنترل خشم را ندارند یا افراد ناامید و شکست‌خورده در زندگی سخصی و کاری، قادر به کنترل هیجان خودشان نیستند. چنین افرادی غیرقابل کنترل بودن احساسات خود را با فحاشی کردن و استفاده از کلمات توهین‌آمیز بروز می‌دهند.

عدم توانایی برای تحقق خواسته‌ها

روانشاسان می‌گویند دلایل خشونت کلامی را باید در روان هر فرد جستجو کرد.

افراد دارای مشکلات روان‌شناختی زمانی که قادر نیستند تا آنچه را که می‌خواند در زندگی به دست بیاورند، خشونت کلامی را در دستور کار خودشان قرار می‌دهند و شروع به ناسزاگویی و فحاشی می‌کنند.

کینه‌توزی و دشمنی

افرادی هستند که به خاطر اختلافات قدیمی و مشکلات دیگر، نسبت به دیگران حس خشم و تنفر دارند و زمانی که با یکدیگر روبرو می‌شوند، از مکانیسم‌های دفاعی ناپخته استفاده می‌کنند.

آنها سعی می‌کنند با فحاشی و خشونت کلامی، احساساتشان را نسبت به هم بروز دهند.

نداشتن مهارت گفت‌وگو کردن

بعضی از افراد با وجود داشتن سن و سال بالا و بالغ بودن، مهارت گفت‌وگو کردن ندارند یا اگر دارند بسیار اندک است. از همین رو چون نمی‌توانند مقصود و منظورشان را به درستی و روشنی بیان کنند، به خشونت کلامی یا فحاشی روی می‌آورند.

رها شدن از حقارت

در برخی از موارد افراد احساس کوچک بودن و رذالت می‌کنند و برای اینکه این حس را در خودشان از بین ببرند، دست به خشونت کلامی و فحاشی می‌زنند.

فرد با این کار قصد دارد این احساس ناتوانی و حقارت را متوجه فرد مقابلش کند و بگوید که او حقیر نیست، بلکه فرد مقابل این ویژگی‌ها را دارد.

استفاده از خشونت کلامی به عنوان راه حل

برخی از افراد در کودکی به گونه‌ای آموزش دیده‌اند که فحاشی کردن را به عنوان راه حلی برای گذر از چالش‌ها بدانند و با استفاده از آن بتوانند به هدف خود برسند و چیزی را که می‌خواهند به دست بیاورند.