لایحه «ارتقای امنیت زنان در برابر سوء رفتار»، بالاخره روز گذشته در نشست علنی مجلس و پس از یک دهه به تصویب مجلسیها رسید.
اخبار منتشر شده نشان میدهد مادران دارای دو فرزند و بیشتر چنانچه قصد داشته باشند تا در طرح فروش گسترده خودرو حضور پیدا کنند باید همانند متقاضیان عادی علاوه بر افتتاح حساب وکالتی مبلغ 100 میلیون تومان ودیعه نیز ذخیره کنند.
قنبری با اشاره به فعالیت کارآگاه زن در پلیس گفت: کارآگاهان زن را آموزش دادهایم و از امروز و در مدت حدود یکسال ۱۶ نفر از بانوان حکم کارآگاهی دریافت کردند.
رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان در نطق پیش از دستور هفتادویکمین جلسه علنی شورا گفت: بانوان فرهیخته الگو و مایه افتخار جامعه ما هستند و نیاز است که به نوجوانان و جوانان معرفی شوند.
همان طور که در نوشتار پیشین ذکر شد، دهه هشتاد میلادی دههای پرکار برای اکوفمینیستها بود. نیمه دوم این دهه با کارهای مشترک «وندانا شیوا»[1] و «ماریا میس»[2] ادامه یافت. شیوا در ادامه کار «کارولین مرچنت»، توانست تاثیر مضر نیروهای مردسالار، استعماری و نیز نیروهای دنیای مدرن همانند «توسعه» و «علم» را بر طبیعت و زنان در عرصه جهانی برجسته سازد. او نشان داد که چگونه توسعه و علم به عنوان نظمهای غالب اجتماعی در پیوندی بنیادین با مردسالاری و استعمارگری هستند. پیش از پرداختن به نظریات مهم در حوزه علم (که عموما در دهه 90 منتشر شدند) و از طریق مرچنت آغاز شده بود، میتوان ابتدا وضعیت کشورهای جهان سوم در آن زمان را بررسی کرد تا بتوانیم درک بهتری از آن چه شیوا درباره ارتباط توسعه و استعمارگری بیان داشته بود به دست آوریم.
کمتر از پنجاه سال پیش بود که نخستین کتابهای نظری در حوزه اکوفمینیسم منتشر شدند. اکوفمینیسم هم مانند بسیاری دیگر از شاخههای برابریخواهی تنها در حوزه دانشگاهی و نظری دنبال نشد و رد پای آن را میتوان در بسیاری از جنبشهای اجتماعی دنبال کرد. اما پیش از پرداختن به اکوفمینیسم به عنوان یک جنبش اجتماعی نیاز است تا روند رشد این اندیشه را از دهه 70 میلادی تاکنون بررسی کرد. همچنین دامنه اثرگذاری اکوفمینیسم به جهان غرب محدود نماند و میتوان آن را در آسیای میانه، استرالیا و دیگر نقاط جهان نیز ردیابی کرد. در واقع همان چیزی که باعث میشد اکوفمینیسم بتواند همزمان برای زنان در هندوستان یا زنان در فرانسه موثر واقع شود، منجر به انتقادات زیادی از آن نیز شد.
آمار همیشه میتواند وجهه فریبندهای داشته باشد. یعنی میتواند به همان میزان که از کمیت چیزی خبر میدهد به همان میزان نیز متغیرهای زیادی را از نظر دور نگاه دارد. خصوصا اگر آمار و ارقام منتشر شده، در چارچوب تحلیلی خاصی قرار نگیرند تا به وسیله آن بتوان اثر مخرب تک بعدی بودن آمار کمی را کاهش داد. به همین علت هم خبر افزایش 20 تا 22 درصدی خشونت علیه زنان در سال 1399 نسبت به سال 1397، میتواند آمار فریبندهای باشد.
سال 2019 موج دوم جنبشهای بزرگی در حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا را به همراه داشت. زنان از سوریه و لبنان [تا ترکیه و افریقا]، در خط مقدم اعتراضات بودند و مسائلی چون بیکاری، نابرابری، فساد، بیثباتی سیاسی و خشونت قومیتی/فرقهای را مطرح کردند. این نوشتار جشنی کلیشهای به مناسبت رها شدن زنان عرب نیست. نقش اساسی زنان در این تحولات انقلابی -به عنوان رهبر، سازماندهنده و بسیجکننده- تنها میتواند تحت عنوان یک بازتاب عمیق از تأثیر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در منطقه بر زندگی و معیشت آنها درک شود. اما گرچه جنبشها نویدبخش تغییر بودند؛ اما همهگیری کرونا در سال 2020 تمام ابعاد زندگیهایمان را دستخوش تغییر کرد و نیز توقفی ناگهانی در این تحرکات به وجود آورد.
چهرهای که برخی سیمون دو بووارِ جهان عرب لقبش داده بودند، دیروز در 89 سالگی در گذشت. نویسنده، روانپزشک، پزشک یا هر چیز دیگری که برای توصیفش به کار ببریم حول یک مفهوم مهم و محوری میچرخید: فعالیت برای استیفای حقوق برابر در همهی شئون برای زنان. او در قاهره به دنیا آمد، در قاهره مرد اما آثارش محدود به قاهره و مصر و جهان عرب نشد، به بیش از 30 زبان ترجمه شد و دنیا را در نوردید.
در یک سالی که گذشت، زندگی هر روز صبحی که از خواب برخاستیم غیرقابل پیشبینیتر و سختتر از روز قبل بود. چه برای کسانی که کرونا را باور کردند و به محدودیتها تن دادند؛ چه برای کسانی که از اساس با وجود ویروسی همهگیر کنار نیامدند و به زندگی روزمره خود مثل گذشته ادامه دادند. اما این سختی و نامطمئنبودن برای همه به یک اندازه نبود. برای کادر درمان، سالمندان، خانوادههایی که عزیزی را از دست دادند و بیشمار افرادی که رکود اقتصادی ناشی از همهگیری توانست آسیبهای جدی به آنها وارد کند زندگی روی سختگیرانهتری به خودش گرفت. تجربه زنان اما در این یک سال تجربهای منحصر به فرد بود. در این نوشتار نگاهی خواهیم انداخت به زندگی زنان مهاجر دریک سالی که گذشت. از زنان مهاجر افغانستانی در ایران تا زنان مهاجر در آن سوی آبها.
شاید یک سال پیش چنین روزهایی بیشتر ما تصورمان از کرونا، چندان جدی و شبیه به آنچه امروز راجعبه آن فکر میکنیم نبود. تأثیراتی هم که بر زندگیمان گذاشته بود هرگز در این وسعت نبود. یحتمل تنها چیزی که آن روزها بیش از الان تجربهاش میکردیم ترس از ناشناختگی بود. گرچه ابعاد تغییر کرده، ترس اما به قوت خودش همچنان باقی است. تنها عامل و گستره ترس است که تغییر کرده است. ما این روزها بیشتر از پیامدهایی از کرونا میترسیم که کمابیش نسبت با سطحی از آن مفاهیم آشنا هستیم و ممکن است در روزها و ماههای سپرهشده از سالِ همهگیریِ کووید 19، به شکلی هولناک و یکباره تجربهشان کرده باشیم؛ مفاهیمی چون فقدان، تبعیض، خشونت و فقر.