حال ایرانیها چندان خوب نیست و این موضوعی است که در سالهای اخیر، آسیبشناسان و روانشناسان نسبت به آن هشدار دادهاند؛ به طوری که در همایشی که در هفته سلامت روان برگزار شد، عنوان شد که حدود یکسوم جامعه نیازمند دریافت خدمات روانشناختی هستند.
سازمان بهداشت جهانی و صندوق بینالمللی حمایت از کودکان سازمان ملل در سال ۱۹۸۰، بیانیه مشترکی را با این عنوان صادر کردند که هر زمان شیر مادر خود نوزاد در دسترس نیست، اولین و بهترین انتخاب، شیر مادر یک نوزاد دیگر است.
«مناسبسازی» واژهای کلیشهای و نخنماست که هر بار نوبت از گفتن در رابطه با معلولان میشود، همه از آن سخن میگویند؛ اما دریغ از گوش شنوایی که برای شنیدن آن وجود داشته باشد.
دنیای نابینایان رنگارنگ نیست؛ شرایط جامعه و فرهنگسازینکردن باعث شده است همه آنها نتوانند در عرصههای مختلف حضور پیدا کنند و به اهداف خود برسند.
هزینههای درمان دندان کمرشکن است و همین هم باعث شده است خیلیها قید رفتن به دندانپزشکی را بزنند و عطای رفتن به مراکز و کلینیکها را به لقایش ببخشند.
تاکسیهای اینترنتی روزبهروز محبوبتر میشوند و جای بیشتری در میان مسافران باز میکنند؛ همانها که شاید تا پیشازاین برای رسیدن به مقصد خود، باید چندین بار سوار تاکسی میشدند یا بر سر کرایه و نداشتن پول خرد، دعوا و مرافه راه میانداختند.
دسترسی به داروهای اعتیادآور، این روزها آسان است و برخی از آنها در داروخانهها عرضه میشود و حتی بدون نسخه پزشک و به راحتی در اختیار افراد قرار میگیرد؛ داروهایی که همراه با خود وابستگی را برای بیماران به ارمغان میآورد و آنها را معتاد میکند.
سال گذشته بود که شروع فصل سرما و همچنین موج زودرس آنفولانزا بیمارستانها و داروخانهها را با کمبود شدید آنتیبیوتیک مواجه کرد؛ موضوعی که بیماران بهویژه اطفال را با سرگردانی روبهرو کرد و باعث شد تا آنها به دنبال پیدا کردن آنتیبیوتیک از این داروخانه به آن داروخانه کوچ کنند.
اشک در چشمهای سمیرا تاب میخورد؛ وقتی از هر روزی حرف میزند که پشت سر گذاشتنش برای او هزار سال طول کشیده است و سختترینش هم همان روزی بود که «ماشین به دست گرفتم و موهایم را تا ته زدم. آن لحظه مرگ خودم را از خدا خواستم.»
بسیاری از رزیدنتها حالا، مدتهاست که به شرایط کاری خود، معترضاند و میگویند که خیلیهایشان قادر به تحمل این شرایط نیستند؛ اتفاقی که در برخی از مواقع منجر به مهاجرت و انصراف از تحصیل میشود.
الان که دیگر کرونایی وجود ندارد و شهروندان از زدن ماسک خودداری و در فضاهای بسته و جمعی نیز بیشتر تردد میکنند، احتمال اینکه ابتلا به آنفولانزا افزایش یابد، بیشتر است.
دنیای کارگران کورههای آجرپزی معنا شده در ساخت خشت و آجر که ردیف میشوند روی هم و خانه میشوند برای دیگران و حسرت برای کارگرانی که مدتهاست مفهوم خانه و خانواده برایشان رنگ باخته است.