به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم سینمایی «چشمبادومی» به کارگردانی ابراهیم امینی و تهیهکنندگی سجاد نصراللهینسب یکی از آثار حاضر در جشنواره فجر چهل و سوم و از یک کارگرداناولی است.
امینی پیشتر با نویسندگی در سینما شناخته شده بود و فیلمنامه آثار پرمخاطبی را همچون «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» و «درخت گردو» نگاشته بود. سجاد نصراللهینسب نیز با اثری همچون «در آغوش درخت» خود را به خوبی به مخاطبان و اهالی سینما معرفی کرده بود.
یک نمره صفر در کارنامه
«چشمبادومی» اثری ضعیف در کارنامه هر دو هنرمند ثبت خواهد شد؛ چراکه اساسا نهتنها ما را با یک فیلم خوب و شبیه آنچه قبلتر از کارنامه کارگردان در حوزه نویسندگی دیدهایم روبهرو نمیکند، بلکه شوکی به ما وارد میکند که چندین بار پوستر اثر را حین تماشای فیلم بررسی کنیم تا ببینیم واقعا این فیلم را همان نویسنده خوشقلم نوشته و کارگردانی کرده است یا خیر؟
فیلمنامه دچار مشکلات فراوانی است و همانطور که پیشتر گفتم، از ابراهیم امینی این فیلمنامه را بعید میدانیم. فیلمنامه بسیار گسسته است و منسجم نبودن آن بهوضوح، حتی در نیمه اول فیلم نمایان میشود. روایت، زنجیروار جلو نمیرود و همین باعث میشود مخاطب از فیلم جدا بماند و با فیلمنامه پیش نرود. شخصیتها بههیچوجه شکل نگرفتهاند و عملا با هیچ شخصیتی در فیلم روبهرو نیستیم؛ حتی برای مائده که بیشترین سهم را در داستان دارد نیز شخصیتی شکل نگرفته است و مخاطب با هیچکدام از شخصیتهای داخل فیلم ارتباطی برقرار نمیکند.
امینی طبق آنچه قبلتر هم نشان داده، جسارت و نبوغ خود را در تمرکز بر بخشی از فیلمنامه نشان داده و این را میفهمیم که به سراغ نوآوریها و اقدامات مهمی در فیلمنامه رفته است؛ اما متاسفانه نداشتن نتیجه مطلوب برای این اقدامات باعث میشود نتوانیم تعریف مثبتی از فیلمنامه این اثر ارائه دهیم.
از فیلمنامه که به فیلمبرداری پل بزنیم، در این بخش نیز فیلمبرداری خوبی را نمیبینیم. قابها عملا زیباییشناختی متناسب با فیلم را ندارند و گاهی اوقات آنچه مطلوب و مورد نیاز چشمان مخاطب است، به او نشان نمیدهد. استفاده از تکنیکها و همچنین ابزار متناسب با روح کلی فیلم نیز بهخوبی صورت نگرفته و در کل از لحاظ تصویر، فیلم فاقد شگفتی است.
توقع بیپاسخ از یک فیلماولی باتجربه
بخش مهمی از فیلم، کارگردانی این اثر است. ابراهیم امینی در این اثر اولین تجربه کارگردانی خود را رقم زده است. او یک فیلماولی است که در کنار دوازده فیلماولی جشنواره پا به رقابتی پرچالش با دوازده کارگرداناولی دیگر گذاشته است. البته از زمانی که زمزمههای فیلم اول ابراهیم امینی را شنیدیم، او را تمام و کمال یک فیلماولی نمیدانستیم؛ چرا که سالیان سال است با سینما آشناست و در این حوزه تجربه بسیار دارد و از او توقعی بیش از یک فیلماولی داشتیم.
اما این توقع اجابت نشد و در کارگردانی این فیلم با ایرادات بسیاری روبهروییم که نمیتوانیم از آنها بهسادگی بگذریم و آنها را پای کمتجربگی کارگردان بگذاریم؛ زیرا امینی سینما را میشناسد، در کنار کارگردانهای خوبی نفس کشیده است و حداقل میبایست کمترین انتظار از کارگردانی را برای ما برآورده میساخت.
میزانسنهای فیلم ابتدایی و پیشپاافتادهاند. کارگردان برای آرایش فیلم با میزانسنهای دقیق و درست نکوشیده و فیلم را به اثری تبدیل ساخته که گویا بر حسب جبر کمبود زمان یا محدود بودن منابع، سرسری و عجولانه تولید شده است.
دکوپاژ فیلم نیز دستکمی از میزانسنها ندارد و نتوانسته آنچه مقصود محتوا و هدف فیلمنامه است، به خوبی در فرم اجرا کند. بازیگردانی فیلم هم خالی از این ایرادات نیست که حداقل از این یک فقره به حسب کمتجربگی کارگردان در بازیگردانی میتوانیم چشمپوشی کنیم.
در خصوص بازیگرهای فیلم نیز این نکته قابل توجه است که با وجود بازیگرهای باتجربه و خوب، به غیر از مهدی هاشمی از هیچکس دیگر بازی مطلوب نمیبینیم. البته اگر پتانسیل هاشمی را بخواهیم مدنظر بگیریم، او نیز در مقایسه با آثار دیگرش نتوانسته بدرخشد. البته پیشتر گفته شد که این مسئله تا حد زیادی به ضعف در بازیگردانی فیلم مربوط میشود.
در کل «چشمبادومی» را اثری متفاوت با دغدغهای بسیار خوب میدانم که بهدلیل پرداخت ضعیف، چه در فیلمنامه و چه در فرم، تبدیل به یک اثر بسیار معمولی و در نوع سختگیرانهاش، تبدیل به یک اثر ضعیف شده است که نه مخاطب را میتواند راضی کند و نه منتقدان دلیلی بر نقد مثبت در آن مییابند.



