انیمیشن ایرانی یا انیمیشن ایران؟

این یادداشت صرفا حاصل تحقیقات پژوهشی نیست. بلکه تجربه‌ای شخصی و گروهی است که در طول کار عملی و مطالعه سینمایی و مراوده با شرکت‌های انیمیشن به دست آمده است.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۰ - چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
انیمیشن ایرانی  یا انیمیشن ایران؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ این یادداشت صرفا حاصل تحقیقات پژوهشی نیست. بلکه تجربه‌ای شخصی و گروهی است که در طول کار عملی و مطالعه سینمایی و مراوده با شرکت‌های انیمیشن به دست آمده است.

تلاش‌های بسیاری برای تولید فیلم سینمایی انیمیشن انجام شده است. از «تهران 1500» تا «پسر دلفینی2» که در جشنواره فجر امسال حضور دارد. زمانی ساخت انیمیشن سینمایی آرزویی بود اما این سالها با تلاش علاقه‌مندان انیمیشن این فرآیند بسیار پیچیده حتی در شهرستان‌های کوچک تسهیل شده است. بعضی معتقدند همین که ما توانستیم به تولید برسیم، بسیار مهم است. به نظر ما اگر این فرآیند بر اساس یک نگاه سینمایی و ملی اتفاق می‌افتاد اوضاع انیمیشن متفاوت بود.

وقتی درباره سینمای ایران صحبت می‌کنیم می‌توانیم نشانه‌هایی از شخصیت‌ها، قهرمانان و قصه‌های ایرانی را پیدا کنیم. اما درباره سینمای انیمیشن چنین نشانه‌هایی یافت نمی‌شود یا به سختی بشود نشانه‌ ضعیفی پیدا کرد.

چرا وضعیت ما در انیمیشن اینگونه است؟ چرا هنوز کودکان و نوجوانان ایران خودشان را در انیمیشن‌هایمان پیدا نکرده‌اند؟ صحبت در این باب مفصل است. سعی می‌کنیم اشاره‌ای کوتاه به این موضوع داشته باشیم.

شاید یکی از مشکلات اصلی به این برگردد که هنر انیمیشن بیشتر از سینما بر پایه تکنوژلوژی استوار است و پیچیدگی زیادی دارد. به‌خصوص انیمیشن سه بعدی. معمولا افراد عاشق انیمیشن به صورت انفرادی تکنیک‌های مختلف را یاد می‌گیرند؛ زیرا در ایران مرجعی برای انتقال تکنیک با نگاه درست نداریم و این مسئله مجال دیگری می‌طلبد. این افراد براساس هدفی تکنیکی یا نهایتا جشنواره‌ای دور هم جمع می‌شوند و شروع به ساخت فیلم کوتاه یا بلند انیمیشن می‌کنند و اگر خیلی عالی پیش بروند، چند جایزه جشنواره‌ای نصیبشان می‌شود. غافل از اینکه هنر انیمیشن باید بر پایه نگاه سینمایی پیش برود. اصل اساسی، دانستن و به‌کارگرفتن دانش سینما است. آن هم نه به‌صورت تقلیدی. در واقع نگاه سینمایی‌ای که از درون هنرمند و به واسطه دریچه سینما حاصل می‌شود.

انگار تمام این سال‌ها مجموعه‌ها و استودیوهای انیمیشن تمام هم و غم خود را صرف یادگیری و فائق آمدن بر تکنیک انیمیشن کرده‌اند و با همین نگاه فیلم‌های سینمایی ساخته و نهایتا تلاش کرده‌اند صرفا به واسطه جذابیت‌های تکنیکی، مخاطب را تا پایان کار نگه دارند و بدتر از آن، گاهی هم مضمونی اخلاقی در قصه گنجانده‌اند. دلیل این کپی‌برداری از تکنیک‌های رایج انیمیشن و حتی دلیل دوری از قصه‌های ایرانی را هم، جهانی کار کردن می‌دانند.

اما اگر در تاریخ سینما بررسی گذرایی کنیم، متوجه می‌شویم که فیلمسازان بزرگی مثل هیچکاک، کوبریک، کوروساوا و.. تلاش نکرده‌اند که شخصیت‌ها و داستان فیلم را اصطلاحا جهانی کنند؛ بلکه مثلا کوروساوا با اینکه در فیلم‌های «سریر خون» و «آشوب» از آثار شکسپیر اقتباس کرده، اما تماما انسان و قصه ژاپنی را به نمایش گذاشته و همین باعث شده که فیلم‌ها آینه جامعه و انسان ژاپنی زمانه خود باشد. این به دلیل عدم تقلید تکنیکی صرف از آثار رایج ‌هالیوود است. در عین حال این آثار با زبان فطرت انسان سخن می‌گوید و به همین دلیل در سراسر جهان و در هر فرهنگ و هر زمانی مورد توجه واقع می‌شوند.

دیگر شکل‌های تولید انیمیشن در کشورمان به این صورت است که بسترها و تجهیزات سخت‌افزاری گران‌قیمتی را فراهم می‌کنند و شروع به جذب فعالان انیمیشن می‌کنند و بعد تازه، به دنبال فیلمنامه می‌گردند و به هر قیمتی کار را به تولید می‌رسانند یا انیمیشن‌هایی به سفارش ارگان‌ها با موضوعات ارزشی، اخلاقی یا فرهنگی، بدون دغدغه درونی هنرمندان تولید می‌کنند که باعث می‌شود هنرمند را به ماشین و اپراتور تولید انیمیشن تبدیل کند.

هنرمند واقعی روحیه‌ای حقیقت‌جو دارد و هنر برای هنرمند شیدایی حقیقت است. حال این شیدایی که به واسطه منظره‌ای، اتفاقی، شخصیتی یا قصه‌ای.. در وجود هنرمند مسلط یا حداقل تا حدی مسلط بر تکنیک انیمیشن بوجود آمده، او را وا می‌دارد که آن حقیقت را به تصویر بکشد. مگر می‌شود راه را برعکس تعریف کنیم و انتظار خلق انیمیشن ایرانی داشته باشیم؟ اصل اتفاق با هنرمند است، با درد و دغدغه‌ای که دارد.از درون او و از نگاه او.

اگر غیر از این باشد، نه تنها انیمیشن ایرانی بلکه اساسا هنری خلق نمی‌شود و صرف سرهم‌بندی تکنیکی یا به رخ کشیدن تکنیک بدون درک ماهیت آن اصول و قواعد است؛ خالی از روح انسانی و ایرانی. سراپا تصنع و بدون نسبت درست با مخاطب.

بخشی از این آفت‌ها بر پایه نگاهی شکل می‌گیرد که در همان بستر آموزشی به هنرجو منتقل شده. در واقع هنرجو از چگونگی تکنیک پرسش می‌کند نه چرایی آن. چرا تکنیک‌های انیمیشن در دیزنی و پیکسار اینگونه است و در ژاپن به‌گونه‌ای دیگر. این تکنیک‌ها چه تغییر و تحولاتی در طول زمان پیدا کرده و چرا؟

این‌ها سوالات اساسی است که ما را به سمت ماهیت سینما و انیمیشن سوق می‌دهد و بستری در وجود هنرمند یا گروه هنری ایجاد می‌کند که امید است منجر به خلق آثار ملی شود.