به گزارش اصفهان زیبا؛ در یکیدوسال آخر عمر پربرکت حضرت امام خمینی(ره) چند پیام و بیانیه مهم ازجمله وصیتنامه، نامه به گورباچف، پیام پذیرش قطعنامه و منشور روحانیت صادر شد. این متون که در سن تقریبا 86 سالگی ایشان نوشته شده، نشانه روح پرشور و تفکر حیاتمند و معنادار امام(ره) بود.
اگرچه هر یک از این نامهها و بیانیهها مخاطبان خاص خود را دارد؛ اما باید توجه داشت که این نامهها با افقی وسیع و فراگیر و بلکه جهانی نوشته شده است؛ مثلا هرچند منشور روحانیت خطاب به حوزههای علمیه است؛ اما نکات فراوان و قابلتوجهی در راستای ترسیم فضای کلی جامعه، تبیین اسلام ناب محمدی و شناخت اسلام آمریکایی در آن مشهود است؛ ازاینرو در پیامها و نامههای حضرت امام(ره)، به دنبال درک منظومه فکری، معرفتی و شخصیتی ایشان میتوان بود.
گفتنی است؛ این نامهها و بیانیهها به سبب داشتن محتوایی فاخر، معقول و فطری و همچنین به همت مورخان و اهالی علم و حکمت، در تاریخ ماندگار خواهد شد. بر این اساس، نامه امام(ره) به گورباچف نیز فقط برای مخاطب خاصی مانند شخص گورباچف نیست؛ بلکه مخاطب آن، تمامی افراد جهان و خصوصا مسلمانان شیعه و انقلابی اسلام ناب محمدی هستند. این نامه بهعنوان یکی از نامههای تاریخی و ماندگار در تاریخ معاصر شناخته میشود.
امام خمینی(ره) با نگارش این نامه، بهعنوان وارث و امتداد جریان عقلانیت شیعه که در آن جریان، ارتباط آسمان و زمین اهمیت ویژهای دارد و این دو از هم جدا نیستند، به مقابله با جریانهای مختلف فکری، آیینهای شرقی و مسیحیت تحریفشده پرداخت و با اعتمادبهنفس بالا، سنت دینی را در برابر مدرنیته به صحنه آورد. امام از ظرفیتهای نهفته در سنت بهره میبرد و آن را بازیابی میکرد. تفاوت امام خمینی(ره) با سایر علمایی که وارث تاریخ ۱۲۰۰ساله عقلانیت شیعه هستند، این است که ایشان با اعتماد به جوهرههای سنت دینی، مدرنیته را به چالش میکشند و سنت را به نحو احسن در برابر جهان جدید به کار میگیرند.
این مواجهه به ایشان این امکان را میدهد که هم در جهان مدرن حرفهای مهمی برای گفتن داشته باشند و هم زمینهساز ارتباطات جدیدی شوند. یکی از مهمترین مباحث مطرحشده در این نامه، مفهوم توحید است. امام خمینی با اشاره به مباحث توحیدی فارابی، بوعلی سینا، صدرا، شیخ اشراق و ابن عربی، به تجرد و امور غیرمحسوس اشاره کرده و اهمیت آنها را بیان میکنند و از آنها میخواهند که اندیشمندانشان را به تحقیق و پژوهش در مباحث مذکور ترغیب کنند.
این تأکید بر تجرد و امور معقول، نشاندهنده نگاه عمیق امام(ره) به مسائلی است که جریان ماتریالیسم نمیخواهد به آنها اعتراف کند. در حالی که تجرد ادراک و انسان در عالم اسلام، اصلی مهم و اساسی محسوب میشود که بوعلی نیز در اشارات به آن اشاره دارد، امام بر این نکته تأکید دارند که هم محسوسات و هم غیرمحسوسات باید به رسمیت شناخته شود؛ اما اصل و اصالت با امور معقول و مجرد است. امام در پی آن هستند که حضور خدا بهعنوان موجود مجرد تام و منشأ تمام ادراکات و در یک کلام، توحید را تبیین کنند؛ این در حالی است که ضرورت توجه به مباحث مذکور، یعنی تجرد ادراک و تجرد نفس انسانی، با ظهور هوش مصنوعی، بیشتر احساس میشود.



