میدانی برای تهی‌دستان شهری

تردد بیش ‌از اندازه اتباع خارجی، شب‌نشینی کارتن‌خواب‌ها و مصرف‌کنندگان مواد مخدر و تبدیل‌شدن به پاتوق متکدیان، تنها بخشی از ناهنجاری‌های اجتماعی است که حالا و در شرایطی که چندین سال از آغاز طرح بازآفرینی میدان عتیق و تبدیل آن به میدان امام علی(ع) می‌گذرد …

تاریخ انتشار: ۲۰:۳۱ - دوشنبه ۹ مهر ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
میدانی برای تهی‌دستان شهری

به گزارش اصفهان زیبا؛ تردد بیش ‌از اندازه اتباع خارجی، شب‌نشینی کارتن‌خواب‌ها و مصرف‌کنندگان مواد مخدر و تبدیل‌شدن به پاتوق متکدیان، تنها بخشی از ناهنجاری‌های اجتماعی است که حالا و در شرایطی که چندین سال از آغاز طرح بازآفرینی میدان عتیق و تبدیل آن به میدان امام علی(ع) می‌گذرد، در این فضا هویدا شده‌است و خودش را بیش‌ازپیش نشان‌می‌دهد. قهرمان صمیمی، جامعه‌شناس و دانش‌آموخته‌ کارشناسی ارشد دانشگاه هنرهای زیبای تهران در گفت‌وگو با «روایت اصفهان» معتقد است که این میدان به محلی برای جولان افرادی درآمده که به آن‌ها تهی‌دستان شهری گفته می‌شود.

اگرچه میدان عتیق مدت‌هاست بازآفرینی و به میدان امام علی‌(ع) تبدیل شده‌است، بارها مشاهده شده که این میدان و به‌ویژه بافت مجاور آن پس از تاریک شدن هوا به محلی برای شب‌نشینی افراد بی‌خانمان و همچنین مصرف‌کنندگان مواد مخدر تبدیل شده است؛ ضمن اینکه در این میدان ناهنجاری‌های دیگری همچون حضور پررنگ متکدیان یا اتباع خارجی نیز به چشم می‌خورد. چرا شاهد بروز چنین پدیده‌هایی در میدان و همچنین بافت پیرامونی آن هستیم؟

در این باره باید گفت که چنین اقشاری در جامعه حضور دارند و اگر قرار باشد، این گروه در جامعه حضور نداشته باشند، باید تغییری در نگرش‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی و اجتماعی چه در سطح ملی و چه در بعد محلی صورت بگیرد. از نظر برنامه‌ریزی شهری، جامعه همچون چرخی می‌ماند که اگر برنامه‌ریزی صحیح و درستی صورت نگیرد، اقشاری از نظر اقتصادی و اجتماعی از گردونه آن خارج می‌شوند؛ اقشاری که به آن‌ها «تهی‌دستان شهری» گفته می‌شود. اما اینکه فضا اکنون نتوانسته اقشار مدنظر خود را جلب کند و به‌جای آن، اقشار دیگری در آن تردد می‌کنند، به این دلیل است که قبل از بازآفرینی میدان، برنامه‌‌ریزان شهری باید به نکاتی توجه می‌کردند که نسبت به این موارد غافل بوده‌اند.

مثلاً چه نکاتی؟

به نظر من باید به پدیده‌های شهری چه آن‌هایی که بُعد اقتصادی و اجتماعی دارند و چه آن‌ها که نمود کالبدی دارند، نگاه فلسفی داشت؛ به این معنا که باید چیستی و چرایی پدیده‌ها به لحاظ شکل‌گیری شناخته شوند تا بتوان قوانین مؤثری در تکوین آن‌ها به کار برد. زمانی که قرار بوده است میدان‌کهنه بازآفرینی شود، باید به گذشته رجوع می‌شد تا ببینیم میدان قبلاً چه بوده است و اصلاً برای چه به وجود آمده و چه مراحلی را پشت سر گذاشته تا کامل شود و تکوین پیدا کند.

در زمینه مسائل شهری مقوله‌ای به نام پدیده «شریر» وجود دارد؛ البته این پدیده از جنس شر نیست بلکه به این معناست که همیشه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و برنامه‌ریزی در شکل‌گیری و بروز یک پدیده نقش داشته‌است. در نتیجه به سادگی نمی‌توان در پدیده‌‌هایی مثل میدان‌کهنه که نماد کالبدی نیز دارد، دخل و تصرف کرد؛ برای این کار ابتدا باید قانون‌مندی‌های این پدیده را شناخت و درک کرد که چه عواملی در شکل‌گیری آن نقش داشته‌است و سپس برای آن راهکار اتخاذ کرد.

حتی ممکن است راه‌حل نیز پیدا نشود و آن وقت است که نباید دخل و تصرفی در آن پدیده به وجود آید. در رابطه با بازآفرینی میدان عتیق نیز باید مطالعاتی انجام می‌شد که نشد؛ یا اگر هم این مطالعات صورت گرفته، به طور کامل نبوده‌است و بیشتر به ابعاد فیزیکی و کالبدی آن توجه شده‌است تا به ابعاد دیگری همچون اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و… . اما برگردیم به اینکه میدان عتیق پیش از این چه بوده و چه ماهیتی داشته‌است؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت میدان عتیق در دوره سلجوقی کارکرد مناسبی داشته‌است.

در دوره صفویه، اما میدانی به نام میدان نقش‌جهان احداث می‌شود که پایه و اساس آن دیدگاه‌های سیاسی سلسله صفوی و آرمان‌های آن‌هاست؛ میدانی بزرگ که به‌مرور به الگوی توسعه‌ای برای اصفهان تبدیل می‌شود و پس‌ازآن نیز چهارباغ و شهر جدیدی مثل عباس‌آباد شکل می‌گیرد. اما میدان عتیق نیز بخشی از بافت قدیم اصفهان را تشکیل داده است که بعد از دوره صفویه به آن توجه چندانی نمی‌شود و دخالت دولت در آن کم می‌شود؛ اما این مردم هستند که کم‌کم محدوده‌ای که به نام میدان عتیق می‌شناختیم را سازمان می‌دهند و کسبه‌ها که اقشار خاص بودند نیز در این دوران فعالیتشان تشدید‌می‌شود و به‌موازات آن اقشار کم‌درآمد و متوسط به این میدان تردد پیدا‌می‌کنند؛ میدانی که افراد با ورود به آن به بخش عمده‌ای از نیازهای خود پاسخ می‌دادند.

حتی قبل از انقلاب نیز شهروندان خارجی مثل روس‌ها که در کارخانه‌هایی همچون ذوب‌آهن کار می‌کردند و درآمد زیادی مانند آنچه آمریکایی‌ها در اصفهان کسب‌می‌کردند، نداشتند، برای تأمین نیازهای خود با اتوبوس به میدان‌کهنه رفت‌وآمد می‌کردند؛ چراکه اجناس در این مکان قیمت ارزان‌تری نسبت به باقی شهر داشتند و کسبه نیز منصف بودند؛ درحالی‌که پس از بازآفرینی و اجرای طرح جدید، تمامی این رفت‌وآمدها به میدان و بافت پیرامون آن به هم ریخت. از سوی دیگر، در حین اجرای طرح چیستی و چرایی شکل‌گیری میدان‌کهنه و اینکه پس‌ازآن با چه سازوکاری کار خواهد کرد، موردتوجه قرار نگرفت. ضمن اینکه برنامه‌ریزان و مشاوران این طرح، گمان کردند پس از عملیاتی شدن ایده‌شان و تجدید حیات میدان می‌توانند اینجا را به گذشته، اما با کارکرد فعلی بازگردانند. کارکردها اما به‌درستی تشخیص داده نشد. میدان عتیق و میدان نقش‌جهان را با هم مقایسه کنید!

میدان عتیق در منطقه کویری اصفهان قرار گرفته که حضور در آن در روزهای آفتابی و گرم بسیار غیرقابل‌تحمل است؛ درحالی‌که میدان نقش‌جهان دارای سبزینگی و حوض بزرگ آب و حجم‌های پیرامونی است که توانسته کارکردهای مختلفی ازجمله پر کردن اوقات فراغت را برای افراد به وجود آورد؛ یعنی اصلاً این میدان یک مقصد گردشگری به شمار می‌آید. درحالی‌که وضعیت در میدان عتیق این‌گونه نیست یا حداقل بنده این‌گونه نمی‌بینم. حال سؤال پیش می‌آید که با توجه به این‌که میدان نقش‌جهان با این عظمت و شکوه و پس‌ازآن چهارباغ زیبا که محور آن در دوره قاجاریه و پهلوی تا دروازه شیراز ادامه پیدا کرده است در مرکز اصفهان وجود دارد، آیا ایجاد چنین میدانی نیاز بوده است؟

آیا فقط باید به مرکز و جنوب اصفهان توجه کرد و آن را تغییر داد و دست به بازآفرینی زد؟ پس تکلیف شرق و غرب و شمال که جمعیتی حدود 700 هزارنفر را در خود جای داده، اما فاقد یک فضای شهری و عمومی است و مردم مکانی برای تفریح و پر کردن اوقات فراغت خود ندارند، چیست؟ بنده به‌عنوان یک شهرساز فکر می‌کنم این کار اشتباه بوده است و هزینه‌هایی که در این محل شده، باید در شمال شهر و مناطقی همچون مناطق 14، 12، 8 و 7 براساس ظرفیت‌هایی که آنجا وجود دارد، انجام می‌شد؛ ظرفیت‌هایی مثل وجود نهرها و مادی‌ها که از غرب شروع شده و به سمت شمال می‌رود. در شرق اصفهان، زینبیه را داریم که مادی‌ها تا آنجا کشیده شده‌اند. صحرای «پرتمان» و باغ‌های بسیاری که در منطقه 9 قرار دارد، می‌توانست بسیار مورد توجه قرار گیرد و یک مرکز مدنی در آن قسمت احیا شود و اقشار مختلف جامعه بتوانند در آن حضور پیدا کرده و از آن فضا استفاده کنند.

اما برگردیم به سؤال اول شما! در پاسخ باید گفت از میدانی که مردم به آن رفت‌وآمدی ندارند و با آن انس نگرفته‌اند و پس از سال‌ها هنوز سوت و کور است، نمی‌توان انتظاری بیشتر از این داشت؛ ضمن اینکه این میدان از نظر اقتصادی و فضای شهری نیز به‌گونه‌ای نیست که مردم همچون میدان نقش‌جهان تا نیمه‌های شب در آن حضور پیدا کنند و شب‌نشینی داشته باشند؛ همین هم می‌شود که این میدان و همچنین بافت پیرامونی آن به محلی برای شب‌نشینی کارتن‌خواب‌ها و معتادان و اقشار وامانده و به بیرون پرتاب‌شده، می‌شود.

همان‌طور که شما پیش‌ازاین اشاره کردید، میدان عتیق در سال‌های گذشته میزبان اقشار مختلفی بوده است؛ اقشاری که حتی از شهرهای اطراف نیز مهمان این فضا می‌شدند و خریدهای خود را آنجا انجام می‌دادند. آن زمان نیز افراد غیربومی به این فضا تردد داشتند، اما شاید ناهنجاری‌های اجتماعی آن موقع کمتر به چشم می‌آمد. شلوغی و رفت‌وآمدهای قدیمی تا چه میزان مانع از بروز آسیب‌های اجتماعی در این بافت می‌شد؟

فضای بدون انسان به‌مرور به محلی برای نمود انواع آسیب‌ها و جرائم می‌شود. پیش‌ازاین و وقتی که میدان عتیق فضایی بود که اقشار متوسط و کم‌درآمد به‌عنوان چشم ناظر در آنجا حضور داشتند و فعالیت‌های مختلف اقتصادی در آنجا صورت می‌گرفت، ناخودآگاه امنیت نیز آنجا تأمین می‌شد، حتی با وجود اینکه اتباع نیز به آنجا رفت‌وآمد داشتند. میدان عتیق آن موقع، دارای بازار میوه بود و ارزان‌ترین میوه را در اختیار مردم قرار می‌داد.

همان‌طور که اشاره کردم، روس‌ها نیز آنجا تردد می‌کردند و خریدهایشان را انجام می‌دادند. درحال حاضر براساس تحولاتی که در قشربندی مردم صورت گرفته، شهروندان به دو قشر متوسط و کم‌درآمد و یک قشر مرفه تبدیل شده‌اند. اگرچه هنوز بخشی از مردم به مغازه‌های اطراف میدان مراجعه می‌کنند، برخی دیگر که قبلاً به اینجا رفت‌وآمد کرده‌اند اکنون برای رفع نیازهای خود مجبورند به جاهای دیگری بروند که اجناس ارزان‌تری در اختیارشان قرار می‌دهند. درحالی‌که اگر یک مرکز مدنی در شمال شهر ایجاد شده بود، می‌توانست یک بازار «مکاره» که اجناس وسیع و مختلفی را در خود جای داده است ایجاد کند؛ بازاری که در ترکیه و آذربایجان و… نیز وجود دارد و حتی اجناس دست‌دوم نیز در آن عرضه می‌شود و در پر کردن اوقات فراغت نیز نقش پررنگی را ایفا کند.

تصمیم‌گیران و ایده‌پردازان، آرزویی در سر می‌پروراندند و می‌خواستند اصفهان دوره سلجوقی را به تصویر بکشند؛ درحالی‌که این اتفاق به‌درستی رخ نداد و این فضا به فضایی آشفته و به‌هم‌ریخته تبدیل شد. دلیلش هم همان‌طور که اشاره کردم، این است که ایده‌پردازان چیستی و چرایی و کارکرد این میدان را درک نکردند و نتوانستند از مکانیزم‌های تحول به‌خوبی استفاده کنند. اگر به‌جای این طرح بازآفرینی به شمال شهر توجه شده بود، شاهد پویایی و تحرک مردم در این منطقه بودیم؛ درحالی‌که اکنون شاهد ایجاد میدانی هستیم که مغازه‌ها در آن رونقی ندارند و جمعیت از آن‌ پس زده می‌شود.

اکنون که این طرح تا حدودی عملیاتی شده و مراحل مختلفی را پشت سر گذرانده‌است، بگویید چه اقداماتی می‌توان انجام داد که فضای کنونی جای خود را به فضایی تعاملی و پویا بدهد و آسیب‌های اجتماعی در آن کاهش یابند؟ آیا باید در آن کاربری‌های خاصی ایجاد شود؟

قطعاً می‌شود اقداماتی را به این منظور انجام داد؛ چرا که در برنامه‌ریزی شهری همه کار می‌توان انجام داد، به شرطی که چرایی و چیستی این مکان مشخص و مشکلات و کم‌وکاستی‌های آن تعیین شود. از سوی دیگر، متولی آن نیز باید مشخص شود و البته پرسید که آیا موضوعاتی که به آن اشاره شد، دغدغه شهرداری نیز هست و مدیریت شهری هم عزم اصلاح نواقص را دارد یا خیر؟