تا پیش از شیوع کرونا، مکانهای صرف غذا یکی از پرازدحامترین اماکن تـعـامـلـــی شــهـرهــــا بــودنـــد کـــه بیشتر ساعتهای شبانهروز به طیف وسیعی از مردم خدمات میدادند؛ اما با گسترش کرونا در تمام جهان دستخوش تغییرات گسترده شدند؛ ایران و اصفهان نیز از این موضوع مستثنا نبودند. در اوقات قرنطینه سرو غذا تنها به صورت بیرونبر امکان داشت و پس از آن با افزایش و کاهش شدت بیماری، سالنهای غذاخوری به روی مردم بسته و باز شد. همزمانی تورم و ترس از کرونا موجب شد تا بسیاری از ارائه و مصرفکنندگان غذا دچار زیان مالی فراوان و پیامدهای اجتماعی حاصل از آن شوند. طبقهبندی مشاغل انجام و اشتغال صنوف مواد غذایی بلامانع اعلام شد.
اختلاف طبقاتی در کشور حذف شد و این تنها خبری بود که میتوانست بیش از 80 درصد مردم کشور را خوشحال کند. چند سال پیش آنقدر اختلاف طبقاتی در جامعه موج مکزیکی میزد که باقالیپلو با گوشت را فقط آنور آبنشینهای درواز شیراز به بعد میتوانستند بخورند اما اکنونکه جامعه یکپارچهشده و همه به زیرخط فقر رفتهایم، باقالیپلو با گوشت را هیچکس نمیتواند بخورد و همه باید خوراک لوبیا و ماکارونی با سویا بخوریم که خاصیتشان از گوشت بیشتر است.
محموله واکسن دوم روسی نیز به ایران رسید و اگرچه انتظار میرفت، این روزها تب و تاب واکسیناسیون در کشور داغ باشد، اما خبرهایی که از گوشه و کنار به دست میرسد، حاکی از آن است که بسیاری از کادر درمان، از تزریق واکسن روسی «اسپوتنیک وی» به دلیل ترس و واهمه و همچنین عدم تایید نهایی از سوی سازمان جهانی بهداشت و اظهارات قاطعانه «مینو محرز» و انتقادات سازمان نظام پزشکی به وزارت بهداشت به دلیل واردات عجولانه این واکسن به کشور خودداری کردهاند و زیر بار تزریق آن نمیروند. این موضوع در اصفهان نیز دیده شده و کادر درمان این استان هم از قاعده این بازی مستثنی نبودهاند؛ هر چند به گفته رضا فدایی، مسئول بیماریهای واگیر مرکز بهداشت اصفهان، استقبال از واکسیناسیون در این استان روی هم رفته خوب و بالاتر از حد تصور بوده است.
اگر شما در آمریکای دهه شصت زندگی میکردید؛ احتمالا بیشتر با حوادث فیلم و کتاب «کشتن مرغ مقلد» همذاتپنداری میکردید، جمعیت زیاد آفریقایی آمریکاییها در طول تاریخ آمریکا همواره مورد نژادپرستی قرار گرفتهاند. نژادپرستی چیزی است که با ترندهای این روزهای شبکههای اجتماعی، بیشتر به چشم میآید؛ موضوع اصلی کتاب و فیلم «کشتن مرغ مقلد» هم بیشتر در مورد نژادپرستی است، هر چند موضوع ناراحت کنندهاش با لحن شیرین و کودکانه رمان، به چشم نمیآید.
با شلواری پاره وارد خانه شد. وقتی دیدمش، از استرس قلبم به دهانم آمد و بلند گفتم: «چی شده؟» بهت زده نگاهم کرد و گفت: «وا هیچی!» گفتم: «مگر به زمین نخوردی؟!» و همزمان انگشت گرفتم سمت شلوار پارهاش. نگاهی به شلوارش انداخت و بعد بلند زد زیر خنده. ترسیده بودم و گمان میکردم موقع افتادن روی زمین، سرش هم به جایی خورده است و پاک قاطی کرده. خندهاش که قطع شد رو کرد به من و گفت: «از همه جا عقب هستیها! بابا شلوار مد روز است. از همان اول پاره بوده. نه اینکه خورده باشم زمین و پاره شده باشد!» شوکه نگاهش کردم و برای اولین بار به این فکر کردم که مگر هرچیزی مد میشود، نشان از درستبودنش است که ما هم طبق آن عمل کنیم؟ اصلا چه کسی گفته باید طبق مد پیش برویم؟ اصلا مد چیست؟ برای همین سؤالات ذهنی بود که افتادم به تحقیقکردن در این باره. اول از همه با گشتوگذارهای اینترنتی و بعد با گپزدن با دوستان نوجوانم تا حدی توانستم از این مقوله سر در بیاورم.
موادغذایی سالم کمک مهمی برای پیشگیری از بیماریهاست؛ از جمله این بیماریها میتوان به سرطان اشاره کرد. به چند نمونه از این غذاها دکتر رضا محمدی، متخصص تغذیه و رژیم درمانی اشاره میکند.
آگهی خرید و فروش قبر با قیمتهای نجومی و غیرقابل باورکردنی این روزها در برخی از سایتهای اینترنتی بهوفور به چشم میخورد و ردپای دلالان در این زمینه نیز مشاهده میشود. همین چند روز پیش بود که خبر فروش قبر یک متر و نیمی با بهای 300 میلیون تومان در تهران، حاشیهساز شد و واکنشهای بسیاری را به وجود آورد؛ چرا که هزینه این قبور بسیار بیشتر از نرخ یک متر مربع زمین مسکونی در برخی از محلههای تهران است؛ این درحالی است که احمدرضا مرادی، مدیرعامل سازمان آرامستانهای اصفهان میگوید قیمت نجومی قبر در این شهر وجود ندارد و تنها برخی از قبور هستند که نسبت به قبرهای عادی از قیمت بیشتری برخوردار هستند:
مرزهای تجاریشدن بدن امروزه تنها محدود به صنعت مد یا سینما نیست. تا حد خیلی زیادی در گفتمان پزشکی غالب نیز، چندان محدودیتی نسبت به آن به چشم نمیخورد. گرچه ممکن است این سخن برای بسیاری گران تمام شود، اما واقعیتهای موجود حاکی از رقمخوردن وضعیتی است که بدنهای تجاریشده را به لطف گفتمان پزشکی، مشروعیت میبخشد. در همین ارتباط، میتوان به یکی از موضوعاتی که همین چند وقت پیش به واسطه آمار و ارقام بیرونآمده از مبادی رسمی بسیار داغ شده است، یعنی افزایش روزافزون رحمهای اجارهای اشاره کرد.
بیش از بیست سال از تولد اولین نوزادی که با استفاده از رحم اجارهای در اصفهان به دنیا آمد، گذشته است. سال 1373 بود که اولین نوزاد در کشور از این طریق در شهر اصفهان و در بحبوبههای تابوهای اجتماعی و نگاههای هنجارشکنانه به دنیا آمد. سالها، اما طول کشید تا رحم اجارهای به عنوان یکی از روشهای درمان ناباروری در جامعه جا بیفتد و نهتنها زن و مردی که تمایل به بچهدارشدن دارند، از آن برای فرزندآوری استفاده کنند، بلکه برخی از زنان متأهل یا مجرد نیز برای اجارهدادن رحم خود دیگر ترس و واهمهای نسبت به بازخوردهای اجتماعی و انگشتنماشدن و طردشدن نداشته باشند.
همزمان با فرا رسیدن سالگرد شهادت حضرت امام علی نقی (ع) پیکر مطهر یک شهید گمنام روز دوشنبه (۲۷ بهمن) در یگان ویژه ناجا اصفهان تشییع و خاکسپاری شد.
شمارش معکوس بالاخره به پایان رسید و اولین محموله واکسن روسی «اسپوتنیک وی»، 16 بهمن ماه بالاخره و پس از اما و اگرهای فراوان و انتقادها و مخالفتهای بر خی کارشناسان از جمله «مینو محرز» و همچنین سازمان نظام پزشکی به ایران رسید. به گفته کیانوش جهانپور، سخنگوی سازمان غذا و دارو، واکسن روسی که البته تاکنون مورد تأیید سازمان بهداشت جهانی قرار نگرفته است، تا حدود ۹۵ درصد ایمنی ایجاد میکند و عوارض آن ناچیز بوده و مورد تأیید سازمان غذا و دارو قرار گرفته است. اما واکسیناسیون علیه بیماری کووید-۱۹ از صبح سهشنبه 21 بهمن ماه در کشور آغاز شد که به گفته وزیر بهداشت، پارسا نمکی، فرزند وی، اولین کسی بود که اقدام به تزریق واکسن کرد. براساس اعلام وزارت بهداشت، فرایند واکسیناسیون در مرحله نخست با تزریق واکسن روسی «اسپوتنیک وی» در ۶۳۵ بیمارستان و مرکز درمانی سراسر کشور که پذیرای بیماران مبتلا به کرونا هستند، صورت میگیرد.
رستورانها، سفرهخانهها، غذای فوری، کافهها، ساندویچفروشیها، دکههای فلافلی و چایخانهها ازجمله مکانهای تعاملیِ خوراک تا پیش از شیوع کرونا بودند. اماکنی که به ازای در اختیار گذاشتن فضا، زمان و غذا، قسمتی از درآمد اقشاری را که بهطورمعمول در این مکانها خوراک میخورند،خرج خود میکرد. این فضاها که بهطور عمده، اغلب تحت تأثیر میزان درآمد افراد، و نه کیفیت خدمات، به پاتوقهایی برای حضور قشرهای مختلف جامعه تقسیم میشوند، معمولاً سه دسته را سیر میکنند: اغنیا، طبقه متوسط و قشرِ ضعیف که تقریباً هرگز به رستورانها، سفرهخانهها و فست فودهای گرانقیمت نمیروند.