بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاسهای دانشگاهها دوباره برگزار شد، یکی از استادان به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید بنویسید، نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.» بر همین اساس، در صفحه «کانونها» به دنبال ثبت و مستندکردن دیدههایمان هستیم.
اگر مبدا را دهم اسفند ۱۴۰۴ بدانیم، به دهم مردادماه که برسیم، بیش از ۱۵۰ شب است که جامعه ایرانی با یک پدیده نوظهور مواجه شده است؛ برپایی داربستهایی که سازهای خیابانی را تداعی میکنند و عموما با ارائه خدماتی همراهاند؛ مثل پذیرایی، پخش موسیقی، امانتِ پرچم و پلاکارد.
پیش از آنکه فعالیتهای فرهنگی در میدان اجرا دیده شوند، معمولا آنچه کمتر به چشم میآید، زیرساختهای فکری و محتوایی این فعالیتها است.
نزدیک به نیمقرن پیش، اواسط دهه چهل، جمعی از بزرگان حوزه علمیه اصفهان همچون آیات عظام خادمی، صادقی، شهید شمسآبادی و جمع دیگری از علما و خیّران اصفهان، نیاز به احداث مساجد در مناطق و روستاهای محروم کشور، بهویژه نقاط آسیبپذیر فرهنگی و اقتصادی را وظیفه دینی تشخیص دادند. در نتیجه این احساس نیاز، این حرکت مهم به توصیه آن حضرات آیات، توسط حضرت آیتالله فقیهی که آن زمان از طلاب جوان بودند، آغاز شد.
من سفارش میکنم که کانونهای فرهنگیهنری مساجد را فراموش نکنید. مطالعه کنید و سخنی که متناسب با نیاز آن جوانی است که آنجا حضور پیدا میکند، فراهم کنید. مطالعه کنید.» همین توصیههای رهبر انقلاب است که اهالی مسجدالزهرای اصفهان را به تأسیس «مرکز فرهنگی آینه» وامیدارد.