به گزارش اصفهان زیبا؛ رهبر انقلاب اسلامی، در روزهای گذشته، در حالی نسبت به سم غرور نسبت به پیروزیهای جبهه مقاومت و زهر انفعال حاصل از تجربه فرودهای این جبهه متذکر شدند، که در همان سخنرانی، توصیه مؤکدی بر شناخت قدر مقاومت داشتند.
گو اینکه وضعیت قدرشناسی افکار عمومی ما از مسئله مقاومت، هنوز با حد لازم خود فاصله دارد و این میتواند جامعه ما را در وضعیت انفعال وارد کند.
بسیاری از افرادی که نسبت به انفعال و تعلل نسبت به اقدامات دشمن صهیونیسم تذکر میدهند، بیش از هرچیز، منظورشان انفعال مدیران و تصمیمگیران میدان است و کمتر توجهی به انفعال افکار عمومی در ماجرای مقاومت دارند.
حتی میتوان گفت که این افراد، انفعال و تعلل را ریشه در غرور و سرخوشی جبهه مقاومت و توقف و درنگ آن در پیروزیها و کامیابیهای گذشته خود توصیف میکنند و کمتر توجه دارند که انفعالی بهمراتب بالاتر در کمین جبهه انقلاب است. انفعالی نه حاصل غفلت تصمیمگیران از فشردن یک دکمه برای انتقام، بلکه انفعالی که حاصل نشناختن قدر فرهنگ مقاومت است.
در این صحنه، باز هم برای شاید صدمینبار، غلبه نگاه فرهنگی رهبر حکیم انقلاب و غفلت تحلیلگران عرصه میدان از این نگاه آشکار میشود. در نگاه فرهنگی ایشان، تنها با دقت در اعماق هویتی امور میتوان به تحلیلی درست از آنها دست زد. در این نگاه، جریان مقاومت یک درخت ریشهدار است که با تکانههای کوچک و بزرگ از پا درنمیآید.
در این نگاه، جریانهای معارض مقاومت، گذرا و مقطعی فهم میشوند. حتی میتوان گفت که اصل شکلگیری جریانهای موسوم به اسلامگرا و جهادی که در سالهای اخیر در مقابل جریان مقاومت در سوریه و عراق شکل گرفتهاند، بهنوعی نشانه اهمیت و پایایی جبهه مقاومت است که دشمن را وادار کرده است تا به ساخت نسخه رقیب و بدیل تقلبی از فرهنگ مقاومت دست بزند.
درصورتیکه اسرائیل و آمریکا در مهار حماس و حزبالله و انصارالله موفق شده بودند، دیگر نیازی به شکلدادن و حمایت از امثال تحریرالشام نداشتند.
این نحوه هزینهکرد هنگفت دلاری و آبرویی، نشاندهنده استیصال جهانخواران از ضربه اساسی به مقاومت دارد. کشورهایی مثل ترکیه هم که در این بازی وارد شدهاند، میخواهند تکرار تجربه ایران اسلامی در بارورساختن جبهه مقاومت در منطقه را برای خود رقم بزنند.
اما از آنجایی که نسخه آنها تقلبی و غیراصیل است، حتما در این کار بازنده خواهند بود؛ بنابراین در تحلیل مسئله سوریه باید به این مسئله توجه کنیم که ساخت موفق مقاومت در منطقه که به نحوی طبیعی و برخاسته از یک فکر اصولی رشد کرده و پیشروی داشته است، دیگران را به فکر سناریو پردازی و نسخهسازی عجولانه و طبعا بیدوام از روی آن کشانده است و این نقشهها هرچند، برای محور مقاومت زحمت درست میکند؛ اما نمیتواند ضربه کاری بهحساب بیاید.
از طرف دیگر، وجود نسخه تقلبی، همواره میتواند فرصتی برای نسخه اصیل بهحساب بیاید. تنها راه شکست اسرائیل، به میدان آمدن تمام توان امت اسلامی است و ظاهرا این مهم محقق نشده است. شاید یکی از موانع پیوستن گستردهتر جوانان مصر و ترکیه و… به ماجرای مقاومت، تلقی شیعی از مقاومت و امیدواری به شکلگیری جریانی موازی با آن در مواجهه با اسرائیل است.
در سالهای پیش رو، میشود به مقایسه مثبتی فکر کرد که بیشازپیش قدر محور مقاومت را برای جوانان مسلمان آشکار میکند. هنگامیکه جریانهای بهاصطلاح اسلامگرا، با وجود برخورداری از امکان مبارزه، از مبارزه با اسرائیل انصراف میدهند و از طرف دیگر محور مقاومت بدون گرفتارشدن در دوگانههای کاذب قومی و مذهبی به مسیر خود ادامه دهد، این مقایسه مثبت شکل خواهد گرفت.
تنها لازمه جدی این مقایسه، برخورداری جبهه مقاومت از زبان بینالملل اسلامی است که متأسفانه در حال حاضر، اثر چندانی از آن دیده نمیشود. در شرایط فعلی مقاومت گرفتار زبان منطقهای و قومی و مذهبی است. شاید رهبر حکیم انقلاب منتظر آن هستند که جوانان انقلابی ایران عزیز، با درک قدر مقاومت و درک اهمیت جهاد تبیین وارد این کارزار اساسی شوند.



