مجموعه فرهنگی هنری باغ نوش برگزار کرد:

تکنیک‌هایی برای بودن در لحظه اکنون

در لحظه اکنون بودن، هنری است که فواید بسیاری دارد، ‌اما چگونه در لحظه اکنون باشیم، درست مانند کودکان فقط به حال بیندیشیم، در گذشته غرق نشویم و نگران آینده نباشیم؟…

تاریخ انتشار: ۰۹:۳۶ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
تکنیک‌هایی برای بودن در لحظه اکنون

به گزارش اصفهان زیبا؛ در لحظه اکنون بودن، هنری است که فواید بسیاری دارد، ‌اما چگونه در لحظه اکنون باشیم، درست مانند کودکان فقط به حال بیندیشیم، در گذشته غرق نشویم و نگران آینده نباشیم؟…

پاسخ این سوالات توسط دکتر غلامرضا نیکراهان، دکتری تخصصی روانشناسی و مدرس دانشگاه در یکی از سلسله همایش‌های خوب بمان در مجموعه فرهنگی باغ نوش ارائه شد که به آن می‌پردازیم:

تحقيقات نشان مي‌دهند افراد شاد همیشه متوجه زمان حال هستند و سعي‌ مي‌‌كنند با توجه به امكاناتشان حداكثر لذت را از فعاليت‌هاي روزمره خود ببرند.

همیشه در «اينجا و اكنون» واقع  است، نه «در جاي ديگر و زماني ديگر»

 افراد شاد بيش از افراد ناشاد از زندگي خود لذت مي‌برند. زيرا ذهن خود را متوجه اتفاقات تلخ گذشته و احيانا پشيماني از انجام برخي امور نمي‌كنند و غم روزهايي را كه هنوز نيامده‌اند، نمي‌خورند.

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن                         فردا  که نیامده است فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن                                   حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

اگرچه همه ما در منزلت و خوبي در زمان حال زندگي كردن و تلف نكردن عمر بسيار شنيده‌ايم، ولي به نظر مي‌رسد ذهن ما ماندن در زمان حال را ميسر نمي‌سازد.

فکر می‌کنید عامل مزاحم در اين مورد چيست؟ يعني چرا نمي‌توانيم در زمان حال زندگي كنيم؟ پاسخ يك كلمه سه حرفي است: ف-‌ك-‌ر.

آیا تاکنون سعی کرده‌اید در حالي كه غذا مي‌خوريد، فكرتان هم همانجا باشد؟ وقتي رودخانه زيبايي را مي‌بينيد، فكرتان هم روي رودخانه متمركز باشد؟ وقتي ظرف مي‌شوييد، فكرتان هم به ظرف‌ها معطوف باشد؟

وقتي رانندگي مي‌كنيد، حواستان جمع رانندگي باشد؟

اگر اينگونه‌ايد در زمان حال زندگي مي‌كنيد.

زندگي در زمان حال با آينده‌نگري و برنامه‌ريزي منافات ندارد. اگر مي‌خواهيد برنامه‌ريزي كنيد، لحظاتي بنشينيد و با همين هدف فكر كنيد، ولي اينكه همه اوقات شما صرف فكرهاي زائد شود، طبيعي است حال شما هم خراب مي‌شود.

اما حالا باید دید با چه تکنیک‌هایی می‌توان در لحظه اکنون باشیم:

تکنیک توقف فکر

فرار از افكار دشوار ولي ممكن است. يكي از تمرين هايي كه وجود دارد اين است كه به محض خروج از زمان حال، بدون اينكه به تجزيه و تحليل چرايي فرار ذهنمان از زمان حال بپردازيم، فوراً‌ ذهنمان را از تخليلات و يا هرچه به ذهنمان رسيده، خارج كنيم و به خود بگوييم نه بس است، مي‌خواهم به همين كاري كه مشغول آن هستم، فكر كنم.

شايد لازم باشد اين كار را بارها و بارها انجام دهيم تا برايمان انجام آن ملكه شود.

تکنیک تمرین تمرکز

يك راه ديگر اين است كه خود را مقيد بسازيم روي برخي كارهای معمول تمركز كنيم. مثلا موقع غذا خوردن، راه رفتن، دوش گرفتن، مسواك زدن و… متمركز شويم و لذت حاصل از اين كارها را حس كنيم.(تمرین تمرکز بر تنفس)

تکنیک پرورش حواس

پرورش حواس بينايي، شنوايي، چشايي، بويايي و لامسه و متمركز شدن روي اين پنج حس در طول روز نيز مي‌تواند ما را به زمان حال برگرداند.

مراقبه و عبادت

استفاده از برنامه‌هاي معنوي مثل نماز با حضور قلب نيز از جمله گام‌هاي موثر در اين مسير است.

غرقه شدن

آیا تا به حال غرقه شدن را تجربه کرده‌اید؟

ممکن است در چنین مواقعی گرسنگی خود را فراموش کرده باشید یا متوجه دردی که بر اثر نشستن روی صندلی برای طولانی‌مدت در ستون فقرات شما ایجاد شده است، نشده باشید.

نحوه افزایش تجربه‌های «غرقه شدن»: چند راه برای افزایش تجربه‌های غرقه شدن وجود دارد:

الف)‌کنترل بر توجه: با انتخاب صحیح سطح چالش

ب)‌اتخاذ اهداف و ارزش‌های جدید: «‌غرقه شدن» به طور طبیعی در کودکان وجود دارد چرا‌که آنها هرچیزی را که می‌آموزند، نو می‌یابند.

ج)شناخت ‌‌لحظات «غرقه شدن»

د)‌تغییر شکل در فعالیت معمول روزمره: در اتاق انتظار پزشک، در ترافیک یا پشت چراغ قرمز و…

ه)«غرقه شدن» در گفتگو: گوش دادن فعال

و)‌فراغت هوشمندانه: تماشای تلویزیون‌، مطالعه روزنامه و مجله‌، اتصال به اینترنت‌، ارسال پیام به دوستان یا‌…

 روزی ۴۵ دقیقه برای چنین کارهایی کفایت می‌کند و صرف وقت بیش از این مقدار، بیشتر به زندگی نباتی و خوردن و خوابیدن شباهت پیدا می‌کند.

ز)‌کار هوشمندانه: شغل، حرفه یا رسالت؟

ح)تلاش برای دست‌یابی به «فرا غرقه شدن»: «فرا‌ غرقه شدن» لحظاتی است که از لحظات «غرقه شدن» هم با شکوه‌تر است.

در این لحظات نه تنها شما کاملاً مجذوب و از خود بی‌خود می‌شوید، بلکه احساس تعالی خواهید کرد.

این وضعیت برای من یک روز شنبه صبح هنگامی که پسرم آموخت تا به حل مساله ریاضی خود بپردازد، رخ داد.