در طراحی شهری وقتی قرار است پروژهای با رویکردهای مختلف تعریف شود، باید ابعاد گوناگون آن در نظر گرفته و طبق نظر کارشناسان پیوند فرهنگی و محیطزیست در آن لحاظ شود.
در بحثی گسترده به علل تأخیر در افتتاح پروژههای شهری که سالها قول افتتاح داشتهاند و هنوز این اتفاق محقق نشده است، پرداختیم.
انتظارم برای مترو آنقدرها طول نمیکشد. جایی پیدا میکنم و گوشیام را درمیآورم تا ادامه داستانم را بخوانم.
اجرای پروژههای عمرانی شهری یکی از الزاماتی است که شهرداریها برای خودشان ترسیم میکنند تا با بازکردن گرهها، شهر را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنند.
شاید شما برند غذایی «جان اسنک» را در برخی از خیابانهای اصفهان دیده باشید. جاناسنک در سال 1384 متولد شد و حالا جوانی برومند شده که قرار است با کاربریهای متفاوت خود را به نمایش بگذارد.
صدای خشخش جارو از پشت پنجره حضور آدمهایی که روزشان زودتر از همه مردم شروع میشد را به تو خبر میداد.
اصفهان از سالها پیش در مدیریت حمل زباله و نظافت شهر زبانزد بوده است و سرآمد شهرهای ایران. این شهر از اولین شهرهایی است که به سمت مکانیزه شدن حمل زباله رفت.
وقتی کتابها را تورق میکنی تا به یک تعریف درست از گذر برسی به این تعریفها میرسی که گذرهای تاریخی باوجودآنکه عنصری خطی با نقش ظاهری معبر و محل تردد روزانه بودند، اما به جهت کارکردهای جانبی نظیر فعالیتهای تجاری، مذهبی، اجتماعی و تفریحی و همچنین درک مردم از فضای آن، در نظام محله و شهر اهمیت یافتند.
وقتی تعریفهای مختلف شهرسازی را از گذر میخوانی کارکردهای مهمی برای گذرها تعریف شده و بر نقش مهم آنها در محلهها تأکید شده است. اما در خصوص گذر حاجآقا نجفی و بررسی بهتر گذرها به سراغ منصوره مهرهکش کارشناسی ارشد برنامهریزی شهری دانشگاه هنر اصفهان رفتم و از او خواستم تا این موضوع را بهتر توضیح دهد.
در کنار مسجد شیخ لطفالله و دیوارهای نمکشیده آن، کوچهای باریک است که بهزحمت یک ماشین میتواند پارک کند. خانههای کاهگلی و گاهی مخروبه در اطراف مسجد نشان از قدمت و البته خالی شدن محله از سکنه میدهد؛ بافتی تاریخی که بهمرورزمان نهتنها احیا نشده، بلکه به فراموشی سپرده شده است.
چندسالی است که اصفهان و معضلاتی که یکبهیک خود را در پهنه این شهرستان نشان میدهند، برای بسیاری از متفکران و اصفهاناندیشان پرسشهای اساسی را به وجود آورده است؛ اینکه «مسیر شکوفایی اصفهان از کجا منحرف شده است؟»، «چه عواملی را باید علت وضعیت فعلی دانست؟» و «چه باید کرد؟»
امروز اما بعد از گذشت سالها وقتی در ترافیک سرسامآور خیابانها گیر میافتم و تکسرنشینها را میبینم، افسوسی جانکاه به جانم میافتد که پس این همه فرهنگسازی چه شد؟ اما بااینحال وقتی چشمم به ایستگاههای شلوغ میافتد به خودم امیدوار میشوم که هنوز رغبتی وجود دارد و مردم حملونقل عمومی را ترجیح میدهند، اگر سریع ،بهموقع و زود برسد.