صفحه آخر
امام آرزوها
15:06 - دوشنبه 29 خرداد 1402

امام آرزوها

مامان گفته بود امام جواد پسر امام رضاست و آرزوهایمان را زود برآورده می‌کند. بالای ایوان ایستادم، چشم‌هایم را محکم روی هم فشار دادم، سرم را رو به آسمان گرفتم و آرزو کردم ای کاش تا شب بابا یک ماشین کنترلی قرمز برایم بخرد!

بیب بیب!
14:50 - یکشنبه 28 خرداد 1402

بیب بیب!

نزدیک چهل‌وپنج دقیقه است که پسربچه همسایه بغلی توی حیاط با صدای بلند بیب‌بیب می‌کند. حواسم را به کارهایم می‌دهم تا سروصدایش کمتر اذیتم کند.

نیازمندی؛ عمومی‌ترین وجه اشتراک شهر
15:51 - شنبه 27 خرداد 1402

نیازمندی؛ عمومی‌ترین وجه اشتراک شهر

اگر شهر را یک مجموعه حاصل از روابط شهرنشینان در نظر بگیریم، برای فهمیدن چیستی آن، باید ماهیت روابط موجود در شهر را کشف کنیم؛ البته باید بدانیم که همه روابطی هم که در شهر وجود دارد الزاما «رابطه شهری» نیست و هرکدام از آن‌ها درابتدا ذیل مجموعه خودشان قابل بررسی است.

فخرفروشی برای ذاتیات، ممنوع!
15:07 - شنبه 27 خرداد 1402

فخرفروشی برای ذاتیات، ممنوع!

معمولی‌بودن همیشه بد نیست؛ اگر نگاهمان به قضیه فرق کند؛ آن‌موقع زندگی آسان‌تر می‌شود و دیگر کسی به‌خاطر ذاتیاتش فخرفروشی نمی‌کند.

تصویر زندگی
16:27 - پنجشنبه 25 خرداد 1402

تصویر زندگی

پسرک از صبح زود، در کوچه‌پس‌کوچه‌های روستا، دانه‌دانه وارد خانه‌ها می‌شد و وقتی بیرون می‌آمد، دو سه گوسفند پشت سرش بیرون می‌آمدند و به گله گوسفندهای ده ملحق می‌شدند.

عطر قیمه، طعم زندگی
13:02 - پنجشنبه 25 خرداد 1402

عطر قیمه، طعم زندگی

نمی‌دانستم زندگی هم مثل قیمه باید جا بیفتد! باید خودم را مثل لپه‌ها از مدتی قبل خیس دهم. باید از آن سفتی و سختی دربیایم. وگرنه دندان که هیچ، معده زندگی را هم نابود می‌کنم.

زیبایی پایان‌ناپذیر «سفیدبرفی و  هفت کوتوله» (1937)
12:02 - چهارشنبه 24 خرداد 1402

زیبایی پایان‌ناپذیر «سفیدبرفی و هفت کوتوله» (1937)

«سفیدبرفی و هفت کوتوله» به‌عنوان اولین انیمیشن تَلقی (cel-animation) بلند سینمایی، جایگاه چشمگیری در تاریخ انیمیشن دارد و دستاوردی پیشگامانه در حوزه داستان‌سرایی انیمیشن به‌شمار می‌رود.

بچه زرنگ
14:58 - سه‌شنبه 23 خرداد 1402

بچه زرنگ

رهبر انقلاب در سخنرانی چهاردهم خرداد در حرم امام(ره) از شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده یاد کردند و فرمودند: «ایران مملو از مصطفی صدرزاده‌هاست.»

فردای بدون او
13:02 - سه‌شنبه 23 خرداد 1402
قصه‌ای از روزهای داغ بهمن‌شیر:

فردای بدون او

ساعت به‌وقت جدال آفتاب و شرجی بهمن‌شیر است. زن کنار دیوار سیمانی حیاط، روی چهارپایه چوبی نشسته و ماهی سرخ می‌کند. گاه‌گاهی هم تکه‌ماهی سرخ‌شده‌ای را در دهانش می‌گذارد.

من و گوسفند سفید
14:02 - دوشنبه 22 خرداد 1402

من و گوسفند سفید

باز دفترم را پاره کرد. کتاب و دفتر که می‌دید، انگار جلوی گاو نر پارچه قرمز تکان بدهند، رم می‌کرد؛ حتی بدتر از اسب مش‌رحمت که یک روز به‌تاخت رفت تا وسط جنگل.

زندگی در شهر؛ از تفکر تا انجام
13:45 - دوشنبه 22 خرداد 1402

زندگی در شهر؛ از تفکر تا انجام

انجام‌دادن زندگی در شهر – مثل هر کرد و کار دیگری که انجام می‌دهیم – از فکرکردن به آن آسان‌تر است؛ زیرا ما تا اندازه زیادی به چرایی و چگونگی کارهایی که می‌کنیم واقف نیستیم.

سلمان خاکی
14:18 - پنجشنبه 18 خرداد 1402
ذهن‌نگاشته‌هایی درباره قدم‌زدن، خیابان و مرگ (بخش دوم):

سلمان خاکی

توی خیابان سلمان فارسی که قدم بزنی، ذهنت به هزار فرعی سرک می‌کشد. می‌کشد و می‌کشاند تو را به گذشته‌ها. به گذشته‌های دور این محل و گذشته‌های نزدیک زندگی خودت؛ مثلا از گذشته‌های دور همین پل شهرستان.