چند شبی از محرم میگذرد، چند شبی که هر شبش بهگونهای گذشته است، شبهایی که هرطور شده خودم را به روضه رساندهام.
خسته و تشنه میرسم؛ درست روبهروی مجتمع امام خمینی خیابان نبویمنش.
گردشگری و توریسم با تعاریف و نمونههای متفاوتی که دارد، چند دههای است حرف اول اقتصاد برخی از کشورها را میزند. این موضوع جای پای خودش را به دلایل مختلف در دنیا باز کرده است و سرمایهگذاریهای بسیاری هم برای گسترش آن صورت میگیرد.
محرم شروع میشود با همه شور و شعورش؛ هرچند غم اباعبدالله همیشه تازه است و ما شیعیان هر جا اسم اربابمان بیاید، بغض گلوگیرمان میشود. اسم ماه عزای آقا خودش حزنانگیز است؛ چه برسد که فرارسد.
داربستها که میرود بالا و با پارچههای سیاه پوشانده میشود، دلم را گره میزنم به روضههای خانگی در خیابان کمال؛ خیابانی متفاوت که گُلهبهگُلهاش روضه خانگی برپاست.
در چند دهه گذشته مجالس عزاداری در ایران عموما شکلی ثابت داشته و ترکیبی از سخنرانی، مداحی و سینهزنی بوده است.
میگفت نیت ششروز کرده بودم. میگفت زمان جنگ و بمباران بود؛ صدای آژیر خطر را که شنیدیم همگی فرار کردیم توی زیرزمین خانه.
مدرسه بهعنوان محل اصلی آموزشو پرورش، نقش بسیار مهمی در تربیت و پرورش دانشآموزان دارد.
لباسهای مشکیمان را از کمد درمیآورم. نگاهی میاندازم. شور محرم از همین لباسهای مشکی شروع میشوند.
از اتوبوس که پیاده شدم، غروب بود؛ از همان غروبهای دلگیر جمعه؛ اما کافی بود سرت را اینطرف و آنطرف بچرخانی تا در ازدحام آدمها غرق شوی و یادت برود امروز چندشنبه است.
هیئتها ازجمله محافلی هستند که افزون بر برکات معنوی فراوان برای آحاد مردم، تأثیرات اجتماعی گستردهای هم در سطح جامعه دارند. درحالیکه اساس تشکیل هیئتهای مذهبی اقامه عزا برای اهل بیت وحی علیهمالسلام، بهویژه سید و سالار شهیدان، امام حسین علیهالسلام است …
حاجخانم را بهاندازه طول عمری که دارم، میشناسم. از همسایههای قدیمیمان است و از زمانی که چشمباز کردهام، مادرم با او سلام و علیک داشته است.