به گزارش اصفهان زیبا؛ از ساعت 7:30 صبح 4 تیر 1404 و بعد از آن بیانیهای که شورایامنیتملی باعنوان «تحميل توقف جنگ به دشمن صهيونی و حاميان شرورش» اعلام کرد، گفتوگو و تحلیلها راجع به سرنوشت روزهای آتی ایران آغاز شده است.
از همان ساعات ابتدایی عدهای مخالفتشان را در خصوص این توقف اعلام کرده و بر بدعهدی رژیم صهیونیستی در پایداری به آتشبس تأکید کردند. این گروه معتقدند چنین توافقی فرصتی است برای بازیابی توان رژیم صهیونیستی و خاک ایران دوباره و خیلی زود صحنه درگیری با اسرائیلیها خواهد شد.
گروهی دیگر اما صلح و مسامحه را بر درگیری ترجیح دادند و با اشاره به خسارات انسانی و مالی واردشده در جنگ، خواستار بهکارگیری راههای دیگری همچون توافقهای بینالمللی برای کاهش تنشها شدند؛گروهی میانهرو هم در این میان به تصمیمهای حکومتی اعتماد کردند و با این نگاه که تصمیم گرفتهشده، به صلاح کشور بوده است، آمادگی خود را برای اطاعت و سربازی چه در روزهای پساجنگ و چه جنگی اعلام کردند.
حالا دقیقا یک هفته از توقف جنگ گذشته است و همچنان درگیری آشکاری میان دو سوی منازعه دیده نمیشود. اگرچه تحرکات نظامی هر دو طرف بالا بوده و از سویی کریخوانیهای سیاسی هم قطع نشده است، همانطور که گفته شد، سبقه طرف مقابل در نقض آتشبسهای پیشین باعث شده است فضایی تردیدآمیز بر کشور حاکم باشد.
ازیکطرف، برخی گروهها و رسانهها در تلاشاند تا عملکرد جمهوری اسلامی در ایام جنگ و راهکارها برای مدیریت کشور در روزهای پساجنگ را تبیین کنند؛ سوی دیگر ماجرا گروهی هستند که عادیسازی شرایط را به ضرر جامعه میدانند و بیان میکنند که الان هم در وضعیت جنگی هستیم؛ چراکه هر آن امکان حمله مجدد اسرائیلیها وجود دارد و آمادگی نظامی و اجتماعی برای چنین مواجههای لازم است.
گروه فوق معتقدند «جنگ با صهیون دو ساحت مجزا دارد: ساحت نظامی و ساحت اجتماعی که البته این دو ساحت با یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند؛ یعنی ما و اسرائیل، هم برای غلبه بر قدرت نظامی یکدیگر میجنگیم و هم برای فروپاشی یا تضعیف امید و همبستگی اجتماعی. صرفنظر از اینکه کدامیک در ساحت نظامی قدرتمندتر هستیم، سرنوشت جنگ به نحو وثیقی با وضعیت جوامع طرفین پیوند دارد و غلبه یا شکست در این جنگ را تعیین میکند؛ لذا بهاحتمال زیاد فاز دوم جنگ را رژیم علیه تابآوری مردم ایران آغاز خواهد کرد.»
باتوجهبه دیدگاههای متفاوتی که در شرایط فعلی حاکم است و فارغ از ارزشدهی به هرکدام، به نظرمان آمد بد نیست نگاهی به واکنش رسانهها در خصوص این موضوع داشته باشیم؛ به همین جهت به رصد گزارش روزنامهها و خبرگزاریهای مرجع ملی در روز دوشنبه، سهشنبه و چهارشنبه 9، 10 و 11 تیر که مقارن با گذشت یک هفته از توقف جنگ بود، پرداختیم. تحلیل گفتمان زیر نتیجه بررسی روزنامههای دنیای اقتصاد، سازندگی، هفت صبح، هممیهن، آرمان امروز، اعتماد، ایران، جامجم، کیهان، همشهری، آرمان ملی، شرق، آگاه، جمهوری اسلامی، ابتکار، جوان، خراسان، رسالت و فرهیختگان و خبرگزاریهای ایرنا، ایسنا، تسنیم، مهر و فارس است. در این بررسی تیتر و عکس یک رسانهها مورد تحلیل قرار گرفته است.
رسانهها شرایط را جنگی روایت میکنند یا روزهای پس از جنگ را؟
در رصدی که صورت گرفت، 54 تیتر روزنامه و خبرگزاری مرتبط با تحولات ایران و اسرائیل مورد ملاحظه قرار گرفت. بر اساس مضمونهای انتخابشده میتوان نگاه غالب رسانهها را تاریخمحور و موضوعمحور بررسی کرد.
بر اساس تقسیمبندی تاریخمحور، در روز دوشنبه و سهشنبه، آنچه برای رسانهها موضوعیت داشت، بازتاب تشییع شهدا در شهرهای مختلف، بررسی آسیبدیدگیهای ناشی از جنگ و بیان اهمیت انسجام ملی بود. این روند در روزهای سهشنبه و چهارشنبه با ثبات نسبی که برقرار میشود، بیشتر به تشریح وضعیت فعلی کشور در روزهای بعد از جنگ و ازسرگیری روابط بینالمللی
میپردازد.
در تقسیمبندی موضوعی، سوژهها، روایتگر ابعاد مختلف 12 روز جنگ بوده یا به پیامدهای جنگ در ابعاد متفاوت پرداخته است. ازآنجاکه میخواهیم فارغ از نتیجه این تحلیل، مخاطب نگاهی به مصادیق داشته باشد، در هر مورد چند تیتر بهطور نمونه ذکر میشود.
در بخش روایت روزهای جنگ، یکی از مهمترین و اصلیترین مواردی که موردتوجه مسئولان و نخبگان قرار گرفته، انسجام و وحدت ملی است؛ تاجاییکه برخی مسئولان بهعنوان راهکاری برای بازسازی شرایط بعد از جنگ، توجهشان به استفاده از این ظرفیت است: «هیچگاه بهاندازه ۱۲ روز جنگ تحمیلی میان امت، امام و نیروهای مسلح اتحاد نداشتیم»، «قدر مردمی که باید بدانیم»، «ضرورت محافظت از همبستگی ملی»، «سرمایه اجتماعی را پشتیبان توسعه کنیم»، «نوای “ای ایران” از ساختمان شیشهای».
مورد بعدی که نقش پررنگی در روایت رسانهها از روزهای جنگ داشته، بیانی است از آنچه در 12 روز دفاع مقدس اتفاق افتاده است؛ روایتهایی از رخدادهای سیاسی و نظامی صورتگرفته، بازگویی ویرانیهای ناشی از جنگ، صدمات تحمیلشده به اسرائیل در این دوران و حضور مردم در تشییع شهدای حملههای رژیم صهیونیستی: «هدف اسرائیل رهبری و سران قوا بودند»، «پایگاههای نظامی اسرائیل که موشکهای ایران نابودشان کرد»، «ملاقات زندانی با بوی باروت»، «مذاکره عملیات فریب بود، موشک دشمن را زمینگیر کرد»، «مؤلفههای پیروزی ایران در جنگ ۱۲روزه»، «دوهزار تماس ناموفق»، «فدائیان وطن در آغوش مدافعان حرم».
در بخش دیگر تقسیمبندی موضوعی، سوژههایی قرار دارند که به روزهای بعد از جنگ میپردازند. این توجه بهطورمعمول بیانی است از پیامدهای جنگ در حوزههای سیاسی، اقتصادی، شهری، اجتماعی و… بههمراه راهکارهایی برای برطرفکردن آسیبهای جنگ. نکته مهم این است: همانطور که گفته شد در روز گذشته، توجه رسانهها بیشازپیش به حوزه بینالملل معطوف و بههمینخاطر گزارههای مربوط به کنش کشورمان در روزهای بعد از جنگ و مرتبط با مذاکره، به طور مجزا از سایر پیامدها بیان شد.
پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و شهری: «آسیبدیدگان پنهان جنگ، از زنان باردار تا سهامداران بورس»، «مرهمگذاری بر زخمهای شهر»، «عملیات نجات بورس»، «جبران خسارتهای ناشی از جنگ در کمیسیون برنامهوبودجه بررسی شد»، «نوسازی و بازسازی مهمترین اولویت ملی پساجنگ است»، «مطالبات مردم در دوران پساجنگ».
همانطور که بیان شد، از روز چهارشنبه تیتر رسانهها بیشتر از گذشته معطوف به واکنش بینالمللی ایران شده و بار دیگر صحبت از مذاکره و پادرمیانیهای بینالمللی مطرح شده است: «درهای دیپلماسی هرگز بسته نخواهد شد»، «همچنان مسیر مذاکرات»، «مذاکرات مشروط؟!»، «مدیریت پاستور در شرایط جنگی»، «ابلاغ قانون تعلیق همکاری با آژانس توسط رئیسجمهور».
بر اساس بررسی صورتگرفته 84درصد تیتر رسانهها حول موضوعهای ذکرشده است؛ به عبارتی، فضای رسانهای کشورمان یا بازتابی است از روزهای جنگ یا به موضوعهای دوران پساجنگ میپردازد؛ اما از سوی دیگر، همانطور که گفته شد، برخی معتقدند باید فضای عمومی کشور همچنان متناسب با شرایط جنگی پیش برود. طبق این نگاه هم 16درصد تیترها حول آمادگی برای جنگی نزدیک است: «توقف یا تاکتیک؟»، «جنگ خیلی دور، خیلی نزدیک»، «ترامپ چه خواهد کرد؟»، «بعید است رژیم صهیونیستی بهزودی بتواند توان خود را احیا
کند».
آنچه بیان شد، توصیفی است از موضوعهایی که رسانههای مرجع کشور یک هفته بعد از جنگ به آن پرداختهاند. اینکه چنین موضعگیری در شرایط فعلی به نفع کشور است یا نه، طبق دیدگاههای مختلف، متفاوت ارزیابی میشود؛ چراکه در برخی گزارشهای رسمی منتشرشده از صداوسیمای جمهوری اسلامی، تحلیلگران وقوع جنگ را قریبالوقوع میدانند و بهتبع، موضع دور از جنگ رسانهها، کشور را با بحران اجتماعی مواجه میکند.
در سوی دیگر اما تحلیلگران دیگری که آنها نیز با صداوسیمای جمهوری اسلامی گفتوگو کردهاند، ضربه ایران به اسرائیل را محکمتر از آن میدانند که به اسرائیل امکان دامنزدن به جنگی جدید در روزهای نزدیک را بدهد. برایناساس، همین واکنش فعلی رسانهها در آرامنشاندادن شرایط لازم است تا جامعه فرصتی برای احیای صدمات جنگی پیدا کند. البته نکته مهم این است که چنین توصیفی مبتنی بر عملکرد رسانههای رسمی است و با آنچه زیر پوسته غیررسمی و مجازی رسانهها میگذرد، تا حدودی متفاوت است.



