منیره فهامی

منیره فهامی

خبرنگار گروه پایداری هم‌محله

آرشیو مطالب منتشر شده
زیر لب قرآن خواند و آسمانی شد
11 شهریور 1404
شهید محمود تاج‌الدین به روایت برادر

زیر لب قرآن خواند و آسمانی شد

در روزگاری که آسمان این سرزمین هر صبح با صدای آژیر و هر شب با صدای انفجار بیدار می‌شد، جوانانی بودند که در دل آتش، بوی بهار را می‌جستند؛ نه از جنس افسانه که از گوشت و خون، از کوچه‌های همین شهر، با دل‌هایی پر از ایمان و نگاهی دوخته به افق‌های دور.

شهادت را در چهره‌اش می‌دیدم
11 شهریور 1404
سرتیپ دوم مجتبی شیروانیان از پسر شهیدش ابوالفضل، اولین شهید مدافع حرم اصفهان می گوید

شهادت را در چهره‌اش می‌دیدم

او سرتیپ دوم پاسدار، مجتبی شیروانیان؛ پدر شهید مدافع حرم است و آقا ابوالفضل، پسرش، اولین‌شهید مدافع حرم شهر اصفهان.

دری نیمه‌باز و مادری در انتظار
4 شهریور 1404
شهیدان مهدی و عزیزالله دهقانی به روایت خواهر

دری نیمه‌باز و مادری در انتظار

هار پسر خانواده دهقانی‌ناژوانی، هم‌زمان در جبهه حضور داشتند. مادری که هر لحظه انتظار پسرانش را می‌کشید و بالاخره دو پسر این خانواده اکبر و رضا جانباز شدند و دو پسر دیگر، عزیزالله و مهدی در عملیات محرم مفقودالاثر.

تا بهشت با هم می‌رویم
4 شهریور 1404
شهید حسین فورجانی‌زاده به روایت مادر

تا بهشت با هم می‌رویم

در دل این روایت مادرانه، عذرا حاجیان از پسرش سخن می‌گوید، پسری که جان و جوانی‌اش را در مسیر عشق و ایمان نثار کرد؛ حسین فورجانی‌زاده، فرزندی که از روزهای پرالتهاب انقلاب با دستان نوجوانش بر دیوارهای شهر، تصویر امام و شعار مرگ بر شاه را می‌نشاند و با شجاعتی کودکانه اما قلبی به وسعت آسمان، قدم در راهی می‌گذارد که پایانش شهادت اس

مردی که با چفیه جان بخشید و جان داد
28 مرداد 1404
فرزند شهید حسین رضایی از پدرش روایت می‌کند

مردی که با چفیه جان بخشید و جان داد

در کوچه‌های قدیمی محله بهرام‌آباد، هنوز نام مردی زمزمه می‌شود که از همان کودکی بار زندگی را به دوش کشید و در اوج جوانی، بالاترین افتخار را نصیب خود و محله‌اش کرد.

نوجوانی که دل به دریا زد
28 مرداد 1404
شهید حسین فتحی بهرام‌آبادی به روایت برادر

نوجوانی که دل به دریا زد

گاهی سرنوشت انسان‌هایی را به دنیا می‌آورد که حضورشان کوتاه اما اثرشان عمیق و ماندگار است. اینان فرزندان برگزیده‌ای هستند که خداوند از همان آغاز بر دوششان رسالتی بزرگ نهاده است، رسالت دفاع از ایمان، عزت و خاک میهن.

شهدای اقتدار در قاب  افتخار
21 مرداد 1404
گزارشی از مراسم اربعین شهدای جنگ دوازده‌روزه

شهدای اقتدار در قاب افتخار

گاه آسمان، دلش که می‌گیرد، بهانه‌اش زمین است، بهانه‌اش، بغضی می‌شود که از غربت یاران آسمانی در گلوی زمین‌مانده است. و آن روز، در سالن اجتماعات گلستان‌شهدا، وقتی نسیم به احترامِ نام بلند شهیدان آهسته قدم برمی‌داشت، آسمان نیز طاقت نیاورد.

سه دختر؛ یادگار همسری آسمانی
21 مرداد 1404
روایت زهره کاظمی از همسر شهیدش، محمود محسنی

سه دختر؛ یادگار همسری آسمانی

گاهی قصه عشق، در همهمه کوچه‌های ساده زندگی شکل می‌گیرد؛ نه با گل، شکلات و شام‌های مجلل، بلکه با یک غنچه کوچک که هر صبح در کفش جا می‌گیرد، با دعای نماز صبح، با نجوای حدیث کسا، با قناعت، گذشت و نگاهی که در عمقش ایمان موج می‌زند.

آقاعمران بهترین مرد خدا برای من بود
21 مرداد 1404
همراه با زینب آقاخانی و روایت‌هایی از همسر شهیدش، عمران رفیعی

آقاعمران بهترین مرد خدا برای من بود

در خانه‌ای کوچک، میان دیوارهایی که هنوز عطر حضور او را نفس می‌کشند، صدای آرام زینب آقاخانی، همسر شهید روایت می‌کند؛ روایت از مردی که نامش عمران بود و قلبش آسمانی‌تر از زمین؛ مردی که قرار دلش نه با وعده‌های دنیا، که با ذکر اهل‌بیت بسته شد.

دعایی در طواف پدر که مستجاب شد
21 مرداد 1404
شهید هادی ابراهیمی به روایت مادر و پدر

دعایی در طواف پدر که مستجاب شد

روزهای سخت و پرالتهابی بود؛ روزهای ایستادگی، دفاع و مقاومت. هر روز خبر شهادت قهرمانان این مرز و بوم به گوشمان می‌رسید؛ آن‌هایی که محکم و استوار ایستادند تا ایران بایستد.

مادرش راضی به شهادتش شد
21 مرداد 1404
شهید محمدجواد عسگری به روایت پدرش

مادرش راضی به شهادتش شد

بعضی‌ها آمدنشان، بودنشان، حتی رفتنشان هم بوی آرامش می‌دهد. محمدجواد از همان جنس آدم‌هایی بود که خدا در نگاهشان عشق را حک می‌کند و در دلشان شوق خدمت به خلق را می‌نشاند.

خانه‌ای که هنوز بوی وحید می‌دهد
21 مرداد 1404
احمد بقولی‌زاده از پسر شهیدش، وحید صالحی‌راد می‌‌گوید

خانه‌ای که هنوز بوی وحید می‌دهد

بعضی از آدم‌ها نه با هیاهو که با سکوتشان، با ایمانشان، با صداقت و سادگی‌شان در دل‌ها ماندگار می‌شوند. کسانی که بی‌ادعا زندگی می‌کنند؛ اما با عزتی بزرگ به نام شهادت می‌روند.